کد خبر: 652103
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ - ۰۹:۰۱
سه دزد ناشي كه گروگان خود را براي آوردن 2ميليون دلار پول نقد رها كرده بودند، ساعتي بعد مأموران پليس را در كنار خود ديدند.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 22 شامگاه يك‌شنبه 21 ارديبهشت ماه امسال مرد ميانسالي به اداره پليس رفت و از چهار مرد آدم‌ربا شكايت كرد. شاكي در توضيح ماجرا گفت: شغل من ساختمان‌سازي است و وضع مالي خوبي دارم. امروز ساعت 9 صبح با ماشين تويوتايم در حال رفتن به دفتر كارم بودم كه حوالي خيابان شيخ بهايي ماشين پژوي مشكي‌رنگي كه چراغ گرداني روي سقفش بود با نشان دادن تابلوي ايست از من خواست توقف كنم. من به تصور اينكه ماشين پليس است، كنار خيابان توقف كردم. مرد جواني به سراغم آمد و از من خواست مدارك ماشين و كارت شناسايي‌ام را به مافوقش كه داخل ماشين است، نشان دهم. وقتي از او كارت شناسايي خواستم، ناگهان دو نفر با گاز اشك‌آور به من حمله كردند و بعد از بستن چشم‌هايم مرا به داخل ماشين خودم كشاندند. بعد هم يكي از آنها پشت فرمان نشست و حركت كرد. در حالي كه از شدت ترس دست و پايم مي‌لرزيد، تهديد كردند كه حركت نكنم. ساعتي طول كشيد تا اينكه مرا به داخل خانه‌اي بردند. بعد هم در حالي كه چشمانم بسته بود فهميدم كه مشروب خوردند. سپس يكي از آنها در حالي كه به شدت مست بود به سراغم آمد و چاقويي زير گلويم گذاشت. او گفت كه مي‌داند من خيلي پولدار هستم و براي آزادي‌ام بايد 2 ميليون دلار به آنها به دهم. وقتي گفتم توان پرداخت اين مبلغ را ندارم، تهديد كردند كه مرا خواهند كشت. به آنها التماس كردم به خاطر زن و سه دخترم مرا رها كنند، اما فايده‌اي نداشت. يكي از آنها از من خواست با رئيس بانكي كه آنجا حساب دارم تماس بگيرم و به بهانه‌اي از او بخواهم به حسابي كه آنها مشخص مي‌كنند، 2 ميليارد تومان پول واريز كند. آنها مرا مجبور كردند و من هم از ترس با رئيس بانك تلفني حرف زدم. بعد از اينكه خودم را معرفي كردم به رئيس بانك گفتم كه معامله‌اي انجام داده‌ام و به 2 ميليارد پول نياز دارم و از او خواستم تا از حسابم برداشت و به شماره حسابي كه مي‌دهم واريز كند اما رئيس بانك گفت كه حسابم آنقدر پول ندارد و از طرفي هم تلفني امكان انتقال وجه ممكن نيست و براي اين‌كار بايد در شعبه حاضر شوم. بعد از قطع تماس، آدم‌ربايان عصباني شدند و به من گفتند مرا به باغي در كرج مي‌برند و آنجا دست و پا بسته در ميان چند سگ گرسنه رها مي‌كنند تا مرا بخورند. خيلي ترسيده بودم و با التماس از آنها خواستم تا به من فرصت دهند تا از طريق يكي از دوستانم مقداري پول بگيرم. گفتم كه يكي از دوستانم صرافي دارد و از او مي‌خواهم براي شما مقداري ارز بفرستد. وقتي قبول كردند، با دوستم تلفني حرف زدم و به او گفتم يك ميليون دلار نياز دارم و دو نفر را مي‌فرستم تا يك ميليون دلار به آنها بدهي. قرار شد او دلار‌ها را در كيفي قرار دهد و به آدرسي كه آدم‌ربايان مشخص كردند، بيايد. دوستم از حرف‌هاي من متوجه شده بود كه براي من اتفاقي افتاده است. به خاطر همين مقداري كاغذ و آجر در كيفي گذاشته و در آدرس مورد نظر تحويل آدم‌ربايان داده بود. آدم‌ربايان وقتي كيف را باز كرده و با كاغذ پاره روبه‌رو شده بودند، دوباره به سراغ من آمدند و به شدت مرا كتك زدند. من دوباره التماس كردم كه فرصت ديگري به من بدهند. آنها هنوز مست بودند و قبول كردند. بعد از اين دوباره با دوستم تماس گرفتم و به او گفتم كه از سوي چند آدم‌ربا گروگان گرفته شده‌ام و جانم در خطر است. از دوستم خواستم هر طوري شده براي آزادي من پول فراهم كند. او باز هم به آنها قول داد تا سر قرار به آنها پول بدهد اما باز هم به آنها كاغذ پاره تحويل داد. وقتي فهميدم هنوز آدم‌ربايان مست هستند، فكري به ذهنم رسيد و به آنها گفتم اگر مرا رها كنند تا فردا خودم يك ميليارد تومان از حسابم برداشت مي‌كنم و به آنها مي‌دهم. آدم‌ربايان قبول كردند و به من گفتند اگر موضوع را به پليس خبر بدهم، اين بار همسر و سه فرزندم را گروگان مي‌گيرند و مي‌كشند. بعد از اين آنها مرا لحظاتي قبل در كوچه‌اي خلوت در حالي كه چشمانم بسته بود، حوالي ميدان آرژانتين از ماشين به پايين پرتاب كردند و من بلافاصله به اداره پليس آمدم. با طرح اين شكايت به دستور بازپرس دادسراي جنايي پايتخت تيمي زبده از كارآگاهان مبارزه با آدم‌ربايي پليس آگاهي وارد عمل شدند. كارآگاهان سرانجام با بررسي‌هاي تخصصي و فني موفق به شناسايي آدم‌ربايان شدند و دو نفر از آنها را در يك عمليات گرفتار كردند. سردسته باند كه مرد جواني به نام بابك بود با اعتراف به آدم‌ربايي گفت: مدتي قبل با يكي از دوستانم در رستوراني كار مي‌كرديم . آن زمان مردي سالمند مشتري ما بود و هر روز براي خوردن ناهار به رستوران مي‌آمد.
او هميشه از دوست دامادش تعريف مي‌كرد و مي‌گفت شاكي مردي پولدار و برج‌ساز  است و چندين بار به داماد من كه پول نياز داشته كمك كرده و در پروژه‌هاي مختلف سرمايه‌گذاري مي‌كند. وقتي حرف‌هاي او را شنيدم، وسوسه شدم و نقشه آدم‌ربايي مرد پولدار را طراحي كردم. بعد از شناسايي شاكي، مقداري لوازم پليسي مانند چراغ گردان و تابلوي ايست و بازرسي و. . . تهيه كردم تا در پوشش مأمور پليس نقشه‌مان را اجرا كنيم. روز حادثه به همراه دو نفر ديگر از همدستانم مرد پولدار را تعقيب و در خيابان خلوتي به بهانه اينكه ما پليس هستيم، ماشينش را متوقف كرديم. بعد از ربودن، او را به خانه يكي از دوستانمان انتقال داديم. ما فكر كرديم او خيلي پولدار است و هميشه در حسابش مقدار زيادي پول دارد اما وقتي با رئيس بانك حرف زد، او گفت كه حسابش مقدار كمي پول دارد. به همين دليل از يكي از دوستانش خواست براي رهايي از دست ما پول بدهد اما او هم پولي نداشت و به ما كاغذ پاره داد. وقتي گفت اگر آزادش كنيم به ما يك ميليارد مي‌دهد، قبول و او را در خيابان رها كرديم. تحقيقات از متهمان ادامه دارد و پليس در تلاش است تا دو همدست ديگر آدم‌ربايان را دستگير كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار