
جشنواره بينالمللي فيلم دفاع مقدس (مقاومت) قديميترين جشنواره بعد از انقلاب اسلامي محسوب ميشود كه بيش از 30 سال قدمت دارد. اين جشنواره به منظور محلي براي عرضه و حمايت از توليدات دفاع مقدس شكل گرفت كه تاكنون نيز خروجيهاي خوبي داشته و شايد يكي از جريانسازترين جشنوارههاي بعد از انقلاب بوده است كه برخي از فيلمسازان براي اولينبار در اين جشنواره مطرح شدند. از دوره يازدهم نام مقاومت كه كلمه جهانشمولتري است براي اين جشنواره انتخاب شد و در سه دوره اخير، حوزه بينالمللي نيز به جشنواره اضافه شد. امسال تلاش شده است برنامههاي متفاوتي در جشنواره گنجانده شود و با توجه به اينكه سال متفاوتي در حوزه فرهنگ خواهيم داشت و همچنين نامگذاري كه توسط مقام معظم رهبري صورت گرفته است، مسئولان برگزار كننده جشنواره عزمشان را جزم كردهاند تا در اين راستا گامهاي مهم و بلندي بردارند تا الگويي براي ديگر جشنوارههاي انقلابي باشند. براي آشنايي بيشتر با اين جشنواره و دغدغه مسئولان برگزاري آن، گفتوگويي را با محمد خزاعي، دبير سيزدهمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم مقاومت انجام دادهايم كه مشروح آن در ادامه ميآيد.
آقاي خزاعي به عنوان مطلع بحث لطفاً يك تصوير كلي از جشنواره مقاومت را براي مخاطبان ترسيم كنيد.
در سال 1362 و با توجه به ضرورتهايي كه در آن بازه زماني احساس ميشد، هسته اوليه جشنواره مقاومت طرحريزي شد و شكل گرفت. در واقع به نوعي اين پايهگذاري با جان گرفتن و تولد سينماي دفاع مقدس همراه بود و به دليل شور و هيجاني كه در بين برخي فيلمسازان ما وجود داشت دغدغههايي ايجاد شده بود و اين مسئله بهانهاي بود كه براي نمايش آثار توليدي در اين حوزه مكان و محلي تعيين گردد. اين موضوع هم به دلايلي از جمله اينكه چه آثاري درباره دفاع مقدس و جنگ ساخته شده است، توسط چه كساني و با چه رويكرد و نگاهي توليد شدهاند. در واقع جريان سينماي دفاع مقدس با حركتهاي خودجوش توسط برخي فيلمسازان و با به دست گرفتن دوربين و رفتن به جبههها، شكل گرفت. ابتدا اين جشنواره به صورت يك هفته فيلم برگزار ميشد كه بعدها متوليان آن به اين نتيجه رسيدند كه بايد شكل و سياق اين موضوع حالتي رقابتي و جشنوارهاي پيدا كند. اين مسئله ادامه داشت تا ساليان متمادي كه پس از چند دوره تعطيلي، با همت بنياد فرهنگي روايت و شخص آقاي جباري و با احياي جشنواره تئاتر مقاومت و به دنبال آن فيلم دفاع مقدس صورت گرفت. در همان سالها نيز عنوان جشنواره به مقاومت تغيير كرد.
نگاه برگزار كنندگان جشنواره به مفهوم مقاومت چه محدوده و گسترهاي را دربر ميگرفت؟
مفهوم مقاومت به نوعي گسترهاي بالاتر و وسيعتر از جنگ نظامي را شامل ميشود. از جمله مقاومت در برابر هرگونه ظلم و ستم در هر جايي و با اين نيت كه ما را به فطرت آزادمنشي انساني بازگرداند. با همين تفاسير بود كه نام مقاومت برگزيده شد. روند برپايي جشنواره با اين نام تا دوازدهمين دوره پيش رفت و در دوره قبل كه در شهر كرمان برگزار شد ما به اين نتيجه رسيديم كه يك صندوق حمايت از فيلمسازان خارج از كشور تاسيس كنيم و خوشبختانه اين اتفاق مثبت به وقوع پيوست و بركاتي داشت.
اين جشنواره تا دوره قبل دوسالانه برگزار ميشد اما ظاهراً تصميماتي براي برپايي يك سالانه آن اتخاذ شده است، آيا چنين موضوعي صحت دارد؟
البته هنوز هم به صورت دوسالانه برگزار ميگردد. اما امسال در جلسه شوراي سياستگذاري جشنواره موضوعات مختلفي را مورد بررسي قرار داديم. از جمله اينكه جشنواره يكسري اهداف داخلي و يكسري اهداف خارجي را دنبال ميكند. اين مسئله نيز مورد اهميت و بررسي قرار گرفت كه وقتي قرار است جشنواره فيلم انقلاب و دفاع مقدس يا مقاومت برگزار شود بايد فاكتورها و مولفههاي خاصي داشته باشد. وقتي قرار است در سينماي كشور و مقاومت جريان ساز باشيم و وقتي ادعاي كشف و پرورش استعدادهاي بكر در گوشه و كنار كشور را داريم و از ميان فيلمسازان مختلف با كساني كه با اين تعابير و اهدافش داراي همسويي و هم سنخي هستند، ارتباط گرفته و آنها را در يك جا جمع كرده و حلقههاي منفك و جدا از هم را به يكديگر متصل ميكنيم؛ قاعدتاً بايد بياييم و سطح و دامنه برگزاري جشنواره را گستردهتر كنيم. واقعيت اين است كه اگر قرار باشد يك جشنواره تأثيرگذار و جريان ساز باشد، قطعاً بايد يك مسير جديدي برايش تعريف و اجرايي گردد. مسئله ديگر اينكه اگر قرار بر چنين اقداماتي باشد يقيناً دوسالانه برگزار كردن جشنواره ما را به سرمنزل مقصود نميرساند. از طرفي خطري وجود دارد و آن اينكه ممكن است در طول يك سال ما به اندازه كافي فيلم توليد شده در اين مفهوم را نداشته باشيم. براي اين مسئله راهكاري مدنظرمان است و آن اينكه با شركت يك تعداد از آثار داخلي و تعدادي از آثار بينالمللي آن را برگزار ميكنيم. به كلام ديگر ضرورت سالانه شدن جشنواره اين بود كه احساس شد بعد از سي و اندي سال از عمر برگزاري جشنواره ظرفيت برگزاري سالانه جشنواره وجود دارد و اين مؤيد اين مطلب است كه تصميمگيري براي اجراي يكسالانه جشنواره مقاومت يك شبه و به صورت دفعي اتفاق نيفتاده است. بعد از گذشت و برپايي 13 دوره و طي سي و چند سال تازه متوليان آن به اين جمعبندي رسيدهاند كه آن را يك سالانه برگزار كنند. دليل بعدي اين اقدام فراگيرتر شدن موضوع جشنواره است كه مسائلي از جمله اقتصاد مقاومتي، مبارزه با جريانهاي انحرافي مذهبي و انديشهاي، موضوع سبك زندگي اسلامي - ايراني و بحث مقابله با تهاجم و شبيخون فرهنگي و دهها موضوع ديگر كه جزء دغدغههاي بزرگان نظام و متوليان جشنواره مقاومت است، باعث اتخاذ چنين تصميمي گرديده است. به واقع هر نوع نگاه مقاومتي در برابر زشتيها و با مبنا قرار دادن نگاه ايدئولوژيكي اسلام و انقلاب دغدغه ما و زيرمجموعه مفهوم مقاومت به حساب ميآيد.
براي اجرايي شدن چنين تصميمي قطعاً نياز به آماده كردن يكسري زيرساختهاست. در اين زمينه چه تصميمات يا اقداماتي انجام گرفته است؟
به نظر من بسياري از جشنوارههايي كه در كشورمان برگزار ميگردند، در جريان توليد، فرهنگسازي و جريانسازي سينمايي تأثيرگذار نيستند. به طور مثال در سالهاي اخير جشنواره بينالمللي فيلم فجر، فيلم برگزيدهاش در روند اكران عمومي، فروش و جذب مخاطب دچار مشكل است و جوايزش هيچ تأثيري در اين مؤلفهها ندارد. به نظرم اگر مكانيسم اجرايي آن تغيير كند قطعاً اين مشكلات هم تا حدود زيادي برطرف ميشوند. متأسفانه قالب كليشهاي ساختار اين جشنواره كه هيچ كس حاضر به ايجاد تحول در آن نيست دليل اصلي چنين اتفاقات تلخ و ناخوشايندي است. اگر ما بياييم و ساختار جديدي را برايش تعريف كنيم و فرايند آن را متحول كنيم قطعاً به نتايج بسيار خوبي خواهيم رسيد. جشنواره كودك يا حتي در همين جشنواره مقاومت خودمان اگر بياييم و بگوييم كه براي فيلمهاي برگزيده آن قرار است چه تصميمات و اقداماتي انجام بدهيم، آيا مكانيسم اجرايي و حمايتي از برگزيدگان آن خواهيم داشت؟!
منظورتان از پيداكردن استعدادها و ديگر برنامههايي كه عنوان كرديد اين است كه افراد كاربلد و پخته را در يك سيكل و مسير هدايت كنيد يا نه گستره اين كشف حمايت و هدايت به افراد تازه كار و نوپا نيز ميرسد؟
در حوزه داخلي ما فيلمسازهايي داريم كه وقتي شما به فيلم توليد شده يك جوان نگاه ميكنيد مشاهده مينماييد كه اين جوان چقدر نگاه خوب و مستعدي دارد اما شايد از نظر شناخت ساختارهاي اصلي دچار ضعف و نابلديهايي است اما جرقهها و زمينههاي يك فيلمساز خوب و بالقوه را در او مشاهده ميكنيد. خب طبيعتاً شما ميتوانيد روي اين استعداد سرمايهگذاري كنيد. ببينيد كسي مثل آقاي عبديپور چه فيلم همسنگار و چه فيلم قبلياش در حوزه دفاع مقدس بود كه باعث مطرح شدن او شد.
اين مسئله در حد يك نظريه است يا اينكه به حالت بالفعل نيز رسيده است؟
اين موضوع خصوصاً در اين دوره از جشنواره، در دستور كار ما قرار دارد. اصلاً جشنوارهاي كه توان كشف استعدادهاي مختلف را نداشته باشد نميتواند نامش جشنواره باشد.
برنامهتان در اين زمينه چيست؟
انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس اين تأكيد و نيت را دارد كه در صورت كشف استعدادهايي كه از نظر استعداد و توانايي در حد قابل قبولي هستند روي آنها سرمايهگذاري كند.
در جريان برپايي جشنواره مقاومت معمولاً يكسري فيلمها به نمايش درميآيند كه قبلاً اكران عمومي شدهاند و به نوعي تكراري هستند. آيا به فكر اين هستيد كه تقريباً همانند برخي جشنوارههاي بينالمللي مثل جشنواره فيلم كن، فرايند جشنواره را به گونهاي تئوريزه كنيد كه فيلمهايي در قالب مقاومت، براي اولين بار در اين جشنواره اكران شوند؟ آيا برنامهاي داريد؟
در جريان تصميماتي كه توسط شوراي سياستگذاري جشنواره اتخاذ شد اگر موضوع برگزاري يك سالانه جشنواره مقاومت به تأييد قطعي برسد تدابيري اتخاذ و اعلام شده است كه برگزاركنندگان حداكثر تلاش و مساعي خودشان را براي چنين اقدامي به كار بگيرند و جشنواره تقريباً به اولين محل نمايش فيلمهايي با محتوا و موضوع «مقاومت» تبديل شود. البته اين را هم بگويم كه فرايند شكلگيري چنين حركتي حدود دو يا سه سال به طول خواهد انجاميد؛ مثل حركتي كه در جشنواره كودك در حال وقوع است.
آيا اين مسئله شامل فيلمهاي خارجي شركتكننده در جشنواره نيز خواهد شد؟
به دليل اينكه فيلمهايي با محتواي مقاومت در كشورهاي خارجي خيلي مورد توجه نيستند و در نظر دولتهاي ديگر و عمدتاً غربيها موضوعيتي ندارند، تا حدودي خودبهخود باعث ميشود كه فيلمهاي خارجي با محتواي مقاومت تقريباً براي اولين بار در جشنواره اكران شوند اما تصميم اصلي بر اين است كه فعلاً فيلمهاي توليد داخل فيلمهاي تكراري نباشند.
با توجه به اينكه برخي از افراد گمان ميكنند منظور از واژه «مقاومت» صرفاً در حول و حوش مسائلي نظير دفاع مقدس يا موضوعات مذهبي خلاصه ميشود و از طرفي برخي ديگر گمان ميكنند چنين جشنوارههايي صرفاً مختص بچه حزباللهيها و افرادي است كه نگاه خاص مذهبي به مسائل دارند، قيد ميخورد. براي تبيين واژه مقاومت آيا برنامه خاصي داريد؟
بحث مقاومت و دفاع مقدس در هيچ سالي و در هيچ جشنوارهاي مختص به يك فضا يا گروه خاصي نبوده و نخواهد بود. جشنواره بينالمللي فيلم «مقاومت» همانطوري كه موضوع دفاع مقدس و توليدات سينمايياش متعلق به هيچ گروه و دستهاي نبوده است و هميشه به كل مردم و آحاد مختلف جامعه تعلق داشته است به هيچ طيف فكري خاصي تعلق ندارد. ما در طول برگزاري اين جشنواره هيچ وقت خطكشيهايي اينچنيني نداشتهايم و نخواهيم داشت. چون باور ما اين است كه هركسي بتواند فيلم خوب در اين حيطه و محتوا بسازد از آن استقبال خواهيم كرد. به كلام ديگر ما در جشنواره مقاومت نگاهمان به فيلم است نه فيلمساز.
حساسيتهاي شما به عنوان متوليان و برگزاركنندگان جشنواره مقاومت درباره كيفيت آثار شركتكننده در جشنواره چيست؟
امسال يكي از بخشهاي مهم جشنواره سيزدهم به نوعي به تبيين مفهوم دفاع مقدس و مقاومت و گستره آن و نيز بايدها و نبايدهاي معقول و منطقي واژه مقاومت و دفاع مقدس اختصاص دارد. ببينيد مسئله اصلي اين است كه نسلهاي آينده عموماً از طريق آثاري مكتوب و فيلمهاي ساخته شده درباره دفاع مقدس با آن ارتباط برقرار خواهند كرد و آن را خواهند شناخت. خطر بسيار جدي كه امروزه جريان سينماي دفاع مقدس را به شدت تهديد ميكند و درباره آن برنامهريزيهاي متعددي در حال انجام است، داشتن نگاه ملي و عاري از جريان اعتقادي و ايدئولوژيكي است. به طور مثال فيلمي ذيل عنوان دفاع مقدس ساخته ميشود كه همين فيلم ميتوانست در كشوري ديگر چه غربي و چه شرقي نيز ساخته شود! به كلام ديگر اينگونه فيلمها مؤلفهها، المانها و هويت اسلامي - ايراني و البته مقدس بودن را اصلاً در خودشان ندارند و تنها فيلمي سرشار از توپ و تانك و شليك و كشت و كشتار است و متأسفانه سعي ميشود در چنين نگاهي به مسئله دفاع مقدس با بهانههاي مختلفي مثل نگاه ضد جنگ يا تخاصم نظامي بين دو كشور يا گروه، سطح كار تنزل پيدا كند. اين افراد در حال تلاشند كه به همه بقبولانند دفاع مقدس ما همانند ديگر نبردها و جنگهاي دنيا مثل جنگ جهاني اول، دوم و. . . است كه يك عده از آدمها عدهاي ديگر را كشتند و تمام! و چيزي غير از اين نبوده است و تنها علت اين جنگ دفاع از خاك بوده و نه چيز ديگر. در حالي كه جنگ دنيا عليه ايران بر سر عقايد، باورها، انقلاب اسلامي و الگو شدن براي ديگر ملل تحت سلطه و استعباد و استبداد كشورهاي سلطهگر و زورگو در كنار دفاع از سرزمين و خاك وطنمان برپا شد و هشت سال به طول انجاميد. ميخواهند با تعميم نگاه مليگرايانه، باورها و اصولي كه مسئله اصلي بود را از دفاع مقدس بگيرند و آن را صرفاً يك جنگ ملي ميهني نشان دهند. اين عده درواقع به دنبال گرفتن نگاه و اقدامات مقاومتگرايانه از مردم و جامعه هستند اما چنين اتفاقي هرگز رخ نخواهد داد و اين مسئله نبايد باعث تغافل يا دست كم گرفتن اين حركت شود.
جريان ديگري در سينماي كشور وجود دارد كه مدام غُر ميزند و ميگويد كه بس است ديگر چقدر ميخواهيد فيلم جنگي بسازيد! در كشور مسائل و مشكلات مهمتري وجود دارد كه بايد به آنها پرداخته شود! در عين حال و در جريان ديدار عوامل فيلم «شيار 143» با مقام معظم رهبري، رهبر انقلاب فرمودند هاليوود به رغم گذشت بيش از 50 سال از پايان يافتن جنگ جهاني دوم، هنوز هم فيلمهاي جنگياش جزء بهترين آثار توليد شده اين كشور به حساب ميآيد. چرا كسي از درون يا بيرون امريكا به آنها چنين اعتراضاتي نميكند؟ آيا اساساً وجود چنين طيف يا جرياني در بدنه سينماي كشورمان را قبول داريد؟
اولاً بايد اين نكته را عرض كنم كه ما داريم فيلم «دفاع مقدسي» ميسازيم نه فيلم «جنگي»! دوماً كساني كه چنين ادعاهايي دارند خودشان فيلم «جنگي» ميسازند و به همين دليل ما با اين افراد خيلي تفاوت داريم. مسئله ديگري كه بايد به چنين افرادي متذكر شد اين است كه نسبت به جريان دفاع مقدس شناخت ندارند وگرنه 365 روز برابر است با يك سال دفاع مقدس ما، اگر اين عدد را در هشت سال ضرب كنيم عدد بسيار قابل توجهي ميشود. اگر اين عدد را ضرب در تاثيرات جنگ تحميلي عليه كشورمان در جامعه كنيد، آن وقت ميبينيد چه عددي ميشود! شما نتوانستيد و شناخت نداشتيد! وقتي عدم شناخت نسبت به يك مسئلهاي به اين مهمي باشد خب معلوم است كه كسي نميتواند كاري انجام بدهد. تأثيرات جنگ تحميلي بر حوزههايي مثل اقتصاد، فرهنگ، سياست، جامعه و دهها حوزه ديگر را ميتوان عرصههايي سرشار از سوژه و موضوع براي توليد فيلم تلقي كرد. هر روز از دفاع مقدس ما خودش ميتواند يك فيلم سينمايي باشد. سراغ زندگي و سرگذشت هر رزمنده و بسيجي ساده اگر برويم و دنبال خانواده و قصهاش بگرديم، قطعاً يك سوژه براي توليد فيلم است. همه خاطرات، شهداي گمنامي كه از طريق خواب و رؤيا جنازههاي مطهرشان پيدا ميشود، همه تأثيرات اجتماعي، اقتصادي و سياسي كه تابعي از مسئله دفاع مقدس است و بر نسل امروز ما وجود دارد، خودش يك فيلم سينمايي دفاع مقدسي است! به طور كلي دفاع مقدس ما يك جريان مستمر است كه امروزه نوع مواجهه و جنس آن عوض شده است. اصلاً كسي نميتواند بگويد كه دفاع مقدس ما پايان يافته است.
علت اين درك نكردن را در چه چيزي ارزيابي ميكنيد؟
علت اين است كه اينها نه اهل مطالعهاند (درباره دفاع مقدس) نه اهل بينشاند و نه شناخت دارند يا اينكه نگاهي مغرضانه به مقوله دقاع مقدس دارند! من يك سؤال دارم و آن اينكه چرا جريان خاص سينمايي و فرهنگي كشور اصلاً وارد بحث دفاع مقدس نميشوند؟! چرا راجع به آن فيلم نميسازند؟ مگر كسي جلوي آنها را گرفته است؟! چرا اگر فيلمي هم ميسازند سعي ميكنند با نگاه شبه روشنفكري بسازند؟! ما بايد باور كنيم كه عدهاي اصلاً موافق جريان فيلمسازي دفاع مقدس نيستند! كشور ما بسيار كشور پيچيده و عجيبي است! به اين معنا كه شما به افراد پول ميدهيد كه فيلمهايي بسازند كه محصول دغدغههاي شخصي يا تراوشات ذهني بيمار خودشان است در سينماي ما و محيط فرهنگي ما زياد است. اينها حتي روشنفكر هم نيستند. ما متأسفانه در سينماي كشورمان روشنفكر واقعي نداريم، بلكه روشنفكرمآبهايي داريم كه حتي اصول و بايدهاي اوليه روشنفكري را هم بلد نيستند! اينها خودشان هم نميدانند كه چه چيزي ميخواهند و در يك فضاي بلاتكليفي گرفتار شدهاند. دنبال اين هستند كه به حساب خودشان به آنها «اَنگ انقلابي بودن» نخورد!اگر ميترسيد كه اَنگ انقلابي بودن به شما نخورد خب پس چرا در اين نظام ايستادهايد؟! اگر هم در اين نظام و كشور ايستادهايد و در اين كشور داريد زندگي ميكنيد، خب اين كشور همان نظام است!
با توجه به رويكرد دولت قبل(نهم و دهم) آيا در برگزاري جشنواره مقاومت با مشكلات و معضلاتي روبهرو بودهايد يا خير؟
اينكه مديريت فرهنگي در دورههاي گذشته چه اشتباهاتي را مرتكب شده است، به نوبه خود يك مسئله مهم و چالش برانگيزي است. ما براي برگزاري جشنواره مقاومت در دوره مديران سينمايي و فرهنگي قبل هم مشكلاتي داشتيم. دوروبريهاي مديران سابق فرهنگي كشور حرفشان اين بود كه چرا بنياد روايت بايد چنين جشنوارهاي را برگزار كند، خب خودمان انجام ميدهيم و به همين بهانه شروع به مخالفتهاي زيادي كردند. در دوره بعد كه برخي از مديران سينمايي كمي متمايلتر و همگامتر شده بودند، شخص آقاي حسيني وزير ارشاد از ما حمايت كرد كه توانستيم جشنواره را برگزار كنيم! اين مسئله را به اين جهت عنوان كردم چون برخي گمان ميكنند كه اگر جشنواره مقاومت برگزار ميشود مسئولان وزارت ارشاد با جشنواره همراه هستند؛ خير اصلاً چنين چيزي صحت ندارد. اين مخالفتها هميشه وجود داشته است و معمولاً اقليتي هستند كه در اطراف مديران تصميمگير و به عنوان مشاور حضور دارند كه متأسفانه همين افراد مشاور با مشاورتهاي غلطشان دارند جريان سينماي انقلاب را به جاهاي ديگري ميبرند! به طور مثال آقاي ايوبي كسي است كه سابقه و پيشينه مشخص و قابل دفاعي دارد. از مديران خوش سابقه نظام است كه در حال فعاليت است ولي متأسفانه اقليت مخالف جشنواره مقاومتي كه به سينما برگشتهاند سعي ميكنند با فرستادن پالسها و كدهاي غلط، در تصميمگيريهاي مديران تأثيرگذار باشند. همين افراد سعي ميكنند تا يكسري خطكشيهاي غلط خودي و غير خودي را برجسته كنند و همينها هستند كه دارند جريان سينما را به يك سمت ديگري ميبرند كه لازم است به شدت مراقب آنها بود.
نقش و جايگاه مديريت فرهنگي و مسئولان ذي مدخل كشور را در اين زمينه چگونه تحليل ميكنيد؟
هر سالي با يك شعار و منظرگاهي از جانب مقام معظم رهبري تعيين و ناميده ميشود. فلسفه اين تعيين شعار فقط اين نيست كه مثلاً در سال اقتصاد مقاومتي يا فرهنگ و. . . بالاي سربرگهاي اداري را تغيير بدهيم و بنويسيم. تفكر زيربنايي سال اقتصاد مقاومتي يا فرهنگ چه چيزي است؟ اگر يك سال را به عنوان سال ترويج سبك زندگي يا فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي بناميم، اينها يك ريشه و مبنايي پيچيده دارند نه يك نگاه فرماليته و سطحي. متأسفانه نگاه سطحي مديران ما در رابطه با شعار سال اين است كه يكسري بنر و سربرگهاي اداري را مزين به آن نام كنند يا اينكه در بعضي از سخنرانيهايشان با استفاده از اين كلمات چند جملهاي را بگويند. رهبر انقلاب درباره جريانات فرهنگي و معضلات مربوط به آن چندين سال است كه هشدار ميدهند اما امسال ديگر سال را به اسم اقتصاد و فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي نامگذاري كردند. پيام اين نامگذاري اين است كه مسئولان و مديران بايد بيايند و جريان فرهنگي را به سمت اهداف انقلاب و نظام مديريت و كاناليزه كنند. مطمئن باشيد كه به زودي جهاد فرهنگي توسط بچه حزباللهيهاي ولايتي آغاز خواهد شد. اولين اتفاقات و نشانههاي آن بروز كرده است چه اينكه رهبر معظم انقلاب در جريان يكي از سخنرانيهايشان به جريان گرفتن برخي اقدامات خودجوش فرهنگي توسط جوانان انقلابي اشاره صريح داشتند. اين يك سؤال مهم است كه چرا در سخنان نوروزي مقام معظم رهبري به لزوم تقويت حركتهاي خودجوش جوانان انقلابي(يا همان ان جي او ها) اشاره مستقيم ميشود؟ چرا فرمودند كه جوانان خودشان بيايند و كار را دست بگيرند؟ چون تقريباً از جريانات فرهنگي كشور كه توسط مسئولان انجام ميشود نااميد شدهاند. مراكز مديريتي فرهنگي مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي قرار بود بار مسئوليت فرهنگي كشور را برعهده بگيرند. همانطوري كه يك زماني حوزه هنري براي پوشش نقاط ضعف و كاستيهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تأسيس شد، امروز هم رهبر انقلاب از تشكلهاي مستقل و مردمي با عنوان حركتهاي خودجوش جوانان انقلابي براي برطرف كردن كاستيهاي موجود در فضاي فرهنگي كشور، حمايت كرده و آنها را به فعاليت بيشتر و پرشورتر فرا خواندند. اكنون افراد و مراكزي دست به تربيت نيروهاي متبحر و متعهد زدهاند كه هر روز تعدادشان در حال رشد و بالا رفتن است. متأسفانه مديريت فرهنگي كشور ما ساليان سال است كه خواب هستند و برخي افراد اين مسئولان و مديران را گرفتار كارهاي كم اهميت، روزمرگي و پرداختن به اختلافات كردهاند. با اين حال چگونه يك مدير فرهنگي نميتواند به توسعه فرهنگي و طرحريزي برنامههاي بلندمدت و راهبردي مشغول شود يا در مورد آن تفكر كند.
و كلام آخر؟
كلام آخر اينكه از فرداي روزي كه جشنواره به پايان برسد تازه كار ما شروع ميشود. بايد فكري به حال بهتر و قويتر شدن جريان سينماي مقاومت كنيم. نكتهاي هم به شما بگويم كه افق خيلي روشن است. ريزشها و رويشهايي صورت گرفته كه الحمدلله رويشهاي ما جوانههاي آيندهداري هستند. همه بايد متوجه باشيم كه در اين مسير بايد پشت سر كسي باشيم كه چراغ روشن و خوبي براي هدايت و نشان دادن مسير درست و صحيح به دست دارد.