کد خبر: 646650
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۷:۱۳
آسيب شناسي يك رفتار خطرناك و همه‌گير
به يك مهماني كه در خانه يكي از اقوام به مناسبت فراغت از تحصيل پسرشان برپا شده بود رفته بوديم و...
بهنام صدقي

به يك مهماني كه در خانه يكي از اقوام به مناسبت فراغت از تحصيل پسرشان برپا شده بود رفته بوديم و پس از اينكه مهماني تمام شد و مهمان‌ها هر كدام راه خانه خود را در پيش گرفتند تصميم بر اين شد كه خانواده ما شب را بمانيم.  همه رفتند و من و پدر و مادر و مادربزرگم مانديم. يكي از همسايه‌ها هم كه به شدت چاق بود ماند و قصد رفتن نداشت. در جمعي كه نشسته بوديم هركسي گوشه‌اي نشسته بود و با بغل دستي‌اش پچ پچ مي‌كرد. تا اينكه موضوع چاقي آن همسايه بي‌نوا نقل محفلمان شد و هركسي نظري داد و اصطلاحاً نسخه‌اي پيچيد. مادربزرگم مي‌گفت كه تو فلان جوشانده را بخور تا لاغر شوي. ديگري دليل چاقي او را بد كار كردن تيروئيد مي‌دانست و آن يكي مي‌گفت تو مريضي و بيماري تو فقط با فلان قرص كه ماهواره مدام تبليغش را مي‌كند رفع خواهد شد و خلاصه هر كسي نسخه‌اي پيچيد.  با شنيدن حرف‌هاي خاله زنكي و توصيه‌هاي الكي حضار به اين فكر فرو رفتم كه واقعاً اين اشخاص روي چه حسابي اين نسخه‌ها را براي اين بنده خدا مي‌پيچند؟ چرا گوش او را از اين حرف‌هاي بي‌ربط پر مي‌كنند؟ در حالي‌كه اگر هم عدم صحت سلامت او درست باشد به جاي پيچيدن نسخه مي‌توانند او را به يك پزشك حاذق معرفي كنند، نه اينكه خودشان نقش پزشك را ايفا كنند.  اين روزها در جمع خانوادگي‌مان كافي است يك نفر از ما از يكي از اعضاي بدنش بنالد، به عنوان مثال كافي است بگويد سرم درد مي‌كند. اطرافيان به سرعت برق از تمام زوايا چنان براي او دارو تجويز مي‌كنند و در خصوص بيماري‌اش اظهارنظر مي‌كنند كه طرف نمي‌داند تابع نسخه كدام يك باشد و به چه كسي بگويد «چشم»!
نكته حائز اهميت اين است كه جداي از همه علوم و فنوني كه هر كدام به نوع مشخصي و در يك زمان خاصي از گفت‌وگوهايمان نقل محافلمان مي‌شوند و شايد جنبه خطر نداشته باشد و در پي آن آسيب و زياني متوجه فرد مخاطب نشود. علم ديگري هم هست كه خود را در آن علامه مي‌دانيم و با جان انسان‌ها سر و كار دارد. اظهارنظر كردن در حوزه پزشكي يا همان خود پزشك پنداري آسيب‌هاي گوناگوني را بر ما تحميل خواهد كرد. به منظور آشنايي هرچه بيشتر با واژه خود پزشك پنداري و علل و عوامل بروز آن در بين افراد و اينكه چه ترفندهايي را براي حذف آن از عادات خانوادگي‌مان به كار ببنديم به سراغ دكتر محسن رازافشا، روانپزشك، دكتر انور صمدي‌راد، آسيب‌شناس اجتماعي و دكتر عاليه شكربيگي، جامعه‌شناس و عضو انجمن جامعه‌شناسان ايران رفتم و علت اين مسئله را از آنها جويا شدم. خواندن راهكار‌هاي ارائه شده از زبان صاحب نظران اين حوزه خالي از لطف نيست.
 
 لقبي كه مختص پزشك است
دكتر محسن رازافشا، روانپزشك

خود پزشك پنداري پديده‌اي رايج است كه اين روزها در نهاد خانواده و بين اعضاي و افراد ديده مي‌شود. معتقدم اين يك واژگان و به اصطلاح ترمينولوژي ساخته شده است و مفهومش هم اين است كه خيلي از افراد بر اين باور هستند كه به علم پزشكي مسلط هستند و تمامي تحولات پزشكي را مي‌دانند بنابراين داراي حق اظهار نظر هستند. دكتر، لفظي است براي پزشك، نه براي كسي كه مدرك دكتراي رياضي يا فيزيك دارد. در همه جاي دنيا به اين حرف عمل مي‌شود و اين پزشك است كه از طرف عامه مردم دكتر خطاب مي‌شود. اين پزشك است كه وقتي جان انساني در خطر مي‌افتد دست به كار مي‌شود و با استفاده از تخصص خود نسخه مي‌پيچد يا دارو تجويز مي‌كند. برخي در مسندي نيستند كه وانمود كنند كه از پزشكي سر در مي‌آورند و مي‌توانند به راحتي براي خود و اطرافيان نسخه بپيچند. اصلا مگر مي‌شود كه آدم خودش را پزشك خطاب كند؟ آن هم بدون درس خواندن و برخورداري از تخصص، علم و مهارت مورد نياز. اين كار به جزئي از عادات و فرهنگ زندگي ما تبديل شده است. درست نيست كه هركس كه از راه مي‌رسد ادعا كند كه طب را مي‌داند. اين يك فرهنگ نابجاست كه ما بخواهيم بدون شاگردي كردن توقع يادگيري همه چيز را داشته باشيم.
 سرعت سرسام‌آور پيشرفت علم
امروزه علم بيشتر از آنكه فكرش را مي‌كنيم بسط و گسترش پيدا كرده است. ما در قرون قبل كساني نظير خيام، فارابي و ابن سينا را داشتيم كه از رياضي و پزشكي گرفته تا نجوم و فلسفه اشراف كامل داشتند. ما به تمامي علوم مسلط نيستيم. بايد بدانيم كه سرعت پيشرفت علم و توسعه بسيار بالاست و مدام در حال بسط و نو شدن است. آيا مي‌شود به همه اين علوم تسلط و اشراف داشت؟ مسلما اين اتفاق غير ممكن است.  تسلط بر ساير علوم وظيفه ما نيست و اگر چيزي را از كسي بپرسيم كوچك نمي‌شويم. فراموش نكنيد كه انسان پتانسيل يادگيري دارد. اين موضوع تنها در اين ساحت خلاصه نمي‌شود و در حوزه‌هاي ديگر هم نمايان است.  اين عيب نيست كه ما در مورد كشاورزي يا مسائل ديگر اظهارنظر كنيم اما اگر خود پزشك پندار باشيم و در علم و حوزه پزشكي اطلاعات غلط بدهيم باني و پديد‌آورنده آسيب‌ها و صدماتي جدي براي همنوعانمان خواهيم شد.
 
 عوامل دروني شدن
خود پزشك پنداري
عاملي كه از ما يك فرد خودپزشك پندار مي‌سازد ضعيف بودن مسئوليت پذيري ما است. اين كم لطفي فرد را مي‌رساند كه به عواقب گفته‌هايش فكر نمي‌كند و تنها سعي در تجويز دارو براي خود و ديگران دارد. ما نمي‌توانيم يك تصميم واحد براي يك سري موارد و علائم بگيريم.
  آسيب‌هاي ناشي از راهنمايي‌هاي نادرست
علم پزشكي با ساير علوم و حوزه‌ها متفاوت است و اظهارات غلط در اين علم عواقب ناخوشايندي را براي فرد و اطرافيانش رقم خواهد زد. بايد با اين جمله كنار بيايم و آن را در خود حل كنيم كه هر جايي «هر حرفي زده نمي‌شود» نه بيش از اندازه و نه كمتر. اصولا كلام اقتضا دارد و سكوت انسان ندانسته‌هاي او را مي‌پوشاند و همينطور هم هست كه به محض باز شدن دهان فرد، ديگران به شخصيت و خصوصيات اخلاقي‌اش پي مي‌برند. باور مردم ما نسبت به يكديگر كم مي‌شود و آنها كم‌كم نسبت به حرف‌ها و تذكرات هم بي‌اعتماد مي‌شوند و به اين فكر مي‌كنند كه نبايد از كسي انتظار كمك داشته باشند پس در نتيجه رابطه‌ها سردتر و افراد تنهاتر مي‌شوند. همه اين موارد از پيامدها، اثرات و آسيب‌هاي خود پزشك پنداري است و بدون شك با يك راهنمايي اشتباه به خصوص در حوزه علوم پزشكي مي‌توان نابودگر جان يك شهروند شد.
 
آسيب‌هاي خودپزشك پنداري از نگاه يك آسيب‌شناس
دكتر انور صمدي راد، آسيب شناس اجتماعي
پديده خود پزشك‌پنداري باعث دامن زدن به اكاذيب، انتشار افكار نادرست، باورهاي غلط و نادرست و گاهي ايجاد نگراني در بين افراد در سطح كوچك خانواده يا در سطح كلان جامعه مي‌شود. اين پديده در نهايت به شايعات گوناگوني دامن مي‌زند و احساسي از ناامني، ناباوري و سوء‌ظن و همچنين برداشت‌هاي غلط را در جامعه اشاعه مي‌دهد.
 راهكارهاي درمان عادت
براي علاج اين معضل، عادت يا آفت، يك سري راهكارهاي ابتدايي نياز است. آموزش دادن و هشدار دادن به نسل جديد و همچنين تربيت كردن فكر و ذهن آنها از اصول اوليه و ضروري است كه مردم ما به آن نياز شديد دارند. من هميشه از آژانس يا از تاكسي براي رفت و آمد استفاده مي‌كنم و هربار تاكسي يا آژانس سوار مي‌شوم مي‌بينم كه هر كدام از راننده‌ها راديو گوش مي‌دهند و مدام موج آن را نيز عوض مي‌كنند. شنونده‌هاي ما به آموزش‌هاي درست، مسائل بهداشتي درماني، تربيت، نحوه برخورد والدين با كودك و برعكس و خيلي از مسائل اجتماعي ديگر كه بسيار مفيدتر هستند نياز دارند نه موسيقي درخواستي يا آهنگ محلي. در جامعه‌اي كه همان راننده تاكسي ما كمبود دانش يا انواع و اقسام كمبودهاي رفتاري با خانواده، همشهريان و مسافران خود دارد. راديو مي‌تواند نقشي آموزشي براي او هزاران مسافر داشته باشد.
از اين بحث خارج مي‌شوم و اگر بخواهم در مورد راهكار‌هاي برطرف كردن اين عادت اظهارنظر كنم در ابتدا به آموزش همگاني اشاره مي‌كنم. بهترين راهكار حل اين مسئله و پاك كردن آن از ميان خانواده‌ها و افراد راه‌هاي آموزش همگاني است كه چه كسي با استفاده از چه وسيله‌اي چگونه آموزش دهد و مخاطبش چه كسي باشد؟
در ساعات مختلف براي پخش برنامه، محتواي برنامه مدنظر است منتها ما محدوديت‌ها و محذوريت‌هاي خودمان را داريم كه اگر آنها برطرف نشود تغييري در باورها، خرافات و سنت‌هاي غلط ايجاد نمي‌شود.
من معتقدم بهترين راهكار حل و حذف اين مسئله، آموزش همگاني درست توسط آدم‌هاي منطقي و متخصص و با استفاده از شيوه‌هاي درست و زمان‌هاي مناسب است.
    جابجايي تخصص‌ها
دكتر عاليه شكربيگي، جامعه‌شناس
يكي از ويژگي‌هاي رفتاري ما ايراني‌ها به لحاظ اجتماعي اين است كه در هر كار و بحث و صحبتي صاحب نظر هستيم و دخالت و اظهار نظر مي‌كنيم.
در مهماني‌ها و ديد و بازديدها كه كمي دقت كنيد مي‌بينيد همه افراد در همه موارد در زمينه دانايي و داشتن اطلاعات خودشان را عقل كل مي‌دانند. اين موضوع نشان‌دهنده اين است كه همه چيز را به راحتي آب خوردن تحليل مي‌كنند يكي از همين اظهارنظرات مربوط به بحث پزشكي است.
 وقتي مشكلي پيش مي‌آيد همه به فضاي مجازي مراجعه  و فكر مي‌كنند كه حلال مشكلات هستند و كليد‌ها را پيدا كرده‌اند. متأسفانه انديشه‌ها مدرن نشده است چراكه در حل مسئله مورد نظر متخصصان مربوط به آن بايد بحث را پيش ببرند. منظور اين است كه در يك جامعه مدرن متخصصان بايد مشغول به كار شوند و ما در اينجا به اين نتيجه مي‌رسيم كه جامعه از تخصص‌گرايي به دور است و هركس خودش را صاحب‌نظر مي‌داند.  ما هنوز به عقلانيت در تعاملات نرسيده‌ايم براي همين است كه خودمان را كارشناس و صاحب‌نظر مي‌دانيم و در مورد هرچيز خاص و عامي اظهارنظر مي‌كنيم و توقع هم داريم مردم به دقت حرف‌هايمان را گوش كنند و از تجربيات ارزنده‌مان استفاده كنند.
ما در اين بحث حق‌مداري انسان‌ها را هم زير پا مي‌گذاريم. شايد بپرسيد حق‌مداري چيست؟ منظور من از اين واژه اين است كه يك نفر ساليان سال است كه در حيطه پزشكي تحصيل كرده و زحمت كشيده است پس حق اوست كه در زمينه تحصيلي و تخصصي‌اش اظهار نظر كند، نه من جامعه‌شناس.
ما تخصص‌هاي مختلف و متخصص‌هاي برجسته‌اي در جامعه داريم و نبايد با اين كار در اشتغال‌ها دخل و تصرف صورت گيرد. نه تنها در خانواده بلكه در جامعه ما نمونه‌هاي بسيار زيادي از اين قبيل رخدادها اتفاق مي‌افتد و به نظر من يك جابه‌جايي تخصص‌ها در اين مسئله صورت گرفته است و در بحث خود پزشك‌پنداري هم به چشم مي‌خورد و افراد با كمي دانش به راحتي نسخه مي‌پيچند و دارو تجويز مي‌كنند.
ما بايد موقعيت خودمان را در تحليل‌ها و صحبت‌هايمان در نظر بگيريم. راهكار اصلي در اين خصوص اين است كه انديشه‌ها و بينش‌هايمان تغيير كند چون اگر اينطور نباشد. ما به خودمان اين حق را مي‌دهيم كه بي‌مورد و بي‌موقع تجويز كنيم و بي‌اختيار به خود اجازه دخالت و اظهارنظر مي‌دهيم. به نظر من در يك جامعه، خانواده و گروه هر چيزي بايد سرجاي خودش باشد و تغيير نگرش در اين زمينه به آموزش‌هاي اجتماعي، اخلاقي و ديني برمي‌گردد كه جزو بهترين راهكارها براي برطرف كردن اين معضل اجتماعي هستند.

 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها