اتاق 14 ظرفيت شش تخت را ندارد ولي به زور شش تخت در اتاق قرار دادهاند. پرستار با خستگي دستورات پزشك را اجرا ميكند. تعداد كم پرستاران و افزايش مراجعات به بيمارستان در روزهاي اخير باعث خستگي مضاعف كادر درمان و پزشكي شده است. هنوز دستورات پزشك به صورت كامل اجرا نشده است كه كد 99 اعلام ميكنند و پرستار با عجله اتاق را ترك ميكند تا بر سر بالين بيماري حاضر شود كه اوضاع حادي دارد. بيماران اتاق 14 همچنان منتظر پرستارند تا دستورات پزشك را برايشان اجرا كند!
اين ماجرا و ماجراهايي از اين دست حكايت بيمارستانهايي است كه بعد از «طرح تحول نظام سلامت» با افزايش چشمگير و در برخي موارد غيرضروري مراجعان مواجه بودهاند. بر اساس آمار ارائه شده از سوي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، بعد از اجراي «طرح تحول نظام سلامت» از 15 ارديبهشت سال 93 ميزان مراجعان تا 35درصد افزايش يافته است. هر چند افزايش ميزان مراجعات با تعابير زيادي همراه است، ولي قدر مسلم اينكه اگر كسي تا ديروز براي سردرد معمولي به ليوان جوشانده گياهي بسنده ميكرد، الان روي تخت بيمارستان در حال سرم تراپي است! و اين به معناي سرگرداني بيماراني است كه حقيقتاً نياز به بستري شدن تحت نظر پزشك دارند.
«طرح تحول نظام سلامت» چيست؟
بر اساس طرح تحول سلامت، بيماران بستري در شهرها تنها 10درصد و در مناطق روستايي، كميته امداد، افراد تحت تكفل بهزيستي، عشايري و. . . كه از طريق نظام ارجاع به بيمارستانها مراجعه ميكنند تنها 5درصد هزينههاي بستريشان را خواهند پرداخت. رايگان شدن زايمان طبيعي و جذب پزشكان در مناطق محروم و افزايش دستمزد پزشكان براي ماندگاري بيشتر در بيمارستانهاي دولتي از جمله مواردي است كه در اين طرح به آن توجه ميشود. طرح تحول نظام سلامت در 557 بيمارستان كشور در حالي آغاز شد كه به اعتقاد برخي اين طرح هنوز در ابتداي راه است و نياز به تغييرات فراوان و احيا و تكميل زيرساختها و تجهيزات بيمارستاني دارد.
سهم خدمات پرستاري از «طرح تحول نظام سلامت»
بدون شك يكي از سختترين مراحل درماني حفظ و مراقبت از بيماران بعد از اعمال جراحي يا در طول دوره درمان ميباشد، يعني اگر دستورات پزشك به موقع و بر اساس ضوابط پزشكي اجرا نشود، چه بسا جان بيماران به خطر ميافتد. بخش اعظم اين كار نيز بر عهده پرستاران است كه در حال حاضر بيش از توان و ظرفيت جسميشان در حال خدمترساني به بيماران هستند.
بر اساس گزارش دكتر سيدحسن هاشمي وزير بهداشت در بهمن سال گذشته، 110 هزار تخت بيمارستاني در كشور فعال است كه بايد به ازاي هر تخت، 5/1 تا دو پرستار در بخش عادي بيمارستان وجود داشته باشد كه بر اساس آمارهاي موجود، در حال حاضر به ازاي هر تخت بيمارستاني تنها 7/0 نيروي پرستاري وجود دارد اما با وجود چنين آماري و نياز مبرم به استخدام پرستار در اين وزارتخانه، «طرح تحول نظام سلامت» با همين نيروهاي موجود در ارديبهشت سال جاري اجرا گرديد. با اجراي اين طرح در شرايط كنوني قطع به يقين ميزان دريافت خدمات پرستاري كه در حال حاضر تنها 30درصد گزارش شده است، با كاهش چشمگيري روبهرو خواهد شد. به علاوه فشار مضاعفي كه به پرستاران وارد ميشد نيز دو چندان خواهد شد.
از سويي با وجود افزايش فشار كاري پرستاري در اين طرح، از هفت دستورالعمل «طرح تحول نظام سلامت» حتي يك مورد هم سهم پرستارها نبوده است و فقط بار اصلي اجراي طرح بر دوش پرستاران است! جالب اينكه در هيچ كجاي دنيا اختلاف تا 200 برابري كارانه بين پزشكان و پرستاران وجود ندارد كه متأسفانه با اجراي اين طرح، اين اختلاف پرداختي نيز افزايش پيدا خواهد كرد.
مراجعان جديد به بيمارستانها چه كساني هستند؟
با كاهش هزينههاي بستري به 10 درصد، حجم مراجعات مردم به بيمارستانها عليالخصوص در شهرهاي كوچك افزايش چشمگيري پيدا كرده است و بسياري از مراجعات به بيمارستان به هيچ عنوان اورژانسي و ضروري محسوب نميشوند تا جايي كه در يكي از بيمارستانهاي شرق استان تعدادي از مراجعان به بهانه كمبود مراقبت در خانه از سوي اطرافيان، تقاضاي بستري شدن در بيمارستان داشتهاند! در واقع افزايش مراجعات غيرضروري به بيمارستان، نوعي اجحاف در حق بيماراني است كه به لحاظ پزشكي نياز به مراقبت جديتر و بيمارستاني دارند.
سخن پاياني
به نظر ميرسد شتابزدگي و اضطرار در اجراي اين طرح، باعث شده تا كاستيهاي موجود رخ بنمايانند و كيفيت قبلي نيز تحتالشعاع حجم بالاي مراجعان رنگ ببازد. شايد با بررسي منابع نيروي انساني، تخمين بار مالي ناشي از اين طرح عظيم ملي، مشاوره با سازمان نظام پزشكي در خصوص كارايي و كيفيت خدمات پرستاري در اجراي طرح، نگاه عادلانهتر در تخصيص منابع مالي بين كادر درمان و پزشكي و. . . موفقيت اين طرح بزرگ ملي تا حدودي تضمين ميشد. اميد است مسئولان با نگاه كارشناسانه درصدد برطرف ساختن ايرادات عمده اين طرح برآيند. به عنوان مثال پرداخت 10 درصد هزينههاي بستري فقط مختص بيماراني باشد كه هزينه درمان آنها بالاتر از يك مبلغ مشخص باشد (مثلاً 500 هزار تومان يا يك ميليون تومان). نه اينكه بابت تزريق يك سرم و چند ساعت تحت نظر بودن هم 10 درصد هزينه دريافت شود!
در خاتمه ذكر اين نكته ضروري است كه كشورهاي مختلفي كه در دنيا اين طرح و طرحهاي مشابه را اجرا ميكنند و بخش اعظم هزينههاي پزشكي افراد جامعه را تقبل ميكنند، قبل از «نظام تحول سلامت، » ابتدا «نظام تحول پيشگيري» را به صورت جدي و رسمي اجرا ميكنند و بعد از «كاهش ميزان مراجعات به مراكز درماني» و «شيوع خود مراقبتي در جامعه» اقدام به كاهش تعرفههاي پزشكي و درماني ميكنند اما متأسفانه در كشور ما اجراي اين دو طرح به موازات هم در حال اجراست كه بدون شك با كاستيهاي فراواني مواجه خواهد شد.