دامنه مشكلات اقتصادي كشور هر روز گستردهتر ميشود و افراد بيشتري به زير خط فقر پرتاب ميشوند. گستره مشكلات اقتصادي، ربط عجيبي به گسترده شدن فضا براي اعمال مجرمانه دارد. در سطح كلان پروندههاي بيشتري در دادگاههاي جرائم اقتصادي تشكيل ميشود كه متهمان آن با نفوذ در دستگاههاي سياسي و اقتصادي دست به كلاهبرداريهاي كلان ميزنند و در سطح پايين جامعه بسياري از افراد براي رسيدن به پولهاي بادآورده دست به خشونت ميزنند اما به دليل نداشتن پشتوانه مالي به سرعت بازداشت و مجازات ميشوند.
از پروندههاي كلان اقتصادي ميتوان به اختلاس 3هزار ميلياردتوماني، پرونده معروف بيمه و زمينخواري كيش اشاره كرد. فارغ از اين موارد همه روزه گستره وسيعي از پروندهها در پليس تشكيل ميشود كه مجرمان آن دستي به مجراهاي اقتصادي ندارند. بسياري از آنها بعد از بازداشت اقرار ميكنند كه به خاطر فقر، بيكاري، تأمين هزينه مواد، هزينه درمان يا هزينههاي زندگي دست به اعمال مجرمانه ميزنند. نظير اين پروندهها، پرونده معروف مجرمان پارك هنرمندان بود كه انتشار فيلم زورگيري آنها منجر به بازداشت و محكوميت حكم اعدام براي دو نفر از آنها شد. يكي از متهمان در تمامي مراحل تحقيقات اعلام كرد كه براي تأمين هزينه درمان مادرش دست به زورگيري زده است. مجرماني كه دست به سرقت ميزنند معمولاً به صورت گروهي عمل و با برنامهريزي قبلي اعمال مجرمانهشان را دنبال ميكنند. بيشتر آنها بعد از بازداشت و طي كردن دوران محكوميت خود بار ديگر به چرخه مجرمان باز ميگردند.
تجربه نشان ميدهد كه نداشتن شغل و داشتن اعتياد به مصرف مواد مخدر، از انگيزههاي مشتركي است كه بيشتر مجرمان بعد از دستگيري به آن اقرار ميكنند. تجربه همچنين نشان ميدهد كه افراد شاغل، يعني كساني كه از درآمد ثابت و امنيت شغلي برخوردار هستند، گرايش كمتري به ارتكاب اين نوع از جرائم دارند.
پايين كشيدن نرخ تورم، ايجاد فرصتهاي شغلي، مبارزه با فساد و حرفهايي از اين دست، همواره يكي از شعارهاي مطرح شده از سوي دولتها بوده و هست. اين شعارها زماني جنبه عيني به خود ميگيرد كه ميزان درآمد افراد جامعه با واقعيتهاي موجود در بازار تطابق داشته باشد اما از آنجا كه اين واقعيتها با آنچه دولتمردان ادعاي آن را دارند فاصله زيادي دارد، در سطح كلان مفسدان اقتصادي دست به اختلاس و در سطح پايين جامعه هم افراد بزهكار دست به اعمال مجرمانه ميزنند. از اين رو ميتوان به صرافت دريافت كه شعارهاي مطرح شده بدون توجه به واقعيتهاي موجود مورد توجه قرار گرفته است.