اعلام ليست بدهكاران بزرگ و نحوه اين اعلام كه هنوز هم در قالبهاي مختلف از سوي مسئولان بيان ميشود، بچههاي دهه 60 و 70 را به ياد برنامهاي تلويزيوني مياندازد كه در دوران كودكي با آن بزرگ شدهاند، اما با تفاوتهاي بسيار.
«برنامه بازي با كلمات و داستانگويي» بود كه توسط شخصي روحاني به نام «حجتالاسلام محمد حسن راستگو» اجرا ميشد. اين برنامه در نوع خودش بسيار جالب و البته آموزنده بود. طلبه جوان كه لباس روحاني پوشيده بود و با اندك امكانات يعني يك تخته سياه و گچ كار ميكرد ارتباط برقرار ميكردند و به نوعي ميشد كه معمولاً در آخر برنامه ايشان و گروه حاضرين در برنامه با هم فرياد ميزدند «دوباره - دوباره...» و ايشان ميگفت كه دنباله داستان را در برنامه بعدي براتون ميگم و همه چشمانتظار ميماندند تا هفته بعد و برنامه بعدي آقاي راستگو...
اما با اين حال تفاوت بازي با كلمات آقاي راستگو با بازي با اعداد در اعلام بدهكاران بزرگ در اين است كه بازي جديد نه آموزنده است و نه كارآمد و اثرگذار!
در برنامه بازي با كلمات هدف، بازي با حروف نبود بلكه حذف و اضافه كلمات منجر به يك نتيجه اخلاقي منبعث از قرآن يا احاديث ائمه اطهار ميشدكه مثلاً: «كاف» شريك را با تخته پاك كن، پاك ميكرد و جايش «ف» ميگذاشت و ميشد شريف!
اما اين روزها متأسفانه حتي نميتوان در رسانههاي جمعي با كلمه بدهكار بزرگ هم بازي كلمهاي كرد! زيرا حقوقدانان روشنفكر و البته وكيل (!) بدهكاران بزرگ مدعياند كه آنها بيگناه و مجرم نيستند و ذكر نام آنها در جرايد و رسانهها جرم است!
بنابراين رسانهها فقط مجاز به بازي با اعداد درباره اين ابربدهكاران هستند و مسئولاني كه ليست بدهكاران را دارند به جاي برخورد، دايم در حال محاسبه ميزان بدهي چند نفره و چند ده نفره آنها هستند!
مثلاً ارزش بدهي 21 بدهكار بزرگ معادل سه ماه يارانه نقدي همه يارانهبگيران است، 900 بدهكار بالاي يك ميليارد تومان بدهي دارند، 283 بدهكار بالاي 50 ميليارد تومان، 145 نفر بالاي 100 ميليارد تومان، 18 بدهكار بالاي 500 ميليارد تومان و... .
متأسفانه مجري اين برنامه در دولتهاي مختلف هر بار اين داستان تكراري را برخلاف برنامه «بازي با كلمات» (كه يك كلمه را ميگرفت و جمله را تكميل ميكرد و داستانش را براي مخاطبان از ابتدا تا انتها تعريف ميكرد و نتيجه اخلاقياش را نيز ميفهماند) از ابتدا آغاز ميكند و بعد از خواندن يك پاراگراف از آن به بازي با اعداد ميپردازد.
مجري، ليست بدهكاران بزرگ را با اعدادي كه هر روز بزرگتر ميشود و اكنون به بيش از 82 هزار ميليارد تومان رسيده، بيان ميكند و ادامه داستان را به بعد موكول ميكند تا دولت تغيير ميكند.
امروز مردم بعد از اين سالها نميدانند كه نتيجه بازي با اعداد در اين برنامه بدهكاران با بدهيهاي معوق چيست؟ حتي نميدانند كه مسئولان با كلمه تركيبي «بدهكار بزرگ» چه جملهاي خواهند ساخت اما كاش آقاي راستگويي بيايد و طي برنامهاي رسانهاي اين جملات را روي تخته سياه و جلو انظار عمومي با واژه «كار» بسازد و بنويسد:
«بدهكاران بزرگ را دستگير كرديم»، «با بدهكاران بزرگ برخورد كرديم» يا «پول ملت را از حلقوم برهم زنندگان اقتصاد كشور بيرون كشيديم، هر چند كه بدهكاران ميگفتند جرمي انجام نداديم» و...
بايد آقاي راستگويي بيايد و تخته پاك كن را روي جملات و واژههايي كه بدهكاران بزرگ ميسازند، بكشد زيرا اين روزها بدهكاران بزرگ با استفاده از ابزارهاي متنوع، بخش «بده» را براي خود نگه ميدارند و به جايش «طلب» اضافه ميكنند و ميشوند طلبكار بزرگ- مثل بابك زنجاني!
يا در مورد امير منصور آريا كه برايش حكم بريده شده است، تا قبل از رفتن به زندان واژه «خلاف» را از كنار «كار» حذف كرده و جلو آن «آفرين» گذاشته بود و شده بود كارآفرين نمونه!
معاون رئيس جمهوري ميفرمايند اسامي بدهكاران را به قوه قضاييه داديم!! خوب زحمت كشيديد! خسته نباشيد! يعني چه! قوه قضاييه با آن چه كند؟؟ اگر راستگو هستيد، برويد شكايت كنيد!!! تا قوه قضاييه رسيدگي كند!!