زمان به سرعت از دست ميرود و تيمهاي اعزامي به اينچئون راه دشواري براي آمادهسازي در پيش دارند. در شرايطي كه همه نگاهها به برزيل معطوف شده رقباي آسيايي براي تصاحب مدالهاي رنگارنگ سخت تلاش ميكنند. البته ورزشكاران كشورمان هم از هيچ كوششي براي به اهتزاز درآوردن پرچم ايران دريغ نميكنند اما موفقيت در كره جنوبي مستلزم برنامهريزي و مهيا بودن همه شرايط است.
چهار سال پيش بود كه كاروان ورزشي ما در گوانگژو چين خوش درخشيد. 20 طلا، 14 نقره و 25 برنز ورزش ايران را به جايگاه چهارمي قاره كهن رساند؛ جايگاهي در شأن نام و اعتبار كشورمان. در دوره گذشته انصافاً تمامي تيمهاي اعزامي براي كسب بهترين نتيجه سنگ تمام گذاشتند. با اين حال بايد پذيرفت كه شرايط چهار سال پيش به هيچ وجه قابل مقايسه با وضعيت اين روزهاي ورزش نيست.
اواخر شهريورماه سوت آغاز هفدهمين دوره المپيك آسيايي به صدا در ميآيد و يك بار ديگر تب رقابت بالا ميرود. منتها شرايط اصلاً بر وفق مراد نيست. اگرچه مسئولان جديد وزارت ورزش و كميته ملي المپيك ميكوشند تا در اندك فرصت باقي مانده اوضاع را تا حد ممكن بهبود دهند اما از شواهد و قرائن پيداست كه تكرار موفقيت سال 2010 واقعاً دشوار است. كمبود بودجه را ميتوان بزرگترين چالش ورزش ايران در يك سال گذشته خواند. با توجه به شرايط اقتصادي كشور بودجه ورزش نيز دستخوش تغييراتي شد تا آنجا كه كاهش بودجه مشكلاتي را براي فدراسيونها به وجود آورد. كميته ملي المپيك در حالي با نداشتن پول كافي براي آمادهسازي تيمهاي اعزامي دست و پنجه نرم ميكند كه در اين مدت برخي فدراسيونها حقوق كارمندانشان را نيز به سختي پرداخت كردهاند.
اگر فدراسيون فوتبال را از اين قاعده مستثني بدانيم تقريباً ساير فدراسيونها با چالشهاي زيادي مواجه هستند؛ تأمين هزينههاي برگزاري اردوهاي داخلي و برون مرزي، پرداخت حقوق ناچيز مربيان و ورزشكاران، تأمين هزينههاي اقامتي، غذا و رفت و آمد، خريد تجهيزات و. . . از مهمترين دغدغههاي رؤساي فدراسيونهاست. گلايههاي ورزشكاران و مربيان را هم به اين اوضاع نابسامان اضافه كنيد. احسان حدادي بهترين پرتابگر ديسك آسيا و نفر دوم المپيك بارها از عدم حمايت مسئولان انتقاد كرده و از اينكه مجبور است براي اعزامهايش از جيبش خرج كند كاسه صبرش لبريز شده. وزنهبرداران و كشتيگيران مدعياند وضعيت تغذيهشان درحد ورزشكاران حرفهاي نيست، تيراندازان از كمبود فشنگ گلايه ميكنند، ليلا رجبي بانوي دووميداني كار نداشتن مربي اختصاصي كاربلد را سد بزرگي در راه پيشرفت خود ميداند. متأسفانه در ورزش ايران تا دلتان بخواهد بازار انتقاد و گلايه همواره داغ است. اما اصولاً مسئولان يا اهميتي به اين حرفها نميدهند يا انتقادها را به پاي غرضورزي ميگذارند.
با توجه به اين مسائل ايستادن دوباره بر سكوي چهارمي قاره نيازمند معجزه است. رئيس كميته ملي المپيك در يكي از مصاحبههايش گفته: از برنامهريزي عقب هستيم. تعجبي هم ندارد. وقتي اردوها به موقع و با كيفيت مطلوب برگزار نميشود بايد هم كيومرث هاشمي از چند ماه زودتر نگرانيهايش را رسماً اعلام كند. تكرار 20 طلاي گوانگژو در اينچئون در حال حاضر نهايت آرزوي مسئولان است. نميتوان منكر چالشهاي ورزش كشورمان شد با اين حال ورزشكاران ايراني ثابت كردهاند مرد روزهاي سخت هستند و اين توانايي را دارند كه در سختترين شرايط بهترين نتايج را بگيرند.
با اين تفاسير پيشبينيهاي غيركارشناسانه در وضعيت فعلي نه تنها سودي به حالمان ندارد بلكه روحيه ورزشكاران تمامي رشتهها را پايين ميآورد. كاروان اعزامي به المپيك آسيايي به غير از بودجه و تداركات مناسب به انگيزه و اعتماد به نفس نيز نياز دارد، چه بسا ورزشكارانمان با شارژ روحي بتوانند فراتر از حد انتظار ظاهر شوند. به رغم تمامي مشكلات ذكر شده براي حضور در اينچئون نبايد خودمان را از پيش باخته فرض كنيم چراكه اين تصور فقط و فقط به نفع حريفانمان تمام ميشود.