تأكيد عدهاي بر ضرورت در پيش گرفتن رويكرد «برد- برد» در سياست خارجي كشور و توجيه اين ضرورت تحت عنوان «تعديل سياست خارجي» بر مبناي شعار «اعتدال»، اين سؤال را به اذهان متبادر نموده كه آيا چنين رويكردي به عنوان «استراتژي» يا به عنوان «تاكتيك» بايد مورد توجه باشد؟
به طور قطع اتخاذ چنين رويكردي به عنوان استراتژي، اساساً با اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي بر مبناي قانون اساسي، آرمانهاي انقلاب اسلامي و حضرت امام خميني (ره) منافات داشته و يك اشتباه راهبردي خواهد بود. كساني كه در پيش گرفتن چنين رويكردي را به عنوان يك استراتژي و اصل حاكم بر روابط خارجي جمهوري اسلامي ايران با ديگران در عرصه روابط بينالملل توصيه ميكنند، دو نكته مهم را ناديده انگاشته يا دچار نوعي غفلت شدهاند. نكته اول مربوط به ماهيت نظام حاكم بر جهان و خلق و خوي استكباري و زيادهخواهي محوريت اين نظام، يعني امريكاست. نكته دوم مربوط به ماهيت نظام جمهوري اسلامي مبتني بر شعار «لاتَظِلمون و لا تُظلَمون» است. با دقت در اين دو نكته كاملاً قابل فهم است كه جمهوري اسلامي با نظام سلطه، نميتواند در تمامي مسائل بر اساس سياست خارجي با رويكرد «برد- برد» تعامل داشته باشد. نظام سلطه، مبناي رفتارش زورگويي بر اساس قدرتش است.
آيا دولت ايالات متحده طي 50 سال گذشته، رفتاري متفاوت از اين رفتار با كشورهاي اسلامي و غيرتوسعه يافته داشته است؟ امريكاييها و ديگر كشورهاي سلطهگر اروپايي، منافع خود را در اقصي نقاط جهان بر اساس ميزان قلدري و توان اعمال زور بر ديگران تعريف ميكنند. به عبارت ديگر حدود و ثغور منافع ملي در كشورهايي چون امريكا، تابع قدرت آنان بوده و در راستاي توسعه قدرتشان، منافع ديگر ملتهاي جهان را پايمال ميكنند. آنان به ديگران بر اساس ميزان قدرتي كه دارند، زور ميگويند و باجخواهي ميكنند. اين رويكرد در نظام ديني و اسلامي ايران، نه تنها پذيرفتني نيست، بلكه به موازات توسعه قدرت ايران، جمهوري اسلامي بايد اهتمام بيشتري براي دفاع از حقوق مستضعفين و مظلومين داشته باشد و با قاطعيت بيشتري در برابر زورگويان و باجگيران عالم بايستد. شعار «كونوا لظالم خصماً و للمظلوم عوناً»، رويكرد و جهت نظام اسلامي در سياست داخلي و خارجي را مشخص ميسازد. بنابر اين تقابل جمهوري اسلامي با نظام سلطه جهاني، تقابل دو هويت و تقابل دو جهان بيني مادي و معنوي است.
جمهوري اسلامي و غرب، هر كدام ماهيتي متفاوت از يكديگر دارند واين ماهيتهاي متفاوت اجازه نميدهد دولتمردان ايراني در همه زمينهها و در تمامي موضوعات،در تعامل با غرب بر اساس سياست و رويكرد «برد- برد» عمل نمايند. جمهوري اسلامي و دولتمردان آن، بايد در برابر ظلم ظالم بايستند و از حقوق مظلوم در برابر ظالم در حد توان و وسع خود، جوانمردانه دفاع كنند. به عنوان نمونه، ملت فلسطين مورد ظلم قدرتهاي غربي قرار گرفته و رژيم صهيونيستي طي 60 سال گذشته، با حمايت و پشتيباني دولتهاي غربي، جنايتهاي بيشماري در حق اين ملت مظلوم انجام داده است. آيا ميتوان گفت جمهوري اسلامي در موضوع فلسطين بايد بر اساس سياست و رويكرد «برد- برد» عمل كند؟ همين موضوع و نگاه را ميتوان در بحث كشورهاي افغانستان، عراق، لبنان، سوريه، بحرين و... داشت. بديهي است كه اتخاذ رويكرد «برد- برد» بر اساس نگاه ماديگرايانه، ذبح ارزشها، سقوط معنوي و رضايت بر ظلم ظالم در حق مظلوم را در پي خواهد داشت و تحقق اين امر، يعني استحاله جمهوري اسلامي. اگر حضرت امام خميني (ره) فرمودند: «حفظ جمهوري اسلامي اوجب واجبات است» مراد و منظور آن حضرت، جمهوري اسلامي متعهد به ارزشهاست.
بنابر اين جمهوري اسلامي، تا زماني كه پايبند و متعهد به ارزشهاي اسلامي، انقلابي و انساني باشد، نميتواند رويكرد و سياست
«برد- برد» را به عنوان يك استراتژي در عرصه سياست خارجي براي همه موضوعات و مسائل اين عرصه در پيش بگيرد. مگر ميتوان گفت حق و باطل در تمامي امور بر اساس منافع مشترك عمل كنند، آن هم در حالي كه جبهه باطل با تمام توان براي سلطه بر جبهه حق تلاش ميكند! مگر ميتوان گفت اسلام و كفر در تمامي امور بر اساس منافع مشترك با سياست و رويكرد «برد- برد» عمل كنند، آن هم در حالي كه كفر براي نابودي اسلام و مسلمين تمامي قوايش را بسيج كرده است؟ آيا اينك امريكاييها، صهيونيستها و برخي از دولتهاي استعماري اروپايي، تمام قد در برابر اسلام آرايش نگرفتهاند؟ اگر چنين است، كه هست، پس چگونه ميتوان بر مبناي شعار «تعديل سياست خارجي» و با پوشش «آشتي با دنيا!»، شعار سياست خارجي با رويكرد «برد- برد» را سرداد؟
به اعتقاد نگارنده، اين رويكرد و اين سياست، به عنوان يك تاكتيك، در موضوعات خاص و مسائل مشخص بايد مورد نظر باشد. موضوع هستهاي در شرايط كنوني، از مصاديق برجسته و قابل قبول براي اتخاذ چنين رويكردي ميباشد البته در همين موضوع نيز اگر خوب نگريسته شود، غربيها و خصوصاً امريكاييها، در تلاش هستند تا اگر بتوانند ملت ايران را از حقوق طبيعياش در دانش و فناوري هستهاي محروم سازند. آنان اگر در اين امر موفق شوند كه به حول و قوه الهي نخواهند شد، به دليل ناتواني در باجگيري از ملت ايران و زورگويي به نظام ولايي است، نه به خاطر پايبندي آنان به حقوق ملت ايران براساس سياست و رويكرد «برد- برد»!