چه چيزهايى است كه موجب ميشود جامعه ما دچار ميل به كمفرزندى شود. اين ميل به كم بودن فرزند، يك عارضه است والا انسان بهطور طبيعى فرزند را دوست ميدارد. چرا ترجيح ميدهند افرادى كه فقط يك فرزند داشته باشند؟ چرا ترجيح ميدهند فقط دو فرزند داشته باشند؟ چرا زن بهشكلى، مرد بهشكلى پرهيز ميكنند از فرزنددارى؟ اينها را بايد نگاه كرد و ديد عواملش چيست، اين عوامل را پيدا كنيد، براى علاج اين عوامل بيمارىزا ـ كه به اعتقاد بنده اينها عوامل بيمارىزا است ـ متخصصان و صاحبان انديشه را بخواهيد فكر كنند. فرض كنيد مثلاً بالا رفتن سن ازدواج؛ خب بلاشك يكى از چيزهايى كه بارورى را محدود ميكند، بالا رفتن سن ازدواج است؛ خب، اين يكى از كارهايى است كه بايد در كشور فكر بشود. چرا سن ازدواج در كشور ما بالا رفته؟ مگر جوان 17 ساله، 18 ساله و 19ساله، احتياج ندارد به اطفاي نياز جنسى و غريزه جنسى؟ ما بايد به اين فكر كنيم. خب، از آنطرف ميگويند كه اينها خانه ندارند، شغل ندارند، درآمد ندارند؛ ببينيم چگونه ميشود كارى كرد كه همه اينها با هم جمع شود. ما نبايد تصور بكنيم كه حتماً بايد يك نفرى يك خانه مِلكى داشته باشد، يك شغل درآمددارى داشته باشد، بعد ازدواج بكند؛ نه، اِنَ يَكونوا فُقَرآءَ يُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه؛ اين قرآن است [كه] با ما دارد اينجور حرف ميزند....
در اين زمينه خب الان عامه مردم، بعضىها متدينند، بعضىها متعبدند، وقتى گفته ميشود، ميروند سراغ بارورى بيشتر؛ لكن نخبگان جامعه بايد قانع بشوند، بايد مسئله را قبول كنند. اگر نخبگان قبول كردند، كار سهل ميشود، كار فرهنگسازى آسان ميشود.
پيام رهبر حكيم انقلاب به همايش ملي تغييرات جمعيتي8/8/1392