کد خبر: 655054
تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۲
راز سرقت پسر معتاد از خانه زوج سالخورده در سينه پسر همسايه نهفته بود.
به گزارش خبرنگار ما، ظهر روز شنبه 24 خردادماه امسال مأموران كلانتري 154 افسريه در جريان سرقت طلاهاي زن سالمندي در خانه‌اش قرار گرفتند. وقتي مأموران به محل حادثه كه خانه دو طبقه قديمي بود رسيدند، زن صاحبخانه كه مريم نام دارد، گفت: لحظاتي قبل داخل پذيرايي خانه‌ام خواب بودم و شوهرم نيز در اتاق ديگري مشغول استراحت بود كه ناگهان متوجه شدم پسر غريبه‌اي بالاي سرم است. وقتي چشمانم را باز كردم، پسر جوان به من حمله كرد و سعي داشت با چسب پهني كه در دست داشت دهانم را ببندد اما من در مقابل او مقاومت كردم و با داد و فرياد از شوهرم و همسايه‌ها كمك خواستم. وي ادامه داد: پسر جوان وقتي نتوانست دهانم را چسب بزند دو عدد گردنبند گرانقيمتم را كه بر گردنم آويزان بود با دستش كشيد و پاره كرد و بعد هم با سرقت آنها از خانه گريخت. بعد از اين من با فرياد آي دزد به داخل كوچه رفتم و از همسايه‌ها كمك خواستم. يكي از همسايه‌ها كه صداي فرياد مرا شنيده بود به داخل كوچه آمد و به تعقيب سارق پرداخت اما او موفق شد با ماشين پژويي كه در اول كوچه منتظرش بود، فرار كند. وي در پايان گفت: همسايه هنگام تعقيب توانست شماره پلاك ماشين سارقان را يادداشت كند. با طرح اين شكايت، پرونده براي شناسايي سارقان به دستور بازپرس شعبه اول دادسراي ناحيه 34 ويژه سرقت در اختيار تيمي از كارآگاهان پايگاه ششم پليس آگاهي قرار گرفت. كارآگاهان در نخستين گام با بررسي شماره پلاك، صاحب خودروي پژو را كه مردي به نام شهرام بود، شناسايي كردند. شهرام بعد از احضار به اداره پليس مدعي شد مدتي است ماشينش در اختيار پسر بزرگش به نام صمد است. بنابراين مأموران آگاهي صمد را به عنوان مظنون اصلي اين سرقت تحت تعقيب قرار دادند. تحقيقات ميداني نشان داد صمد مغازه موتور‌سازي دارد اما بعد از حادثه با بستن در مغازه از محل متواري شده است. سرانجام مأموران پليس صمد را دستگير كردند. متهم در بازجويي اوليه با تناقض‌گويي قصد فريب پليس را داشت اما وقتي گردنبند‌هاي طلاي شاكي از مغازه‌اش كشف شد، به جرم خودش با همدستي پسر جوان ديگري به نام داود اعتراف كرد. وي گفت: من وضع مالي خوبي داشتم و موتورسازي‌ام نيز درآمد خوبي داشت تا اينكه مدتي قبل به مواد مخدر شيشه اعتياد پيدا كردم. چند ماه پيش با داود كه او هم معتاد به شيشه است در پارك آشنا شدم تا اينكه چند روز قبل از حادثه او گفت يكي از همسايه‌هايشان زن و شوهر سالمندي هستند كه طلا و پول زيادي در خانه‌شان نگهداري مي‌كنند. داود گفت كه به راحتي مي‌توانيم طلا‌ها و پول‌هاي آنها را سرقت كنيم و وقتي اين پيشنهاد را داد، من وسوسه شدم و قبول كردم. روز حادثه با ماشين من به نزديكي خانه آنها رفتيم. او به بهانه‌اي به خانه شاكي رفت و هنگام برگشت در خانه شاكي را باز گذاشت و به داخل ماشين آمد و گفت كه زن و شوهر هر دو خواب هستند. بعد از اين او پشت فرمان نشست و منتظر من شد و من هم به داخل خانه آنها رفتم اما ناگهان پيرزن از خواب بيدار شد و شروع به داد و بيداد كرد. قصد داشتم دهانش را با چسب پهني كه از قبل آماده كرده بودم ببندم اما نتوانستم و فقط دو عدد گردنبندي كه بر گردنش آويزان بود كشيدم و سرقت كردم. بعد از اعتراف متهم، مأموران پليس همدست او را دستگير كردند. وي در بازجويي‌ها كه چاره‌اي جز اعتراف نداشت، گفت: شاكي با همسرش همسايه خانه ما هستند. او به خانه ما رفت و آمد داشت تا اينكه متوجه شدم طلا و جواهرات زيادي بر گردن و دستانش دارد. به همين خاطر وسوسه شدم و با همدستم موضوع را در ميان گذاشتم و نقشه سرقت را طراحي كرديم. ما فكر مي‌كرديم كه آنها سالمند هستند و به راحتي نقشه‌مان عملي مي‌شود اما مقاومت زن سالمند، دست ما را رو كرد. وي در پايان گفت: روز حادثه به بهانه‌اي به خانه آنها رفتم و وقتي ديدم خواب هستند در خانه را باز گذاشتم تا دوستم راحت وارد خانه آنها شود و سرقت كند.
تحقيقات از دو متهم به دستور قاضي شعبه اول دادسراي ناحيه 34 از سوي كارآگاهان ادامه دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار