
اگركسي رفتار مقامات سياسي و اطلاعاتي- امنيتي امريكا را در روزهاي اخير رصد كند به روشني به اين نكته پي ميبرد كه نام «واقعه 11 سپتامبر» بيشتر از زبان مسئولان اين كشور شنيده ميشود و حتي اين تصور پديد ميآيد كه گويا تلاشهايي در جريان است كه خطرات اين واقعه بار ديگر براي افكار عمومي يادآوري شود. اين اقدامات معمولاً همه ساله در سالگرد واقعه 11 سپتامبر صورت ميگرفت اما آنچه تحركات سياسي و تبليغاتي جاري درباره اين واقعه را قابل تأمل و سؤال برانگيز ميكند اين است كه هنوز بيش از سه ماه به سالگرد اين حملات باقي مانده است. بنابراين، اين سؤال مطرح است كه چه عامل يا عواملي موجب شده است كه از هم اكنون به طور مستقيم و غيرمستقيم درباره حملات 11 سپتامبر خبرسازي شود و خطرات تروريسم براي افكار عمومي يادآوري شود؟ باز آنچه تأمل در اينباره را بيشتر ميكند اين است كه امريكا بعد از حملات 11 سپتامبر سال 2001 با اين استدلال كه قرباني تروريسم و القاعده شده است به اقدامات اشغالگرانه در افغانستان و سپس در عراق دست زد كه آثار و پيامدهاي آن همچنان ادامه دارد.
مصاديقي از خيز امريكا براي بازنمايي خطرات 11 سپتامبر
اولين خيز درگزارش سالانه وزارت امور خارجه امريكا در خصوص وضعيت تروريسم در جهان در سال 2013 ميلادي برداشته شد كه در 10 ارديبهشت ماه جاري منتشر شد. با وجود اينكه در اين گزارش به افزايش تروريسم و گسترش خطرات القاعده و گروههاي وابسته به آن و همچنين سرازير شدن اين گروهها به سوريه اذعان شده است- كه اين به طور طبيعي دولت سوريه را در موقعيت دفاعي قرار ميدهد- اما نه تنها از رويكرد دولت سوريه در مقابله با تروريسم استقبال نشده بلكه برعكس دولت سوريه عامل و باني افزايش تروريسم معرفي شده است. آنچه بر نگرانيها درباره اتهامات مطرح شده در گزارش سالانه وزارت امور خارجه امريكا در خصوص تبديل سوريه به كانون تقويت گروههاي تروريستي و القاعدهاي ميافزايد و از آن ميتوان به عنوان دومين خيز امريكا در مسير بازنمايي خطر القاعده ياد كرد، اظهاراتي است كه جيمز كامي James Comey رئيس پليس فدرال امريكا (اف بيآي) به فاصله دو روز از انتشار گزارش وزارت امور خارجه بيان كرد و گفت: «همه آنهايي كه سالهاي دهه 80 و 90 ميلادي را به ياد ميآورند، تحولات در افغانستان را با حوادث 11 سپتامبر مرتبط ميدانند؛ امروز اوضاع سوريه تقريباً مشابه همان زمانهاست البته به مراتب بدتر و اين مسئله هم دو دليل دارد؛ يكي آنكه تعداد بيشتري جنگجو به اين كشور ميروند و ديگر آنكه رفت و آمد به اين كشور آسانتر است؛ ما قاطعانه تلاش ميكنيم اجازه ندهيم ميان تحولات سوريه و وقوع يك حادثه 11سپتامبر ديگر ارتباط برقرار شود و اين موضوعي است كه در اولين فرصت درباره آن با همتايان اروپايي خود گفتوگو خواهم كرد. ما در اين مورد كه تعداد زيادي از افراد قصد دارند با القاعده و گروههاي زيرمجموعه آن همكاري كنند بسيار نگران هستيم.» روزنامه امريكايي واشنگتن پست نيز ضمن بازتاب اظهارات رئيس پليس فدرال امريكا با اشاره به بخش ديگري از نگرانيهاي وي درباره تسري ناامنيهاي ناشي از بحران سوريه برامنيت اين كشور نوشت: «امريكاييهايي كه در سوريه هستند به صورت فعالي در حال جذب امريكاييهاي ديگر به اين نبرد هستند... هزاران جنگجو نيز از كشورهاي اروپايي به سوريه سفر ميكنند و اين مسئله نيز يكي ديگر از نگرانيهاي اف بيآي است زيرا بسياري از آنها به آساني ميتوانند وارد امريكا شوند. آنها از اتباع كشورهاي معاف از ويزا هستند و كسي كه از سوريه خارج ميشود ميتواند بسيار راحت به امريكا برود. نيروهاي وابسته به القاعده در يمن بزرگترين تهديد براي امريكا محسوب ميشوند زيرا اين گروه تروريستي مصرانه در تلاش براي حمله به امريكا است.» همچنين در يك اقدام نمادين ديگر روز شنبه برابر با 20 ارديبهشت طي مراسمي خاص كه با تبليغ آن در رسانههاي پرمخاطب از جمله يورو نيوز همراه بود قطعاتي از پيكرهاي كشتهشدگان در حملات 11 سپتامبر سال 2001 به زير زمين موزه اين حملات انتقال يافت و اين هم نشانه ديگري از تلاشهاي امريكا براي زنده كردن اين واقعه در ذهن مخاطبان امريكايي بوده است. از طرف ديگر به موازات تلاشهايي كه در داخل امريكا براي بازنمايي خطرات القاعده صورت ميگيرد، گروه بوكوحرام از شاخههاي وابسته به القاعده طي حمله به مدرسه شبانهروزي دخترانه در نيجريه بيش از 300 دانشآموز اين مدرسه را ربود و طي بيانيهاي ضمن ابراز مخالفت خود با تحصيل دختران تهديد كرد كه آنها را در ازاي دريافت 15 دلار خواهد فروخت يا به عقد اعضاي اين گروه در خواهد آورد. اين اتفاق درست زماني افتاد كه جان كري وزير امور خارجه امريكا سفر خود را به آفريقا آغاز كرد و در موضعگيريهايي كه وي يا ديگر مسئولان امريكايي از جمله شخص باراك اوباما اتخاذ كرد امريكا را به عنوان ناجي به تصوير كشيد چراكه دستور اعزام تيم نظامي و اطلاعاتي- امنيتي را به نيجريه صادر كرد. اين اتفاقها زماني افتاد كه طبق اطلاعات منتشره دولت اين كشور از حمله اعضاي بوكوحرام به مدرسه مطلع بوده و نيروهاي نظامي و امنيتي اين كشور به عمد جلوي آن را نگرفتهاند. اين واقعه گرچه در يك كشور آفريقايي صورت گرفت اما با رويكرد جديد امريكا در جهت انعكاس خطرات روزافزون گروههاي القاعده و تقويت اين گروهها بعد از بحران سوريه كاملاً همخواني دارد.
نتيجهگيري
از آنچه گفته شد مشخص ميشود كه امريكا چه در داخل و چه در خارج به تلاشهايي براي يادآوري خطرات گروههاي تروريستي و القاعده دست زده است و بار ديگر تروريسم كه بعد از روي كار آمدن باراك اوباما و روشن شدن آثار و پيامدهاي سياستهاي جنگطلبانه دوره رياستجمهوري جرج بوش در حاشيه قرار گرفته بود، دوباره در دستور كار سياست خارجي امريكا قرار گرفته است. اما اينكه چه اهدافي در پس اين تحركات دنبال ميشود هنوز به درستي مشخص نيست اما ميتوان چند احتمال را در هر دو عرصه داخلي و خارجي مطرح كرد. در عرصه داخلي دو نكته قابل توجه است؛ نخست اينكه انتخابات ميان دورهاي كنگره در راه است و از اين نظر شايد بازنمايي حملات سپتامبر ميتواند دوره مخرب جرج بوش و جمهوريخواهان را براي افكار عمومي يادآوري كند و موقعيت را به نفع دموكراتها تغيير دهد. دوم اينكه طبق گزارش اخير بانك مركزي امريكا اقتصاد اين كشور چندان مطلوب نبوده است و اگر اوضاع بيش از حد وخيم باشد در اين صورت بازنمايي و برجستهسازي خطر تروريسم ميتواند بهترين حربه براي منحرف كردن توجهات از اوضاع داخلي باشد.
در عرصه خارجي نيز باز چند احتمال قابل توجه است؛ نخست اينكه امسال امريكا بايد نيروهاي خود را از افغانستان خارج كند و در چنين شرايطي طرح و برجستهسازي مجدد خطر القاعده ميتواند هم عامل فشار براي كسب امتياز از دولت جديد افغانستان در خصوص موافقتنامه استراتژيك باشد و هم اينكه مداخله نظامي اين كشور را در ساير مناطق از جمله در سوريه و نيجريه توجيه كند. همچنين تروريسم باب جديدي براي اعمال فشار بر ايران در مرحله بعد از امضاي احتمالي موافقتنامه جامع هستهاي با ايران باز ميكند بهخصوص آنكه در گزارش سالانه وزارت امور خارجه امريكا ايران نيز به حمايت از تروريسم متهم شده است.