هفته گذشته و پس از آغاز حمله تروريستها و بعثيها به استانهاي شمالي عراق، جان كري وزير امور خارجه امريكا از آمادگي اين كشور براي مذاكره با ايران در مورد عراق سخن گفت و برخي ديگر از مسئولان اين كشور ضرورت اقدام مشترك نظامي ايران و امريكا در عراق را مطرح كردند. اين پيشنهاد اگرچه در آغاز با اظهارنظرهاي متفاوت مسئولان ايراني و ذوقزدگي برخي نشريات زنجيرهاي مواجه شد، اما پاسخ صريح دبير شوراي عالي امنيت ملي و تاكيد بر اينكه اين موضوع كاركرد جنگ رواني داشته و كاملاً غيرواقعي است، عملا بر موضع رسمي ايران در نفي همكاري با امريكا تأكيد كرد و يادآور شد كه ايران هرگونه درخواست رسمي دولت عراق در اين زمينه در چارچوب مقررات بينالمللي بررسي ميكند و اين روند كاملاً دوجانبه بوده و به كشور ثالثي ارتباط ندارد.
در اينكه امريكاييها عامل اصلي بحران گذشته و كنوني عراق بوده و با اقدام نظامي خود عليه عراق هزينه سنگيني را بر مردم اين كشور و منطقه و حتي مردم امريكا تحميل كردهاند، ترديدي نيست و اين هم قابل انكار نيست كه عامل اصلي چالشهاي كنوني منطقه از سالها قبل از حادثه 11 سپتامبر امريكاييها بودند كه با سرمايهگذاري خود پديده منحوس القاعده و طالبان را در منطقه ايجاد (اعتراف خانم كلينتون، وزير امور خارجه پيشين امريكا) كرده و پس از آن نيز با ايجاد و تقويت نوع عراقي آن در عراق و سوريه و بهرهگيري از آن عليه دولت و مردم سوريه سياهترين چهره ممكن را از اسلام در جهان به تصوير كشيده و پروژه اسلامهراسي خود را كامل كردهاند. در ماجراي اخير عراق هم طبعاً امريكاييهايي كه در آن واحد با ماهوارهها و هواپيماهاي با سرنشين و بدون سرنشين خود دائماً رصد ميكنند، نميتوانند انكار كنند كه سيستمهاي اطلاعاتي آنها ورود كارواني متشكل از صدها خودرو و گروهك تروريستي داعش از مرزهاي اردن و عربستان تا جادههاي منتهي به موصل را رصد نكردهاند، اما سؤال اين است كه چرا هشدار نداده و مقابله نكردهاند. پاسخ اين سؤال مهم را ميتوان در نوع تبليغات دستگاههاي رسانهاي امريكا و ديگر متحدان غربياش در نوع پوشش خبري اقدامات وحشيانه داعش در موصل و ديگر شهرهاي عراق جستوجو كرد.
اين خط خبري چند محور عمده را دنبال ميكرد:
1- اين رسانهها در روزهاي اول با انتشار حجم وسيع كشتار وحشيانه مردم عراق توسط گروهك داعش و متحدان بعثياش، از يك سو ايجاد رعب در مردم شهرهاي مسير تروريستها را دنبال كردند كه طبعاً ميتوانست به خالي كردن داوطلبانه شهرهاي ديگر بينجامد. ضمن اينكه اين اقدامات وحشيانه را به عنوان نمادي از تعاليم اسلامي ذيل پرچمي با آرم لا اله الا الله اين گروهك جلوه دهند.
2- با ارائه بن مايه مذهبي از تحركات تروريستها، جنگ طايفهاي و نزاع مذهبي ما بين اهل سنت و شيعه عراق را دنبال كنند، بدون اينكه درصدد تفكيك ميان تكفيريها با اهل سنت عراق باشند. محصول طبيعي اين روند، تضعيف فرآيند وحدت ميان طوايف و مذاهب در عراق است.
3- زمينهسازي براي ناديده گرفتن انتخابات اخير مردم عراق و نتيجه آن يكي ديگر از اهداف اين حركت رسانهاي است. نتيجه انتخابات عراق كه به شكست لائيكها در اين كشور انجاميد مطلوب امريكاييها و گروهكهاي بعثي و تروريستي نيست. غربيها كه تجربه ناديده گرفتن نتيجه انتخابات مردم در الجزاير، فلسطين و ديگر كشورهاي جهان را در قالب ايجاد انقلابهاي مخملين در كارنامه خود دارند، عملاً نشان دادهاند كه قادرند با ناديده گرفتن آراي مردم عملاً در مقابل آن بايستند. طي روزهاي اخير اوباما چند بار مالكي را عامل بحرانهاي كنوني عراق دانسته است!
4- مخالفت با درخواست دولت عراق با بستن شبكههاي اجتماعي در اينترنت براي جلوگيري از سوءاستفاده تروريستها، عملاً به بهرهگيري آنها از اين شبكهها براي هدايت عمليات كمك كردهاند.
5- در عرصه اقدام نيز به رغم توافق مشترك امريكاييها با دولت عراق در حمايت از اين كشور در برابر تهديدات، عملاً پس از گذشت 10 روز از نفوذ و پيشروي گروههاي تروريستي در عراق، هيچ اقدامي از سوي امريكاييها براي مهار اقدامات آنها صورت نگرفت و اين مردم عراق بودند كه در پي فتواي مرجعيت و حضور در صحنه عملاً جلوي پيشروي تروريستها را گرفته و ضمن تأمين امنيت بغداد، در جبهههاي مختلف آنها را به عقب راندهاند، البته بعيد نيست براي تحتالشعاع قرار دادن پيروزيهاي مردم عراق در روزهاي آينده دست به اقدامات نمايشي هم بزنند. مبتني بر اين مصاديق و با توجه به پيشينهحمايتهاي امريكا از اين گروهك فراتر از عرصه عراق، با توجه به عملكرد غربيها در سوريه و آرايش جريانهاي سياسي و مذهبي در منطقه چند هدف راهبردي را امريكاييها در همكاري مشترك با گروههاي تروريستي پي ميگيرند.
1- رژيم صهيونيستي كاركرد خود را به عنوان غده سرطاني در منطقه براي درگيرسازي كشورهاي اسلامي از دست داده و از مقاومت اسلامي شكست خوردهاند و به همين دليل امريكاييها نياز به سرپل (مهره) جديدي در منطقه دارند. اين غده جديد ميتواند عمق استراتژيك كشورهاي اسلامي را تحتالشعاع قرار داده و با حمايت امريكاييها ضمن ايفاي نقش اسرائيل جديد، اين بار در پوشش «اسلام» كشورهاي اسلامي را درگير كنند.
2- بازگشت همزمان تروريستهاي امريكايي و اروپايي به كشورهاي متبوعشان بزرگترين تهديد براي كشورهاي اعزامكننده است. بنابر اين با توجه به شكست در سوريه امريكاييها براي نگهداري آنها در منطقه نياز به پايگاه جديد دارند.
3- معرفي گروهك داعش به عنوان بديل حزبالله در منطقه ميتواند ضمن جذب نيروهاي جوان و پرشور در منطقه، آنها را در راستاي مطامع غرب به كار گيرد.
4- ايجاد نقطه كانوني براي درگيري مستمر شيعيان و اهل سنت، هدف ديگر راهبردي امريكا در طراحي و مديريت غائله كنوني در عراق است.