به گزارش خبرنگار ما، شامگاه پنج شنبه 29 خردادماه امسال مأموران گشت كلانتري چيتگر به پژوي 405 مشكوك شدند و دستور ايست دادند. راننده پژو وقتي با دستور ايست پليس روبهرو شد با افزودن سرعت از محل گريخت اما مأموران كلانتري در يك تعقيب و گريز كوتاه موفق به توقف ماشين و دستگيري راننده آن شدند. مأموران در بازرسي از خودرو مقداري كابل برق بريده شده، بيسيم، اسلحه شكاري و قيچي آهنبري كشف كردند. بعد از تشكيل پرونده، متهم – بابك - به دستور قاضي هاشميان بازپرس دادسراي ناحيه 34 براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. متهم در نخستين بازجوييها ادعاي بيگناهي كرد و گفت من كارمند اداره برق يكي از مناطق غرب تهران هستم و داشتم از بازرسي ايستگاه فشار قوي برق برميگشتم كه مأموران من را بازداشت كردند. مأموران در بررسيهاي بعدي با چندين شكايت از سوي اداره برق در غرب تهران مواجه شدند كه نشان ميداد مدتي است كابلهاي برق فشار قوي ايستگاههاي آن منطقه به سرقت رفته است. بنابراين به متهم مشكوك شدند و وي را مورد بازجويي فني قرار دادند. بابك در بازجوييها ناچار لب به اعتراف گشود و به 14 بار سرقت كابل از ايستگاههاي برق فشار قوي با همدستي يكي ديگر از همكارانش اقرار كرد. وي گفت: من كارمند اداره برق هستم و 22 سال سابقه كاري دارم. زندگي خوبي داشتم تا اينكه مدتي پيش به مواد مخدر شيشه اعتياد پيدا كردم. بعد از اين، مشكلات زندگيام آغاز شد و براي تأمين مواد مخدر دست به سرقت زدم. من چهار بار به تنهايي از ايستگاهها سرقت كردم تا اينكه موضوع را به يكي ديگر از همكارانم به نام شهباز گفتم و 10 بار هم دو نفري كابلهاي برق ايستگاهها را سرقت كرديم. با اعتراف متهم، كارآگاهان شهباز را هم دستگير كردند. شهباز در تحقيقات به جرم خودش اعتراف كرد. وي در حالي كه گريه ميكرد، مدعي شد: 29 سال سابقه كار دارم و قرار بود به زودي بازنشسته شوم. در طول خدمتم به درستي كار كردم و موفق به گرفتن چندين لوحه استاد كاري شدم تا اينكه مدتي قبل به خاطر اعتيادم به ترياك با مدير قسمت كاريام مشكل پيدا كردم. در حالي كه من استاد كار بودم او از من به عنوان كارگر ساده استفاده ميكرد و هنگام كار، من را مجبور به نگه داشتن پرچم ميكرد. به خاطر همين موضوع، حقوق من كاهش يافت و من از مديرم كينه به دل گرفتم. وقتي بابك پيشنهاد سرقت را داد به خاطر اينكه به مديرم ضربه بزنم، قبول كردم و دست به سرقت زدم اما كمكم به پول باد آورده آن عادت كردم. وي درباره نحوه سرقت گفت: من و بابك مسئول بازرسي و سركشي از پستهاي فشار قوي منطقه بوديم. معمولاً دو نفري در طول روز از چند پست فشار قوي بازرسي ميكرديم و گزارش آن را تحويل مافوقمان ميداديم . بعد از هر بازرسي در ايستگاه برق را با قفلي كه با خودمان ميبرديم، ميبستيم و شب دو نفري به ايستگاه برميگشتيم و با باز كردن قفل مقداري از كابلهاي برق را به طوري كه برق منطقه قطع نشود، سرقت ميكرديم و بعد هم دوباره با قفل اصلي در را قفل ميكرديم. وي ادامه داد: معمولاً بعد از سرقت كابلها نوسانات برق در منطقه به ما اعلام ميشد و ما دوباره به ايستگاهها سركشي ميكرديم و گزارش ميداديم كه كابلهاي ايستگاه به سرقت رفته است. مأموران پليس هم كه تخصصي در زمينه برق نداشتند، فقط به گزارش ما اكتفا و به گفتههاي ما اعتماد ميكردند. وي در پايان گفت: ما در اين مدت بيش از دو تن كابل برق سرقت كرديم و به مالخري در حوالي تهران فروختيم. پس از اعتراف دو سارق، نماينده حقوقي شركت برق هم اعلام كرد سرقت كابلها بيش از 500 ميليون تومان به اداره خسارت زده است كه رقم اصلي بعد از محاسبه و بررسي اعلام ميشود. وي گفت: سرقت كابلها به چند ترانسفور ماتور صدمه زد كه هر كدام بيش از 100 ميليون تومان قيمت دارد. دو متهم براي تحقيقات بيشتر به دستور قاضي هاشميان در اختيار كارآگاهان قرار گرفتند.