اين وسايل نقليه عمومي كه در شبكه حملونقل عمومي عهدهدار مسئوليت جابهجايي ميليوني شهروندان هستند در صورت بروز حادثه خسارت جاني و مالي فراواني را بر جاي ميگذارند. اين خودروهاي فرسوده و غيرايمن در حكم ارابههاي مرگ هستند كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم روي جان و مال شهروندان حركت ميكنند و در صورت بروز حادثه مسئولان در بخشهاي مختلف به عنوان شاكي طرح مشكل ميكنند، در حالي كه خود مقصرند. واژگوني خونين اتوبوس بخش خصوصي در حومه پايتخت نمونهاي از هزاران حادثه در گوشه و كار كشور است كه مسئولان را در بخشهاي مختلف مديريت شهري، دولتي و پليس باخبر ميكند كه حوادثي از اين دست در كمين شهروندان است.
اگر شهر را به مثابه يك موجود زنده در نظر بگيريم، وسايل نقليه همانند سلولهاي زندهاي هستند كه در مسيرها و معابر شهري دائماً در آمد و شد هستند و اين رفت و آمدها هستند كه به شهرها جان ميبخشند. در شبانهروز ميليونها سفر درون شهري با وسايل نقليه مختلف انجام ميشود كه در اين ميان به جز مترو، هزاران خودرو نيز نقش جابهجايي شهروندان را عهدهدار هستند. اتوبوسها، مينيبوسها و تاكسيها در انواع و اقسام مختلف و با رنگهاي متنوع به صورت مداوم مسافران را در شهرها از يكسو شهر به سوي ديگر جابهجا ميكنند.
بايد پذيرفت همانطور كه انسان پير ميشود و نيازمند مراقبت بيشتري است، خودروها نيز مستهلك و فرسوده ميشوند و اگر اين وسايل نقليه از حداقل استانداردها هم برخوردار نباشند كه ديگر هيچ!
خودروهاي فرسوده و غيراستاندارد
نظم شهري را بر هم ميزنند
خودروهاي فرسوده و غيراستاندارد همچون سلولهاي سرطاني هستند كه هم به خود آسيب ميرسانند و هم به ديگران. تصور كنيد اگر يك اتوبوس فرسوده در يك مسير و معبر شهري به علتي خراب شود، چه اتفاقي پيش ميآيد. ايجاد بار ترافيكي و راهبندان سبب ميشود تا علاوه بر آن نقطه، مسيرهاي منتهي به آن مسير نيز با افزايش بار ترافيك مواجه شوند يا تصور كنيد خودرويي به دليل غيرايمن بودن و نداشتن استانداردهاي فني از كنترل رانندهاي خارج شود يا به هر دليل دچار نقص فني شود، اين شهر و شهروندان هستند كه بيشترين آسيبها را بايد متحمل شوند.
بارها شنيده شده است كه خودرويي به دليل نقص فني و به اصطلاح «بريدن ترمز» با چند وسيلهنقليه و درخت و المانهاي شهري و شهروندان تصادف كرده است.
حادثهاي كه يك خودروي فرسوده غيرايمن به بار ميآورد خسارت جاني و مالي فراواني دارد. وقتي فردي بر اثر سانحهاي كشته يا زخمي ميشود اين خانواده او است كه داغدار شده و دچار گرفتاريهاي بيشماري از لحاظ روحي و جسمي ميشود. تردد وسايلنقليه فرسوده و غيراستاندارد همچون سلول سرطاني است كه با تردد در شهر، علاوه بر آلودگي هوا بخشي از شبكه عبوري را نيز فلج ميكند.
خودروهاي فرسوده و غيرايمن بيشتر از خود به ديگران خسارت جاني و مالي وارد ميكنند.
آماري از خودروهاي فرسوده و غيراستاندارد وجود ندارد
بر اساس آخرين آمار كه در خبر مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي آورده شده، خودروهاي كشور به 8/15 ميليون افزايش يافته است. اين تعداد خودرو در برابر جمعيت 78 ميليوني نشان ميدهد به ازاي هر پنج نفر در كشور يك خودرو وجود دارد، اما به دليل نبود تعريف مشخص از سن خودرو براي فرسودگي و همچنين لحاظ نكردن خودروهاي غيراستاندارد، در اين تعريف آمار خودروهاي فرسوده در كشور به صورت دقيق مشخص نيست. همين امر سبب شده است تا به صورت نسبي سن خودروهاي فرسوده 20 سال تعيين شود.
بر اساس مصوبه كارگروه توسعه حمل و نقل عمومي و مديريت مصرف سوخت در نوسازي و بهسازي ناوگان حمل و نقل كشور سن فرسودگي خودروها تا آخر برنامه پنجم توسعه به اين صورت اعلام شده است: خودروهاي شخصي 20 سال، سواري دولتي 15 سال، تاكسي 10 سال، مينيبوس 15 سال، اتوبوس درونشهري 10 سال، اتوبوس برونشهري 15 سال، كاميون كشنده 25 سال، وانت 15، موتورسيكلت 10 سال و ساير وسايل نقليه باري و مسافري 25 سال.
هر چند سن خودرو مشخص ميكند كه فرسوده است يا نه ولي وسايل نقليه غيراستاندارد به دليل نداشتن استانداردهاي فني و امنيتي هر لحظه آبستن حوادث مختلفي هستند كه تعداد آن هم در كشور كم نيست، همچون كاميون هوو، اتومبيل پرايد و ساير وسايل نقليه غيراستاندارد كه همچنان اجازه تردد در معابر شهري و عبوري را يافتهاند.
تردد خودروهاي فرسوده و غيرايمن
روي اعصاب مردم
روند كند جايگزيني و خروج خودروهاي فرسوده در كشور سبب شده است تا با تردد اين خودروهاي فرسوده و غيراستاندارد، معابر شهري آبستن حوادث مختلفي باشد. از آلودگي و آلايندگي هوا گرفته تا مصرف ناقص و بالاي سوخت در كنار سوانح مختلف رانندگي كه در گوشه و كنار كشور خبرهاي آن در رسانهها درج ميشود. به واقع تردد اين وسايل نقليه سبب شده است تبعات تردد آنان در شهرها روي اعصاب مردم تأثير نامطلوبي بگذارد.
ايمن نبودن اين خودروها در كنار ساير عوامل ديگر سبب شده است استفادهكنندگان و حتي ساير شهروندان در فشار روحي و استرس دائمي به سر ببرند چرا كه اگر فرد به قوانين راهنمايي و رانندگي احترام بگذارد و با خودروي استاندارد وارد معابر و جادهها شود، بايد هميشه اين نگراني را داشته باشد كه خودروهاي ديگر ايمن و استاندارد هستند يا نه. بر اين اساس اگر خودرويي فرسوده و غير استاندارد باشد حتي اگر قوانين را نيز رعايت كند، همچنان حادثه در كمين خود و ساير خودروها خواهد بود.
حادثه در كمين وسايل نقليه عمومي فرسوده و غيراستاندارد
اخبار حوادث و سوانح رانندگي با وسايل نقليه عمومي فرسوده و غير استاندارد همه روزه از سوي رسانههاي جمعي اعلام ميشود. كشته و مجروح شدن شهروندان از يك سو و خسارت مالي فراوان از سوي ديگر سبب شده است وسايل نقليه عمومي فرسوده و غير استاندارد همچون بمبهاي متحرك در شهرها عمل كنند.
حادثه خونين واژگوني اتوبوس در هفته گذشته در حومه پايتخت و كشتهشدن هشت شهروند و مجروح شدن تعداد زيادي از مسافران اين اتوبوس زنگ خطر تردد وسايل نقليه عمومي را باز هم به صدا درآورد تا مشخص شود حوادث خبر ميكنند و اين مسئولان متولي در اين زمينه هستند كه خود را به بيخبري زدهاند و با كمكاري و كوتاهي با جان و حال شهروندان بازي ميكنند. در پي وقوع اين حادثه باز هم مسئولان از همدردي سخن به ميان آوردند!
در اين زمينه اعضاي شوراي شهر تهران با چشمپوشي از ضعف نظارتي خود،پاي شهرداري،پليس، مؤسسه استاندارد و شركت اتوبوسراني خصوصي را به ميان گود حادثه كشاندند و توپ را به زمين ديگري انداختند.
با اين حال هر چند اين حادثه خونين و تلخ رخ داد اما جاي بسي تأمل است كه در جريان بررسي اين حادثه، اعلام شد تعداد زيادي وسايل نقليه عمومي به دليل فرسودگي و رعايت نكردن اصول ايمني و فني، همچون اتوبوسهاي گازسوز بمبهاي ساعتي هستند كه در شهرها تردد ميكنند و براي ايمنسازي اين وسايل نقليه عمومي كاري انجام نشده است و مسئولان متولي دست روي دست گذاشتهاند و فقط اعلان خطر و هشدار ميكنند. تردد هزاران دستگاه تاكسي، مينيبوس، ون و اتوبوس فرسوده و غيرايمن و بدون استاندارد قابل قبول، ابرشهر تهران و ساير كلانشهرهاي كشور را در زمره شهرهاي پرحادثه وسايل نقليه عمومي قرار داده است.
نوسازي ناوگان حمل و نقل عمومي
شايد وقت ديگر
روند خروج لاكپشتي خودروهاي فرسوده حمل و نقل عمومي سبب شده است تا همچنان تاكسيهاي فرسوده با عمر بالاي سن فرسودگي در كنار ساير وسايل نقليه عمومي فرسوده همچون مينيبوسها و اتوبوسها در حكم ارائههاي مرگ براي شهروندان قرار گيرند كه شهروندان سوار بر اين ارابههاي فرسوده و غيرايمن شده و جان و مال خود را از دست بدهند.
آسايش و آرامش شهروندان در وسايل نقليه عمومي فرسوده و غيراستاندارد و غيرايمن تا آنجا در حال گسترش است كه صداي اعتراض مسافران به جايي نميرسد.
روند كند جايگزيني و از رده خارج كردن خودروهاي فرسوده در پروسه و بروكراسي طولاني و اداري سبب شده است تا صاحبان اينگونه وسايل نقليه پس از دوندگيهاي فراوان، خود دچار فرسودگي روحي و جسمي شوند تا آنجا كه برخي رانندگان خودروهاي خود را به مراكز اسقاط تحويل دادهاند ولي به دليل شرايط نامناسب و نبود حمايتهاي جدي، همچنان در حسرت خودروي فرسوده خود سرگردان هستند.
سخن آخر
اگر شهرها را با بهترين مصالح و بر اساس آخرين روشهاي مهندسي طراحي و بسازيم و براي خودروهاي فرسوده و غيرايمن آن فكر اساسي و چارهاي نكنيم، عملاً هزينهها و ذوق مهندسي شهري را دور ريختهايم چرا كه خودروهاي فرسوده و غيرايمن چه شخصي و چه عمومي منشأ آلودگي و آلايندگي و آبستن حوادث بسياري هستند كه آرامش و آسايش و ايمني را از شهروندان خواهند گرفت.
در اين ميان شانه خالي كردن از مسئوليت يا انداختن بار مسئوليت بر دوش ديگران كاري از پيش نخواهد برد. اينكه بگوييم چه كسي كوتاهي و كمكاري كرده است و به دنبال مقصر بگرديم، بازگشت به نقطه اول خواهد بود. در اين گونه حوادث به صورت معمول آنان كه به دنبال مقصر ميكردند خود مقصرند چرا كه در پروسه رفع حل مشكل به نحوي كوتاهي و كمكاري كردهاند و حاضر نيستند به اشتباهات خود اقرار كنند و بايد دانست كه حل اين مشكل و معضل شهري زمان بر است ولي هدر دادن زمان، بازي با جان و مال شهرونداني است كه به مسئولان اعتماد كردهاند.