
زن جواني كه متهم است با همدستي مرد موردعلاقهاش، شوهر خود را به قتل رسانده دستگير شد و به جرم خود اقرار كرد. سردار محمدرضا ميرحيدري، فرمانده انتظامي استان قزوين به خانوادهها هشدار داد شكستن مرزهاي اخلاقي پيامدهاي جبرانناپذيري براي جامعه به همراه خواهد داشت.
سردار ميرحيدري به خبرنگار ما گفت: اين پرونده از اواخر سال 91 و همزمان با ناپديد شدن ناگهاني مرد جواني در قزوين به جريان افتاد. زن جواني به مأموران پليس گزارش داد كه شوهر 27 سالهاش از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است. زن 25ساله گفت: چند سال قبل ازدواج كرديم و صاحب دختري پنجساله هستيم. شوهرم كه كارگر كارخانه است، روز گذشته مثل هميشه به محل كارش رفت اما ديگر به خانه بازنگشت و نگرانش هستيم.
فرمانده انتظامي استان قزوين ادامه داد: بعد از مطرح شدن شكايت، كارآگاهان پليس آگاهي دست به تحقيق زدند تا اينكه مدتي بعد، جسد مرد ناشناسي اطراف شهر پيدا شد. از آنجا كه مشخصات جسد با مرد ناپديد شده مطابقت داشت، خانواده او با حضور در پزشكي قانوني هويت وي را شناسايي كردند. در حاليكه تجسسهاي پليس براي يافتن عامل يا عاملان حادثه با بنبست مواجه شده بود، گزارش پزشكي قانوني هم علت مرگ را مشخص نكرد.
سردار ميرحيدري گفت: كارآگاهان پليس آگاهي سرانجام چند روز قبل، همسر مقتول را به عنوان مظنون بازداشت و از او تحقيق كردند. زن جوان در حالي كه همچنان مهر سكوت بر لب داشت، سرانجام در تحقيقات فني راز قتل شوهرش را برملا كرد. او گفت: من با شوهرم زندگي خوبي داشتم و از همه چيز راضي بودم تا اينكه دو سال قبل تصميم گرفتيم خانهمان را تعمير كنيم. يك روز مرد جوشكاري به نام فريد به خانهمان آمد و شروع به كار كرد. در جريان كار با هم حرف زديم و مدتي كه گذشت به هم علاقهمند شديم و با هم رابطه برقرار كرديم. فريد هم با شوهرم طرح دوستي ريخت و به خانه ما راه پيدا كرد و به اين ترتيب به رابطهمان ادامه داديم تا اينكه تصميم گرفتم از شوهرم طلاق بگيرم و با فريد ازدواج كنم، اما با مخالفت شديد خانوادهام مواجه شدم. مدتي كه گذشت تصميم گرفتم با همدستي فريد، شوهرم را به قتل برسانم و با هم ازدواج كنيم. مطابق نقشه شب حادثه دخترم را به خانه يكي از بستگان بردم و زماني كه شوهرم به خانه آمد او را با خوراندن شربت آلوده، مسموم كردم. چند ساعت بعد در حالي كه شوهرم مسموم شده بود با فريد تماس گرفتم و پيكر بيهوش شوهرم را به صندوق عقب ماشين فريد منتقل كرديم. بعد هم او را در حالي كه فوت شده بود در بيابان رها كرديم و گريختيم. بعد هم به كلانتري رفتم و ادعا كردم كه شوهرم ناپديد شده است. سردار ميرحيدري ادامه داد: با اقرار زن خيانتكار، كارآگاهان به سرعت فريد را بازداشت كردند. او هم در اولين بازجوييها حرفهاي زن جوان را تأييد كرد. سردار ميرحيدري با هشدار به خانوادهها گفت: آموزهاي ديني همواره بر رعايت اخلاق تأكيد داشته است و تجربه نشان ميدهد كه فاصله گرفتن از اين آموزهها همواره افراد جامعه را در مسيرهاي دشوار قرار ميدهد.