
هند كشوري بزرگ با فرقهها و مذاهب متعدد است كه كنارهم زندگي مسالمتآميزي دارند در اين ميان شيعيان هرچند در مقايسه با سايرگروههاي اسلامي در اقليت هستند اما با تلاشهاي علماي ديني توانستهاند جايگاه نسبتا خوبي داشته باشند. حجتالاسلام والمسلمين«سيد اطهرعباس رضوي» سالهاست بهعنوان امامجمعه شيعيان كلكته در هند فعاليت دارد. اين عالم شيعه يكي از مناديان وحدت در هند به حساب ميآيد كه توانسته ميان مسلمانان و غيرمسلمانان محبوبيت زيادي پيدا كند تا آنجا كه اغلب در مراسم اهل سنت بهعنوان سخنران حضور دارد. اقدامات وي باعث گرديده تا فعاليت وهابيت در اين منطقه بياثر شده و برادران اهل سنت اين فرقه ضاله را در ميان خود پذيرا نباشند.
در ابتدا بفرماييد چه چيزي شما را به سمت كسوت روحانيت و تبليغ هدايت كرد؟
در ايالت كلكته مسلمانان زيادي زندگي ميكنند كه از نظر جمعيتي بعد از هندوها رتبه دوم جمعيتي را به خود اختصاص دادهاند. مسلمانان افرادي ساده، ديندار و البته حساس درباره مسائل اسلام هستند اما متأسفانه از نظر فرهنگي و اقتصادي شرايط خوبي ندارند و به قولي بايد گفت 70 درصد مسلمانان هند زير خط فقر هستند من زماني كه پنجم ابتدايي درسم تمام شد هميشه دغدغه اين را داشتم تا بتوانم كاري براي اسلام بكنم تا اينكه بعد از پايان دوره ابتدايي، به پدرم گفتم آيا ميتوانم روحاني شوم و در اين مسير كار كنم پدرم گفت اگر دوست داري چراكه نه و بعد از آن بود كه پدرم من را به يكي از دوستانش در ايالت بنارس سپرد تا آنجا دروس ديني و فقهي بخوانم. سه تا چهارسال در مدرسه جواديه درس خواندم سپس چند سالي به لكلنو رفتم و مشغول تحصيل علوم ديني شدم. آنجا روزي يك روحاني به نام محمدحسين نجفي مشغول نماز خواندن بود بيمقدمه به من گفت چرا براي تحصيل علوم ديني به ايران نميروي؟ انگار خواست خدا بود تا او اين حرف را بزند. به او گفتم ما كه توان مالي نداريم تا براي تحصيل به كشور ايران بروم. گفت اگر شما دوست داري كارهايت را بكن و با پدرت ملاقات كن و قضيه را برايش بگو تا بروي. آن زمان تهيه گذرنامه 50 روپيه ميشد كه آن روحاني برايم تهيه كرد در واقع بهترين كاري بود كه او در حقم انجام داد و به اين ترتيب به لطف خدا من براي تكميل تحصيلات ديني راهي ايران و حوزه علميه حجتيه در قم شدم.
از محضر چه كساني براي تحصيل كسب فيض كرديد؟
آيتالله حسيني بوشهري، مدرس افغاني، حرم پناهي، استاد لطفي و استاد سخاوت كه اهل پاكستان بود و براي ما به زبان اردو تدريس ميكردند و امروز هم در امريكا و انگليس كار تبليغي ميكنند.
طلاب خارجي ديگري هم بودند؟
بله تقريباً طلاب زيادي از كشورهاي مختلف براي تحصيل به قم آمده بودند حتي يكي از آنان آقاي «اسرار» بود اهل لندن كه با هم درس ميخوانديم الان هم امام جماعت لندن است و فعاليت تبليغي زيادي دارد
اولين كاري كه بعد از بازگشت به هند و كلكته داشتيد چه بود؟
من خيلي دوست داشتم تا براي اتحاد و وفاق مسلمانان در كلكته كاري كنم، زيرا فرقهها و گروههاي اسلامي و غيراسلامي زيادي در اين ايالت ساكن هستند كه حقيقتاً نياز به هدايت و مديريت داشته و دارند براي همين اولين كاري كه انجام دادم در راستاي دوستي و نزديكي شيعه و سني در اين ايالت بود. سعي كردم بدون اينكه عكسالعمل گروههاي ديگر را برانگيزم زمينه اتحاد آنها را براي برنامهها و مراسم مختلف فراهم كنم.
موفق هم شديد؟
چون مبناي اسلام بر اختيار است نه اجبار من هم سعي كردم تنها اسلام و تشيع را معرفي كنم بدون اينكه بخواهم افراد را به تغيير دين وادارم. از زيبايي اسلام ميگفتم تا خودشان از سر اختيار و اراده آن را قبول كنند و خيليها هم به تشيع گرايش پيدا كردند. الحمدلله امروز ما در كلكته دو هيئت اسلامي داريم يكي هيئت شوراي اهل سنت و ديگري هيئت مذاهب بينالمللي و همواره گوش به زنگ اتفاقات مهم هستيم. براي مثال هرجايي كه به آبروي اسلام ضربه وارد ميكند ما اينجا آمادهايم و براي دفاع و حفظ اسلام ناب محمدي فعاليت داريم.
در طول كار تبليغي خودتان خاطرهاي هم داريد؟
بله زياد. يكبار يكي از غيرمسلمانان كافر به من گفت شما شيعيان ما را نجس ميدانيد و حتي اجازه آمدن به مسجدتان را هم به ما نميدهيد، چطور ميخواهيد ما مسلمان شويم؟ گفتم چه كسي اين را گفته كه شما نميتوانيد به مسجد ما مسلمانان بياييد. با تعجب پرسيد ميتوانيم؟ گفتم آري تنها يك سري آداب دارد. گفت چي؟ گفتم: بايد هنگام ورود بگوييد اشهدان لااله الاالله و اشهد انمحمد رسول الله بعد بياييد پيش من تا نحوه وضو گرفتن را به شما ياد بدهم، آن وقت هيچ ايرادي براي ورود نيست.
شما در كلكته حوزه علميهاي هم تاسيس كردهايد؟
نه ما حوزه علميه نداريم، بلكه براي بانوان يك ادارهاي به نام مركز آموزش معارف اسلامي «الزهرا» تاسيس كردهايم كه همسر بنده خانم عصمت فاطمه آن را اداره ميكند و يك جامعه روحانيت به نام «فلاح» براي روحانيون و طلاب كه از ايالات و روستاهاي اطراف هستند زير نظر خودم راهاندازي كردهايم كه تقريبا 70 طلبه آنجا مشغول تحصيل هستند.
نظر مردم هند درباره شخصيت امام خميني (ره ) چيست؟
نه تنها شيعيان بلكه همه مردم هند امام خميني(ره) را دوست دارند، زيرا امام به انسانها توجه داشت نه فرقه و مذهب خاصي. اهل سنت امام را به اين دليل ستايش ميكنند كه وي تنها كسي بود كه مسئله اتحاد مسلمانان را فارغ از فرقه و مذهبگرايي مطرح كرد و براي نجات قدس و فلسطين اقدام نمود. امام در ميان هندوها كه از نظر اسلام كافر محسوب ميشوند هم داراي مقام و احترام زيادي است. هندوها ميگويند امام خميني(ره) تنها كسي بود كه در تمام جهان جرئت كرد جلوي امريكا و استكبار جهاني بايستد، براي همين شخصيت امام براي هندوها اسوه مقاومت است كه توانست برابر نظام سلطه شجاعانه ايستادگي كند. حقيقتا امامخميني(ره) نگاهي گسترده و جهاني به اسلام و انسانيت داشت براي همين همه نسبت به ايشان احترام زيادي قائل هستند حتي مخالفان و دشمنان ايشان هم از رحلتشان ناراحت شدند.
خبر رحلت ايشان چه بازتابي در هند و جامعه اسلامي آن داشت؟
باعث تأثر و تألم خيليها شد دولت سه روز درهند عزاي عمومي اعلام كرد آن زمان من در ايران بودم تا بهشت زهرا(س) و جايي كه پيكر امام را گذاشته بودند حدود 20كيلومتر پياده آمديم تا در سوگواري شركت كنيم راستش اين اولين باري بود كه چنين جمعيت زيادي را ميديديم كه تنها براي تشييع جنازه آمدهاند و عزادارند و اين نشان از جايگاه والاي امام خميني(ره) داشت.
نظر هنديها اعم از مسلمان و غيرمسلمان نسبت به رهبر معظم انقلاب بهعنوان جانشين امام در جهان اسلام چيست؟
خيليها آنجا آيتالله خامنهاي را ميشناسند حتي غيرمسلمانان هم علاقهمند و مشتاق ايشان هستند؛ زيرا معتقدند درست جا پاي امامخميني(ره) گذاشته و براي هدايت انسانها و اسلام نگاه فرقهاي ندارد بلكه ديدگاهي جهاني در سر دارد. در واقع حضرت آيتالله خامنهاي با امام خميني(ره) هيچ فرقي ندارد اگر كسي حق جانشيني امام را داشت الحق والانصاف خود ايشان بود كه كاملاً منطبق با خط مشي و منش امام خميني زندگي ميكند و رهبر مستضعفان جهان است كه در مقابل ظالمان و مستكبرين جهان ايستاده و از حقوق مظلومان عالم فارغ از دين و مذهب و مليت دفاع ميكند. براي همين بايد قدر وليامرمسلمين را بدانيم و مطيع اوامر ايشان باشيم، كسي كه با شجاعت به دنبال سربلندي اسلام در جهان است.
تا به حال با حضرت آيتالله خامنهاي ملاقاتي هم داشتهايد؟
ديدار عمومي بله، ولي متأسفانه توفيق ديدار خصوصي با ايشان را نداشتهام.
چطور امام جمعه كلكته شديد؟ قبل از شما كسي در اين جايگاه نبود؟
امام جمعه كلكته از شهرستان ديگري بود وقتي برگشتم از ديدن من خوشحال شد و يكبار در خطبههاي نماز من را جانشين خود در كلكته اعلام كرد و گفت خواست مردم و مسئولان ايالت همين است كه شما اين مسئوليت را برعهده بگيريد. من هم قبول كردم ولي به شرط اينكه مردم همراهيام كنند و هرچه گفتم مطيع باشند و طبق احتياج كار شود نه دستور. براي مثال اگر لازم است بعد از نماز راهپيمايي شود همراهي كنند. همه پذيرفتند و مسئوليت امام جمعه به عهده من افتاد. الحمدلله همچنان خدمتگزاري ميكنم و مردم همراهي كردهاند كه حتي پليس كلكته هم نسبت به تجمعات مسلمانان احترام قائل است. اگر تجمعي از مسلمانان را ببينند بلافاصله براي رفع مشكل ميآيند.
رابطه شما به عنوان يك روحاني شيعه با دولت هند چگونه است؟
رابطه خوبي است. خواستهاي كه از دولت هند دارم اين است كه شيعيان را در قالب يك اقليت مستقل بشناسد و بتوانيم نمايندهاي به مجلس بفرستيم زيرا همه گروهها مشخص هستند ولي با وجودي كه بيش از 20 ميليون هندي، شيعه هستند هيچ تريبون و جايگاه مشخصي ندارند.
آيا بهاييها يا فرقه وهابي در هند براي شيعيان مشكلي ايجاد كردهاند؟
اصولا در هند آزادي دين حاكم است و براي همين هيچكس نميتواند به مذهب ديگر فشاري بياورد. البته بهاييها در دهلي فعاليت دارند ولي خوشبختانه تاكنون هيچ شيعهاي را جذب نكردهاند مگر موارد اندك شمار. تغيير دين از شيعه بسيار ناچيز است آن هم از شيعه به اهل سنت بوده نه به مذهب ديگري. براي مثال خانوادهاي از سرناچاري و نياز مالي دختر خود را به يك فرد سني مذهب داده است والا به دين ديگر هرگز شيعيان تغيير مذهب ندادهاند.
به نظر شما بزرگترين مشكل شيعيان هند چيست؟
ما در هند مبلّغ كم داريم با توجه به جمعيت بالاي اين كشور، نياز به مبلغان بيشتري است كه درد و دغدغه اسلام را داشته باشند هرچند از حوزه علميه قم مبلغاني فرستاده ميشوند اما اغلب به چند سخنراني اكتفا ميكنند، درصورتيكه نياز است تا درباره مردم هند و فرهنگشان و مسائلي كه دارند يك مبلغ شناخت داشته و درد تبليغ اسلام داشته باشد.
مگر مبلغ هندي فرستاده نميشود؟
كنار مبلغان ايراني، مبلغان دانشآموخته هندي هم اعزام ميشوند ولي كمك هزينه يك مبلغ ايراني برابر با 20 مبلغ هندي است، براي همين ناچار است براي تامين زندگي خود به كارهاي ديگر مشغول شود و در نتيجه وقت كمتري صرف تبليغ اسلام ميكند. به نظرم بايد به اين نكات توجه شود.
هند كشوري است كه سابقه اسلامي با حاكمان مسلمان دارد، افرادي مانند تيپوسلطان در تاريخ هند بودهاند كه براي اسلام كارهاي زيادي كردهاند و البته مورد اقبال مردم هند هم بودهاند، پس چرا گروههاي غيرمسلمان در هند زياد هستند؟
درست است شخصيتهايي مثل تيپوسلطان كارهاي زيادي كردهاند اما در كل حاكماني كه به نام اسلام بر هند حكومت ميكردند دغدغه گسترش اسلام را نداشتند آنها بيشتر به دنبال گسترش املاك و سرزمينهاي خود بودند افراد ديگر هم كه دغدغه اسلام و دين را درسرداشتهاند پول و موقعيت حاكمان را نداشتهاند.
امروز شخصيتهاي بزرگ و سياسي شيعه در هند داريم؟
بله افرادي مثل دكتر «كلب صادق» هم به علوم جديد كار كرده و هم شيعه است و بسيار انساني فعال و قابل احترام است.
حرف پاياني؟
ما وظيفه داريم در قبال اسلام هركاري كه ميتوانيم انجام بدهيم تا عزت و آبروي اسلام در جهان حفظ شود و دشمنان اسلام در هر لباسي و هر جايي كه هستند جرئت تعدي به مسلمانان و اسلام در سرتاسر جهان را نداشته باشند. براي اين مسئله هم بايد مطيع اوامر و فرمايشات ولي امرمسلمين آيتالله خامنهاي باشيم تا از مسير منحرف نگرديم.