پروژههاي مسكن مهر در جايجاي كشور در حال ساخته شدن و تحويل به متقاضيان است. هر چند چگونگي ساخت مسكن مهر در سالهاي اخير انتقادات فراواني به دنبال داشته است اما به قول وزير آموزش و پرورش و استاندار تهران بزرگترين مشكل پروژههاي مسكن مهر تأمين نشدن فضاهاي آموزشي است.
احداث پروژههاي مسكن مهر در كنار شهرهاي بزرگ و شهركها چند سالي است كه آغاز شده و قرار است كانونهاي جمعيتي در اين پروژهها ساكن شوند ولي آنچه در جانمايي اين پروژهها از نظر سازندگان اين كانونهاي جمعيتي پنهان مانده ساخت فضاهاي خدمات عمومي و آموزشي است. به هر حال بايد توجه داشت كه با احداث كانونهاي جمعيتي و اسكان آنها به نيازهاي شهري نيز توجه ويژهاي صورت گيرد.
در اين ميان توجه به احداث فضاهاي خدماتي و آموزشي ميتواند از بار مشكلات ساكنان آنها همچون رفت و آمد به شهرهاي همجوار براي تأمين نيازهاي شهري بكاهد. اينكه شهركي با چندين هزار واحد مسكوني ساخته شود و براي آن فضاها خدماتي در نظر گرفته نشود در حالي است كه در كشور صحبت از ارتقاي زندگي شهرنشيني و توسعه پايدار ميشود و جاي تأمل دارد!
چگونه است كه برابر قانون براي هر 300واحد مسكوني احداثي بايد واحدهاي آموزشي و خدماتي در نظر گرفت اما براي احداث شهركي با چندين هزار واحد مسكوني كه ميتواند بار زيادي از جمعيت را در خود جاي دهد، فضاهاي آموزشي و خدمات عمومي در نظر گرفته نشود.
به واقع وجود نواقص در احداث كانونهاي جمعيتي سبب شده است تا فقط برخي مسئولان دم به انتقاد و گلايه بزنند. حال بايد پرسيد پس مسئول اين كمكاريها كيست و بايد چگونه براي جبران آن اقدام كرد؟ بنابراين انتظار ميرود دركنار گلايههاي صورت گرفته، مسئولان بر حسب وظايف ذاتي خود نيز موضوع را پيگيري و ارائه راهكار كرده و نقش دستگاههاي خود را در رفع اين مشكلات ايفا كنند.
توجه به جانمايي و اقدام براي احداث فضاهاي خدماتي در اين شهركها ميتواند از بار مشكلات شهري و زندگي شهري ساكنان تا حدود زيادي بكاهد. جلوگيري از افزايش سفرهاي اضافي و كاهش اينگونه سفرها خود به نوعي صرفهجويي اقتصادي است كه ميتواند از بار مشكلات و مسائل كلان در كشور كه با آن مواجه هستيم بكاهد. بنابراين لازم است تا با سرمايهگذاري و استفاده از ظرفيتهاي بخش خصوصي و حمايتهاي مالي از دامنه مشكلات موجود اين كانونهاي جمعيتي كاست، در اين ميان ميتوان با تشويق بنگاههاي اقتصادي همچون بانكها و مراكز اقتصادي كه بازدهي بالايي دارند، بخشي از كمبودها را با تهاتر و سرمايهگذاري رفع و رجوع كرد. به عنوان مثال اگر قرار است فلان بنگاه اقتصادي بخشي از درآمد خود را به عنوان ماليات به خزانه كشور پرداخت كند با برنامهريزي، آن دستگاه ملزم به احداث فضاي آموزشي و ساير خدمات در اين مكان شود.
همچنين بايد توجه داشت كه اجراي اينگونه پروژههاي شهركسازي همزمان با تأمين و احداث نيازهاي شهري ساكنان دنبال شود نه اينكه شهركي ساخته شود و بعد از ساكن شدن جمعيت، به فكر نياز آن باشيم.
ايجاد فضاهاي زيرسطحي، تصفيهخانه، احداث فاضلاب شهري، ايجاد كانالهاي انتقال خطوط برق، تلفن و ساير خدمات عمومي نه تنها ميتواند از بار مشكلات و مسائل شهري بكاهد بلكه در درازمدت به دليل جانمايي مناسب و احداث آنها به نوعي از بار هزينههاي مالي چندين باره عمليات احداث براي زيرساخت اين خدمات خواهد كاست؛ مشكلي كه هم اكنون شهرها با آن دست و پنجه نرم ميكنند كه تبعات و مشكلات بسياري را هم به دنبال دارد.
بر اين اساس نگاه سكونتي به شهر براي ايجاد آرامش و آسايش و امنيت خود به نوعي سرمايهگذاري و اهميت دادن به سرمايه اجتماعي كه همان ساكنان است به حساب ميآيد.
با تأمين نيازهاي خدمات شهري و بسترسازي براي رفع مشكلات پايهاي در اينگونه كانونهاي جمعيتي علاوه بر تأمين سلامت شهري ميتوان به بهداشت رواني ساكنان آن نيز كمك بسزايي كند؛ معضلي كه شهروندان در شهرها با آن روبهرو هستند. در پايان ميتوان گفت سرعت شهرنشيني در اينگونه مراكز بسيار پرشتاب است بر همين اساس تأثيرات آن برساير حوزهها همچون مسائل اقتصادي، اجتماعي، زيستمحيطي و بهداشتي محله آشكار است، بنابراين اگر برنامهريزي مناسب شهري، آمادگي و مديريت مناسب در نظر گرفته نشود در آينده نه چندان دور اين كانونهاي جمعيتي به دليل كاستيها و ضعفهاي بيان شده خود به چالشهاي اصلي سلامت و شكلگيري آَسيبها تبديل خواهند شد كه طيف وسيعي از چالشهاي گوناگون شهري را بروز داده و زندگي شهروندان ساكن را نيز در معرض چالش قرار خواهند داد.