در شديدترين اين واكنشها كه از سوي كارگروه تحول علوم سياسي به كارشكني در روند تحول تعبير شد، 160 استاد علوم سياسي در نامهاي به رئيسجمهور خواستار توقف اين تحولات شدند. ادامه روند مخالفتها با فرآيند تحول در علوم انساني به ويژه در رشته علوم سياسي نشان از شوك مخالفان از تحقق تحول در علوم انساني دارد.
تغيير و تحول همواره با مقاومتهايي روبهرو است، به ويژه تحول در حوزه انديشه كه با وجود داشتن انعطاف، پيوستگي و گستردگي آن چالشهايي را در مسير تحول به وجود ميآورد. علوم انساني كه سالهاست صاحبنظران و كارشناسان منتظر خروجي بازنگري و متحولشده سرفصلهاي آن هستند نيز در اين حوزه دستهبندي ميشود.
با اين وجود در حالي كه در مورد رشته علوم سياسي اين انتظارها به پايان رسيد، اما ظاهراً تحولات صورتگرفته با انتظار گروهي از اساتيد اين رشته در دانشگاهها تفاوت دارد، طوري كه اين تحولات را غيرعلمي، سياسي، تكصدايي و جناحزده ميدانند.
كارگروه تحول و ارتقاي علوم سياسي در ديماه سال 90 ذيل شوراي تخصصي تحول در علومانساني شوراي عالي انقلاب فرهنگي آغاز به كار كرد و پس از تدوين رسالت و اهداف تحول و ارتقاي رشته علوم سياسي، بازنگري در سه مقطع كارشناسي، كارشناسيارشد و دكتري را در دستور كار قرار داد كه بازنگري در مقطع كارشناسي به اتمام رسيده و از مهرماه سال جاري براي دانشجويان جديدالورود اين رشته تحصيلي تدريس ميشود.
به طور كلي تغيير در آنچه حاكميت نگاه ماديگرايانه و سكولاريستي در اين علوم بود محور تحول قرار گرفت، بنابراين كار از بازنگري سرفصلهاي علوم سياسي گذشت و به تحول منابع اين رشته رسيد؛ مسئلهاي كه ثمره آن امروز و در آستانه ابلاغ براي اجرايي شدن از ابتداي سال تحصيلي آينده با واكنشهاي متفاوتي روبهرو شد، از جمله اينكه 160 نفر از اساتيد علوم سياسي در نامهاي خطاب به رئيسجمهور خواستار توقف اين تحولات شدند.
ادعاي خلاف واقع
از سوي ديگر اين تحركات از سوي مخالفان تحول علوم سياسي پاسخ كارگروه تحول را نيز در پي داشت. منوچهر محمدي رئيس كارگروه تحول علوم سياسي در اين باره به «جوان» ميگويد: اعتراض آقايان اين است كه در جريان روند بازنگري نبودند. در حالي كه اين ادعايي خلاف واقع است. در ابتداي كار دو اقدام را انجام داديم؛ يك اينكه موجوديت خودمان را به كل گروههاي آموزشي در سراسر كشور اعلام كرديم. در يك بخشنامه آغاز كار و مشخصات كارگروه را از طريق ايميل، آدرس و تلفن به همه گروههاي آموزشي اعلام كرديم و هر نوع همكاري و پيشنهادي را طلب كرديم.
در موازات آن، آنها را در جريان فعاليتهاي خود قرار داريم، هر قدمي كه در كارگروه برميداشتيم به آنها ابلاغ ميكرديم كه ما اين تصميمات را گرفتيم، اگر نظري داريد ارائه دهيد. به طور كلي حدود 250 نفر از اساتيد در فرآيند تحول مستقيماً دخالت داشتند كه همه عضو گروههاي آموزشي علوم سياسي دانشگاهها هستند.
اساتيد جديد براي سرفصلهاي نو
محمدي در پاسخ به اظهار نظر منتقدان مبني بر اينكه در جريان تحول در علوم سياسي تفكر يك جريان خاص سياسي حاكم بوده نيز خاطرنشان ميكند: ابداً يك جريان خاص حاكم نبوده است. شوراي تحول كارگروهي متشكل از اساتيد متدين و متخصص از حوزه و دانشگاه بوده است و اين افراد بايد صلاحيت خاصي داشته باشند. كارگروهي هم در وزارت علوم براي اين منظور بود كه براي جلوگيري از موازيكاري در اين كارگروه ادغام شد، بنابراين تغييرات صورت گرفته در دروس همزمان مورد تأييد وزير علوم و رئيس شوراي تحول است.
وي ادامه ميدهد: دوستاني كه به تحول در علوم سياسي انتقاد ميكنند باور نميكردند به اجرا برسد. تصور اين بود كه مثل اسلامي كردن دانشگاهها در حد حرف باقي ميماند ولي وقتي ديدند عملياتي شده احساس كردند براي آنها امكان تدريس با روش و رويكرد جديد وجود ندارد و شروع به مخالفت كردند.
رئيس كارگروه تحول علوم سياسي در تشريح سياستهاي كارگروه مزبور در جهت همراه كردن اساتيد با تحولات تأكيد ميكند: مطمئن هستيم اساتيدي كه باور نداشته باشند براي اين كار و تدريس در دوره كارشناسي پيشقدم نميشوند، در حال حاضر يكي از دغدغهها و نگراني بعضي از همكاران كه نامهاي نيز نوشتند همين است. ميدانند ديگر ميدان براي آنها در دوره كارشناسي باز نيست، بنابراين به مديران و رؤساي دانشكدهها و گروهها توصيه ميكنيم بر عملكرد اساتيد نظارت كنند. اساتيدي كه قرار است جديداً استخدام شوند را ما نيز بايد گزينش كنيم و گزينش آنها با اين رويكرد جديد خواهد بود.
نهايت همكاري دولت با روند تحولات
محمدي همچنين همكاري دولت جديد را در روند بازنگري سرفصلها مطلوب ارزيابي و بيان ميكند: با وجودي كه برخي فكر ميكردند نگاه دولت جديد به اين مسئله جناحي باشد، با اين وجود اين مصوبه از سوي وزارت علوم دولت يازدهم ابلاغ شد كه اين امر تصميم نظام بود و ضرورت هم داشت. سرفصلهايي وجود داشت كه بعضاً حدود سيوچند سال پيش تدوين شده و هيچ تحولي در آن صورت نگرفته بود. با توجه به تحولات عظيم جهان بايد منابع را روزآمد كرد تا بتوانيم با مراكز علمي و دانشگاهي دنيا پيش رويم. مفهومسازي نيز از جمله مسائلي بود كه بايد به آنها توجه داشت، بسياري از مفاهيمي كه ما به كار ميبريم برگرفته از غرب است و بايد مفاهيم جديد ايجاد كنيم. با اين چهار هدف كار خود را آغاز كرديم.
نياز به بازنگري دوباره هست؟!
يكي از اساتيدي كه زير نامه به رئيسجمهور را امضا كرده است به «جوان» ميگويد: ما معتقديم منابعي كه جديداً معرفي شدهاند در فضاي فكري خاص نوشته شدهاند و قابليت تغيير دارند.
وي كه به دلايل شخصي نخواست نامش فاش شود در تشريح ايراداتي كه خود و همكارانش به سرفصلهاي بازنگري شده علوم سياسي وارد ميدانند، ادامه ميدهد: در اين سرفصلها سياست امريكاي لاتين اولويت يافته در حالي كه در عمل سياست حكومت در اروپا براي كشور ما مهم است. علاوه بر اين منابعي كه ارجاع شده متعلق به عده خاصي است و همه قشرهاي علوم سياسي مورد توجه قرار نگرفتهاند.
اين استاد دانشگاه ميافزايد: رئيس كارگروه تحول خود كار تهيه و تدوين شش كتاب علوم سياسي را بر عهده گرفته كه از ابتداي مهر بايد مورد تدريس قرار بگيرد. وي در عين حال ميگويد: نميخواهيم اقدامات اين كارگروه را تخطئه كنيم اما بايد ديدگاههاي بيشتري مورد توجه قرار ميگرفت و اساتيد بيشتري مورد مشورت قرار ميگرفتند و دوستان بايد بپذيرند كه سرفصلهاي متحول شده جاي بازنگري دارد. كساني كه اقدام به چنين كاري كردند افرادي سياسي بودند و به هيچ وجه صلاحيت چنين كاري را نه از بابت تخصص و نه از بابت تعهد نداشتند و خيلي عجولانه عمل كردند.