کد خبر: 650352
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۲:۱۰
عباس حاجي‌نجاري
وجود اختلاف‌نظر يا رقابت در هر نظام سياسي امري بديهي است و اگر اين اختلافات در حوزه تاكتيك يا حتي استراتژي باشد نه تنها مضر نيست، بلكه بعضاً براي رشد پويايي آن نظام ضروري است، مشروط بر آنكه چارچوب‌هاي يك رقابت سالم در آن رعايت شود ‌اما وقتي اين اختلاف نظر‌ها به حوزه ايدئولوژي يا جهان‌بيني سرايت مي‌كند، مي‌تواند آن نظام را با چالش‌هاي اساسي درگير و حتي دچار بحران كند، به ويژه در شرايطي كه ديدگاه و راهبردهاي يك سوي چالش، در راستاي مطامع و راهبردهاي بيگانگان قرار گيرد.
مصداق بارز اين تفاوت را مي‌توان در رقابت‌هاي دو جريان اصلي كشور در مقطع دهه اول انقلاب در مقايسه با دهه دوم انقلاب مورد بررسي قرار داد. در دهه اول انقلاب تا زماني كه كشور درگير منحرفين گروهگ فرقان يا ملي‌گراها، منافقين و ماركسيست‌ها بود، اختلاف ميان نيروهاي انقلاب به دليل احساس تهديد از آنها كه تهديد آنها در قالب تروريسم و توطئه تجزيه قومي و حتي جنگ مستقيم بيگانگان بود، مجالي براي بروز نداشت و صفوف داخلي در برابر آنها متحد بود اما وقتي تهديدات آنها تا حدودي كاهش يافت، اختلاف ميان نيروهاي انقلاب كه عمدتاً ريشه در تاكتيك يا استراتژي براي رفع مشكلات و نحوه اداره كشور داشت، ‌سبب شد كه فعالان سياسي و انقلابي كشور به دو طيف چپ و راست تقسيم شوند و رقابت‌ها در چارچوب اصول و مباني و خاستگاه ‌ايدئولوژيك نظام كه همان شريعت اسلامي است، ادامه يافت، اگرچه شدت‌گيري آن منجر به انحلال يا تجزيه برخي از گروه‌هاي سياسي كشور نظير حزب جمهوري اسلامي، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي (اول) يا جامعه روحانيت مبارز شد اما به رغم آن حريم و چارچوب اصول و آرمان‌ها در رقابت‌ها حفظ مي‌شد و اگرچه بودند كساني كه در همان دوران به اصول و مباني اعتقاد نداشتند اما فضاي فرهنگي و سياسي كشور مجالي به آنها براي طرح ديدگاه‌ها يا اعمال آن در روند حاكميت نمي‌داد و حتي در آن دوران جريان موسوم به چپ كشور كه در مقطع دهه دوم دچار استحاله شد و طيف وسيعي از فعالان آن دچار دگرديسي فكري و زاويه گرفتن با اصول و مباني انقلاب شده بودند، در آن دوران خود را مدافع اسلام ناب محمدي و طرفدار ولايت مطلقه فقيه معرفي كرد و رقيب را طرفدار اسلام امريكايي مي‌دانست.
اما در دهه دوم انقلاب كه همزمان با پايان جنگ تحميلي و ارتحال امام و آغاز دوران سازندگي بود اختلافات و چالش‌ها ميان اين نيروها از حوزه تاكتيك‌ها و استراتژي‌ فراتر رفت و به حوزه مباني و نقد شريعت اسلامي رسيد،‌ به جايي كه برخي از فعالان به اصطلاح چپ سياسي كه در اين مقطع تابلوي اصلاحات را بر سر و دست گرفته بودند، در روند تحول خود ابتدا با طرح حكومت دينداران به جاي حكومت ديني زاويه خود را با شريعت اسلامي آشكار كرده و سپس تا جايي پيش رفتند كه دوران ختم انقلاب را سر دادند، امام (ره) را به موزه تاريخ فرستادند و تقليد از مرجعيت را حركتي ميمون‌وار قلمداد كردند و به جايي رسيدند كه گفتند ماركس مي‌گفت «دين افيون توده‌هاست»، ما مي‌گوييم «نه تنها افيون توده‌هاست، بلكه افيون حكومت‌ها» هم هست. محصول خروج رقابت‌ها از حوزه استراتژي‌ و تاكتيك به حوزه ايدئولوژي و نقد شريعت‌ اسلامي كه البته در پوششي دموكراسي‌خواهي و... صورت مي‌گرفت وقتي همراستا با منافع بيگانگان شد و مورد حمايت آنها قرار گرفت، به فتنه‌هاي بزرگي نظير فتنه تير 78 يا خرداد 88 انجاميد كه البته با هزينه زياد و با تحقق حماسه‌هاي مردمي نظير حماسه 9 دي و... مهار و كنترل شد و افراطيون را به محاق برد و منزوي كرد اما تحولات سياسي اخير كشور مجالي براي بازگشت به صحنه همان طيف‌ها و طرح موضوعات چالش‌برانگيزي فراهم كرده است كه بعضاً از حوزه استراتژي و تاكتيك خارج و در عرصه نقد سياسي شريعت اسلامي بروز يافته و مي‌تواند مقدمه چالش‌هاي جدي‌تر در عرصه سياسي باشد.
مقام معظم رهبري در سخنان خود در سالگرد ارتحال امام (ره) به صورت كلي برخي از مصاديق اين چالش‌ها را (به شرح زير) بر مي‌شمرند و مسئولان و مردم را نسبت به تبعات و پيامد‌هاي آن هشدار مي‌دهند:
1- اينكه روح و جهت حركت امام (مباني شريعت اسلامي) از نظر دور داشته شود.
2- دوست و دشمن با هم اشتباه گرفته شوند.
3- در شناخت دشمن اصلي و فرعي اشتباه كنيم.
4- دچار تنبلي و كم‌كاري شويم.
5- دچار يأس و نااميدي شويم.
6- تصور اينكه «ما نمي‌توانيم» در ذهن و جان ما جا بيفتد.
   اما محصول و پيامد اوج‌گيري اين چالش‌ها چيست
1- فرصت‌يابي مخالفان و معاندان و دشمنان انقلاب اسلامي در زير سؤال بردن اصول و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي. به طور مثال در هفته گذشته وقتي كه موضوع بهشت رفتن مردم مطرح مي‌شود، شبكه بي‌بي‌سي با نقل تحليل يكي از ضدانقلابيون فراري مي‌گويد: اگر ما بگوييم كه حكومت موظف نيست مردم را به بهشت ببرد،‌ يعني كار حكومت اجراي «شريعت اسلامي» نيست و در حقيقت تمام نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي زير سؤال مي‌رود. بنابراين سخني كه روحاني گفته و مخالفتي كه برخي ائمه جمعه كردند، يك تضاد و يك تنش جدي و بنيادي است و اين يك موفقيت براي كساني است كه خواهان پايان حكومت ديني ايران و جدايي دين از دولت هستند. او آنگاه مدعي مي‌شود كه به نظر من روحاني درست تشخيص داده كه بايد از حكومت ايران ايدئولوژي‌زدايي شود.
2- درگير كردن كشور به مسائل حاشيه‌اي و غفلت از مسائل اصلي كه در شرايط كنوني مقابله با جنگ اقتصادي دشمن، پيش بردن قدرتمندانه مذاكرات هسته‌اي و تحقق شعار سال است.
3- القاي ناكارآمدي نظام اسلامي.
4- فرصت‌يابي مخالفان و فتنه‌گران براي زير سؤال بردن ارزش‌هاي انقلاب اسلامي.
5- مسئله‌دار شدن نسل جوان و زاويه‌ گرفتن آنها از اصول و مباني و دامن‌زدن به ريزش‌هاي اجتماعي.
6- القاي وجود دوقطبي‌ در نظام.
7- تحريك نيروهاي دلسوز نظام و زمينه‌يابي برخي اقدامات واكنشي كه برآيند آن به نفع نظام نيست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار