کد خبر: 651202
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۱:۳۹
باورهاي مهدوي در سينماي ما كمرنگ است
فردا نيمه‌شعبان است. روزي مهم در باور‌هاي مذهبي و جهان‌بيني اسلامي؛ اعتقاد به آمدن موعود و برپايي آرمان كه در آن حكومت عدل اسلامي بر جهان حكمفرمايي خواهد كرد.
محمدصادق عابديني

فردا نيمهشعبان است. روزي مهم در باورهاي مذهبي و جهانبيني اسلامي؛ اعتقاد به آمدن موعود و برپايي آرمان كه در آن حكومت عدل اسلامي بر جهان حكمفرمايي خواهد كرد. اين باور مذهبي با نگاه جهانشمول خود، با باورهاي مكاتب فلسفي غرب درباره نيستي جهان و نابودي بشريت در تعارض است؛ تعارضي كه ميتوان آن را در عرصه فرهنگ و هنر نيز مشاهده نمود. تنها تفاوت ما با غربيها اين است كه آنها باورهاي خود را در عرصههايي چون هنر به نمايش ميگذارند اما ما شيعيان تلاش چنداني براي بروز باورهاي موعودگرايانه خود انجام ندادهايم. اين نقيصه باعث شده است تا مهدويت و باورهاي مهدوي در مقابل تبليغات گستردهاي كه غرب براي جا انداختن ايدههاي آخرالزماني خود انجام ميدهد، دچار نوعي مظلوميت و مهجوريت باشد.

فيلم 2012 چالشي براي باورهاي سطحي

سينما در جهان امروز نه تنها به عنوان يك هنر بلكه به معني عام آن يك ابزار قدرتمند براي جهانيسازي فرهنگها به كار ميرود. در تعبيري كه كارشناسان پيرامون هژموني فرهنگي غرب دارند سينما، سلاحي است كه به وسيله آن خرده فرهنگها از بين ميروند و جنگ تمدنها را به نفع جهان غرب مغلوبه ميكند. در اين جنگ فرهنگي افكار صهيونيستي در غالب فيلمهاي موعودگرايانه به ترويج اوهامي همچون پايان دنيا و نابودي بشريت ميپردازد. با آنكه در سينماي غرب و به خصوص هاليوود نمونههاي زيادي از اين نوع باور را ميتوان پيدا كرد اما يك فيلم بيش از سايرين مورد توجه قرار گرفت و همين فيلم بود كه ترسي را در بين ناباوران به عدل جهاني و برقراري حكومت مهدوي ايجاد كرد كه حتي باعث خودكشي چندين نفر در گوشه و كنار دنيا شد. اين فيلم، «2012» نام داشت.

فيلم 2012 محصول سال 2009 است يعني حدود سه سال پيش از پيش بيني كه در فيلم صورت ميگيرد. در نگاه اول، ما با فيلمي علمي - تخيلي به كارگرداني «رولندامريش»روبهرو هستيم كه باز در آن امريكاييها ميخواهند خود را به عنوان ناجيان بشريت نشان دهند، همان طور كه در سري فيلمهايي چون «سوپرمن»، «بتمن» و «اسپايدرمن» يك امريكايي وطنپرست و با تواناييهاي خارقالعاده به تنهايي در برابر بديها ميايستد و به نجات بشريت دست ميزند. اما اين بار علاوه بر ايده «امريكايي خوب»، فلسفه آينده جهان و پاسخ به اين سؤال كه چه بر سر دنياي ما ميآيد، مطرح ميشود.

هاليوود براي ساخت اين فيلم به افسانهاي قديمي متوسل شده است؛ افسانه ماياها قومي كه چند هزار سال پيش در امريكاي جنوبي ميزيستند و آثار باقيمانده از آنها نشان از شكوفايي يك تمدن باستاني است. ماياها تقويمي باستاني داشتند كه بر اساس آن در يك روز خاص دنيا به پايان ميرسد. اين گونه تقويمها در نزد اقوام و تمدنهاي باستاني ديگري نيز وجود داشته است. هندوها نيز بر اساس باورهاي خود تقويمي دارند كه نه به دقت ماياها اما مشابه آن به پايان دنيا اشاره كرده است. اما مگر تقويم ماياها چه چيزي داشت كه تا اين حد مورد توجه قرار گرفت؟ در تطابق زماني صورت گرفته تقويم ماياها، زمان پايان دنيا روز 21 دسامبر سال 2012 ميلادي اعلام شده است، چيزي در حدود دو سال پيش. اين گونه توهمات در ميان امريكاييها طرفداران زيادي هم داشت به طوري حتي يك كشيش پير به نام هارولد كمپينگ وقوع آخرالزمان را در سال 2011 اعلام كرده بود! كه خب اكنون سه سالي از آن وعده قيامت ميگذرد و پيشگويي كشيش پير دروغ از آب درآمد. كساني كه معتقد بودند قرار است دنيا در روز 21 دسامبر نابود شود، براي توجيه چگونگي نابودي دنيا به روشي شبهعلمي متوسل شده بودند و از برخورد شهابسنگي بزرگ با زمين خبر ميدادند. طبق اين نظريه شهابسنگي بزرگ با زمين برخورد ميكرد و بر اثر آن تمامي آثار حيات در اين كره خاكي از بين ميرفت و مسلماً نسل آدميزاد هم با اين سرنوشت شوم از بين ميرفت. اين شايعه آنقدر قوي بود كه حتي تكذيبيه رسمي سازمان فضايي امريكا(ناسا) نيز نتوانست آنها را از اعتقاد خود باز دارد. هاليوود با استفاده از يك فيلم تخيلي و ترويج دروغ 21 دسامبر توانست بخشي از جهان را تا روز موعود در ترس و هراس فرو ببرد و در كنار آن سودجويان با فروش و اجاره مكانهاي امن از جمله پناهگاههاي هستهاي شوروي سابق به پولهاي كلاني دست پيدا كردند. متأسفانه اين باور دروغين در داخل كشور ما نيز عدهاي را به ترس و توهم پايان دنيا فروبرده بود. اين تعارض آشكار با عقايد و باورهاي ديني را ميتوان ناشي از كمكاري هنر و به صورت اخص آن سينما در بيان آرمانهاي مهدويت دانست.

سينماي ايران به عنوان تنها كشور شيعي مذهب جهان تا به حال چه تصويري از مهدويت در اذهان مخاطبان خود ايجاد كرده است؟

اين همه سال و فقط يك قدمگاه

يكي از مديران سينمايي چندي پيش در دفاع برخي فيلمهاي ايراني به نمايش درآمده در خارج گفت كه با اين فيلمها توانستهايم تبليغات دروغين غرب درباره آزادي داخل كشور را برملا كنيم. سؤالي كه ميتوان در اينجا پرسيد اين است كه زمانيكه ما مدعي هستيم با اين فيلم توانستهايم تأثيرات تبليغات دروغين گروهكهاي معارض سياسي و دشمنان خارجي ايران را بيتأثير كنيم، چرا هيچگاه براي توليد فيلمي با اين سطح از كيفيت براي بيان افكار و عقايد مهدوي اقدام نكردهايم؟ به طور مثال مهمترين رد پاي مهدويت در جشنواره فيلم فجر سال گذشته، در فيلم «مهمان داريم» و سكانس آخر فيلم بود كه دستاندركاران فيلم در گفت وگوهاي خود اينگونه بيان ميكردند كه شخصي كه به ديدن خانواده شهيد آمده يا مقام معظم رهبري است يا حضرت حجت(عج) كه اين هم در پردهاي از ابهام قرار داشت و بيننده حتي ميتوانست تصور كند يكي از معتمدين محل براي تفقد از خانواده شهيد به آنها سر زده است! اما مهمترين اثر سينمايي كه تا به حال در سينماي ايران در بحث مهدويت ساخته شده توسط محمدمهدي عسگرپور سازنده همان فيلم «مهمان داريم» است. عسگرپور حدود 11 سال پيش فيلم «قدمگاه» را ساخت. توجه كنيد بيش از يك دهه است كه از ساخت اين فيلم ميگذرد و در اين مدت مهمترين كار سينماي ما همان قدمگاه بوده است. شايد تنها رد پاي مهدويت را در ذكر «وعجل فرجهم» در بعضي از فيلمهاي مذهبي ديدهايم كه حتي تأثير آن در مخاطب از زدن يك پرچم يا صاحبالزمان بر سر در يك خانه هم كمتر است.

وقتي قرار است سينماي ايران به سمت سينماي اميد پيش برود و تصويري كه از جهان به نمايش ميگذارد روح اميد را در دل تماشاگر روشن كند، چه بيان و مفهومي بالاتر و بهتر از مهدويت سراغ خواهيم داشت كه در آن اميد در اعلاترين شكل خود به نمايش درآمده باشد؟ سينماي ايران برخلاف سينماي هاليوود كه هميشه به دنبال ايدهها و سوژههاي نو است، خود را در دايرهاي بسته محصور كرده كه مهمترين خروجي آن تكرار ملودرامهاي خانوادگي يا فانتزيهاي عاشقانه است و سينماگران پيشگام آن بيشتر سياهيهاي جامعه را ميبينند. آيا اين سينما با اين وضعيت ميتواند ظرفيت پذيرش و نمايش افكار بلند مهدوي را داشته باشد؟


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار