به گزارش خبرنگار ما، صبح روز بيستم مهرماه سال 90 مأموران زندان قزلحصار كرج از درگيري خونين بين دو زنداني باخبر شدند. بررسيها نشان داد پسري به نام نيما با همسلولياش كه مراد نام داشت درگير شده و او را با ضربه چاقو مجروح كرده است. مأموران نيما را بازداشت و مراد را به درمانگاه منتقل كردند. مراد درباره درگيري گفت: من و نيما همسلولي هستيم و رابطه خوبي با هم داشتيم. شب گذشته متوجه شدم كه ميخواهد به من تعرض كند. ناراحت شدم و او را دنبال كردم. با ميانجيگري مأمور شبگرد با هم آشتي كرديم. اما صبح امروز وقتي از خواب بيدار شدم شروع به فحاشي كرد. بعد هم با چاقويي كه همراهش بود ضربهاي به پهلويم زد كه زخمي شدم. همان لحظه مأموران زندان آمدند و او را بازداشت كردند. مراد بعد از معاينه و پانسمان زخمش به سلولش منتقل شد اما چند روز بعد دچار خونريزي و فوت شد. بعد از آن پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل و نيما به عنوان متهم به قتل بازداشت شد. نيما وقتي مورد بازجويي قرار گرفت، گفت: درگيري مختصري بين ما ايجاد شد. او به من فحش داد و با هم درگير شديم. من هم با چاقوي دستسازي كه در زندان ساخته بودم ضربهاي به او زدم كه زخمي شد. وقتي زندانيان ما را جدا كردند، چاقو از دستم افتاد و نميدانم چه كسي آن را سرقت كرد. متهم ادامه داد: مراد بعد از حادثه به درمانگاه منتقل و با رضايت خودش هم از آنجا مرخص شد. او اگر تحت درمان قرار ميگرفت، فوت نميشد. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، نيما بار ديگر مورد تحقيق قرار گرفت و اظهارات اوليهاش را تكرار كرد. البته او يك بار اظهاراتش را تغيير داد و گفت: وقتي با مراد درگير شدم تهديد به خودكشي كرد. تيغ ژيلت را برداشت و به پهلويش ضربه زد. گزارش پزشكي قانوني بعد از معاينه جسد نشان داد كه مراد به علت خونريزي وسيع در شكم فوت شده است. در چنين مواردي چنانچه مصدوم تحت عمل جراحي قرار گيرد، خطر مرگ كاهش پيدا ميكند. اگر مصدوم به حرف پزشك گوش ميكرد و در درمانگاه بستري ميشد ميتوانست خطر مرگ را كاهش دهد. بعد از انجام بازجوييها و كامل شدن تحقيقات، بازپرس، نيما را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت و بعد از صدور كيفرخواست، پرونده براي رسيدگي به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسيدگي، در حالي كه اولياي دم براي نيما درخواست قصاص كرده بودند، متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت: من قصد كشتن مراد را نداشتم. به خاطر دعواي مختصري كه بين ما ايجاد شده بود، درگير شديم و با چاقو ضربهاي به پهلويش زدم. او با رضايت خودش از درمانگاه مرخص شد و به دليل شدت جراحت فوت شده است. دفاعيات متهم مورد قبول هيئت قضايي قرار نگرفت و او به قصاص محكوم شد. با اعتراض متهم به رأي دادگاه، پرونده از سوي قضات 15 ديوان عالي كشور بررسي شد. قضات ديوان هم بعد از بررسي اوراق پرونده رأي دادگاه را تأييد كردند. بنابراين در صورتي كه متهم موفق به جلب رضايت از اولياي دم نشود به زودي مجازات خواهد شد.