1- نظر سنجي ميگذارند براي انتخاب پرطرفدارترين شعار جام جهاني براي تيم ملي ايران. «افتخار پارس» از بين همه شعارهاي ديگر بيشتر تكرار و سرانجام هم انتخاب ميشود. جملهاي كوتاه و دو كلمهاي. لازم به توضيح ندارد دليل انتخاب اين شعار. افتخار پارس خود گوياي همه چيز است. گوياي اينكه مردم، با وجود تمام مشكلات و تمام پايين آمدن علاقهشان به اين ورزش طي چند سال اخير، باز هم به مردان تيم ملي كشورشان افتخار ميكنند و آنها را افتخار سرزمين پارس ميدانند.
2- انگار تمامي ندارد! هر دم از اين باغ بري ميرسد، تازهتر از تازه تري ميرسد! يك بار توپها، بار ديگر پيراهنها كه اندازهشان آنقدر تنگ و گشاد ميشود كه صداي همه را در ميآورد و حالا هم كه طرح روي پيراهنها! هر چند كه در تمام مشكلات قبلي نه مسئولان زير بار كمكاري اسپانسر رفتند و نه خود اسپانسر و دست آخر همه همه كاسه كوزهها سر كرش و شاگردانش شكسته شد و ماجرا به اختلافنظرهاي سرمربي تيم ملي و صاحبان اسپانسر ربط داده شد و ماستمالي! اما حالا اين ماجرا چگونه قرار است جمع و جور شود يا توجيه، سؤالي است كه حتماً آقايان جوابي پرت براي آن پيدا خواهند كرد!
3- عصر، عصر ارتباطات است. كافي است پاي مانيتور يا حتي گوشي بنشيني و يك صفحه براي جستوجو باز كني. آن وقت اطلاعات زيادي در خصوص سؤالاتي كه ذهنت را به خود مشغول كرده، خواهي گرفت! اطلاعات و جوابهايي كه گاه بسيار متعجبت ميكنند! جوابهايي كه حتماً انتظار آن را نداشتهاي! مثل وقتي ميفهمي طرح روي پيراهن تيم ملي، نه كار طراحان اسپانسر كه مبلغ كلاني به جيب زدهاند است، كه كار طراحي آفريقايي است كه مبلغي ناچيز براي آن دريافت كرده است! مسئلهاي كه عجيب نيست در عصر ارتباطات خيلي زود يا شايد هم كمي دير، پرده از رازاش برداشته شود!
4 – پيراهن تيم ملي كه چون پرچم يك كشور مقدس و قابل احترام است، حالا شده بازيچه دست آقايان كه بر تكه نخي بستهاندش و در آسمان رهايش كردهاند تا كار بادبادك را برايشان انجام دهد! بازي مفرحي كه آقايان را حسابي سرگرم كرده و آبروي ايران را به حراج گذاشته است! آبرويي كه در اين مدت به نقل محافل سايتهاي خارجي و سوژه رسانهها تبديل شده است! اما حتي اين آبروريزي هم نتوانسته تلنگري باشد براي آقايان كه به خود آمده و اوضاع را جمع و جور كنند!
5- براي آقايان اما هنوز هم همه چيز يك بازي است كه ميتوانند به مضحكه بگيرندش! آنقدر كه حتي شعاري را كه براي ملتي حائز اهميت است هم به شوخي و بازي ميگيرند. شوخي و بازي كه آبروي افتخار پارس را قبل از ورود به ميدان به باد خواهد داد! آبرويي كه گويي براي برخي اهميت چنداني ندارد كه تلاشي براي حفظ آن نميكنند! شايد هم اگر بخواهند نميتوانند كاري از پيش ببرند!
6- همه چيز باز هم به آن قرارداد كذايي باز ميگردد؛ قراردادي كه اجازه هر گونه اعتراض و توبيخي را از مسئولان فدراسيون گرفته است. كه اگر غير از اين بود، اسپانسر به جاي رفع و رجوع اشتباهاتش و عذرخواهي بابت آن، دوغورتونيمشان هم باقي است و دست پيش را هم ميگيرند كه پس نيفتند! البته بايد هم اينگونه براق شوند در چشم ملت، چراكه مطمئن هستند دست و پاي مسئولان فدراسيون فوتبال را چنان بستهاند كه هيچ مسئلهاي تهديدشان نميكند! حتي اگر براي مردم و تيم ملي كشورشان خط و نشان بكشند!
7- انتخاب شعار افتخار پارس كافي است تا بدانيم مردم اين روزها انتظار چه چيزي را ميكشند. آنها با وجود آنكه ميدانند شانس صعود تيمشان در جام جهاني از گروه خود بسيار كم است، باز هم به انتظار افتخارآفريني شيران پارسي نشستهاند. اما جاي تعجب ندارد اگر قبل از اين افتخار آفريني، دستهايي از داخل چوب حراج بزنند بر آبروي ايران. حراجي كه بساط آن از مدتها قبل پهن شده است!