عروسك شكسته، آژير قرمز، فصلي از باران و معماي مسيح و چندين كتاب ديگر جزو تأليفات وي هستند. در روزهايي كه نمايشگاه كتاب در حال برگزاري است با اين نويسنده باتجربه گفتوگويي انجام دادهايم تا نگاهي به وضعيت كتابهاي نوشته شده در حوزه دفاعمقدس و ادبيات پايداري داشته باشيم.
سهم مردم و جامعه ادبي كشور از ادبيات پايداري را به لحاظ ميزان مخاطب و فروش چه اندازه ميدانيد؟
ارزيابي من از حوزههاي ادبيات پايداري چه در حوزه خاطره و گزارشنويسي، رمان، داستان و زندگينامههاي داستاني اين است كه تا به حال كارهاي خوبي صورت گرفته و همچنان اين دغدغه وجود دارد كه كارهاي خوب و بهتري صورت بگيرد. يكي از مشكلات ادبيات پايداري اين است كه نميتوان به لحاظ عمومي به يك آمار مشخص رسيد. آمار اصلي و عمومي فروش كتابها، از روي فروش كتابفروشيهاست و اين بدان معناست كه مخاطب عام به دنبال اين كتابها آمده و خريدار آن است. اما در حوزه ادبيات پايداري عمده فروشها ابتدا ارگاني و نهادي و سفارشي است و ما نميتوانيم آمار خيلي دقيقي از جنبه فروش عمومي و مردمي داشته باشيم. برخي از ناشران در چند سال اخير با استفاده از ابزار تبليغاتي گوناگون و مختلفي كه وجود دارد به ويژه استفاده از رسانههاي مجازي قدمهايي برداشتهاند و امروز شاهديم بعضي از كتابهاي حوزه پايداري و مقاومت فروشهاي خيلي بالايي دارند و حتي رمانهايي داريم كه به تيراژ 100 هزار در سال ميرسند. حالا ممكن است از اين رقم بخشي خريدهاي دولتي باشد ولي واقعيت اين است كه عموم مردم سراغ اين كتابها رفتهاند. به نظرم اگر در بخشهاي ديگر كتابهاي دفاعمقدس به اين صورت استقبال وجود ندارد به دليل بيعلاقگي مردم و دلسرد شدن مردم از خواندن و دانستن در حوزه دفاعمقدس نيست بلكه از عدم اطلاع و نبود تبليغات در اين خصوص در مقابل كتابهاي مختلفي است كه به بازار ميآيند.
شما فروش و پخش ارگاني را يك نقطهضعف
در حوزه ادبيات پايداري ميدانيد؟
هم ميتواند نقطهضعف و هم نقطهقوت باشد. از اين نظر نقطهضعف كه اگر كتابي صرفاً نگاه فروش ارگاني داشته باشد و به همين فروش ارگاني كفايت كند، براي ناشر و كتابهايي كه چاپ ميكند يك آسيب است. خريد كتابهاي اين حوزه از طريق نهادها و ارگانها را خودم به عنوان يك حامي و حمايتكننده ناشر، خوب ميدانم ولي اگر ناشر متقاعد شود كه چند هزار نسخه از كتابش را فقط ارگاني بخرد و ديگر كتاب را چاپ نكند يا تلاشي براي فروش عمومي كتاب نكند ديگر تبديل به آفت ميشود. متأسفانه الان هم اين آفت وجود دارد و بايد در آسيبشناسي فروش كتابهاي ادبيات دفاعمقدس به اين نكته توجه كرد. فروشهاي دولتي، حمايتهاي ارگاني و نهادي را بايد به عنوان يك پارامتر مثبت نگاه كنيم و اجازه ندهيم اين پارامتر مثبت به يك پارامتر منفي تبديل شود و حالت بازدارندگي براي انتشار مجدد كتاب به وجود بياورد. اگر ناشران تلاش كنند از اين حمايت استفاده كنند و از ابزارهاي تبليغي براي معرفي كتاب بيشتر استفاده كنند نتايج بهتري ميگيرند و كتاب هم به دست مخاطبان اصلياش كه مردم هستند ميرسد. مشكلي كه الان وجود دارد همين است كه بخش قابل توجهي از ناشران از همان ابتدا نگاهشان ارگاني و دولتي است. يعني سفارش چاپ را از نهاد و ارگاني ميگيرند و به اميد آن كتاب را چاپ ميكنند. شايد فروش كتاب به آن ارگان به 10 يا 20 هزار نسخه برسد ولي هيچ كس در جامعه از انتشار آن كتاب مطلع نباشد. ناشران نه فقط در حوزه دفاعمقدس بلكه در همه حوزهها اطلاعرساني و تبليغات مطلوبي انجام نميدهند. فقط در حوزه كتابهاي كمكآموزشي، ناشران خيلي خاصي كتابهاي كنكور و كمكآموزشي را چاپ ميكنند و از ابزار تبليغات به خوبي استفاده ميكنند و تلويزيون هم براي معرفيشان خوب تبليغ ميكند.
پس وجود حمايت و تبليغات كمك زيادي به فروش كتابها خواهد كرد؟
قطعاً همينطور است. ابزارهاي تبليغي اشكال مختلف دارد و يك بخش آن مطبوعات و رسانههاي ديجيتال است كه در اين رسانهها كتابي را نميبينيم كه به صورت جدي تبليغ شود. در گذشته وقتي ناشر كتابي را چاپ ميكرد يك نسخه براي روزنامهها ميفرستاد اما الان ديگر تمايلي براي انجام چنين كاري هم وجود ندارد. يعني انگيزهاي براي معرفي كتابشان ندارند و صرفاً به همان مقدار فروش ارگاني و دولتي اكتفا ميكنند. به نظرم ارگانها و نهادهايي كه ميخواهند كتابها را بخرند يك پيششرط براي ناشر تعيين كنند كه ما به شرطي اين تعداد از كتاب را خريداري ميكنيم كه هزينه تبليغات و معرفي كتاب را انجام دهيد. از ديرباز صدا و سيما مورد انتقاد بوده كه چرا هر كالايي را به وفور تبليغ ميكند و باعث معرفي و ورود آن كالا به جامعه ميشود ولي در مورد كتاب چنين كاري نميكند. جواب مشخص است؛ به دليل هزينه بالاي تبليغاتي كه صداوسيما ميگيرد كه ممكن است بالاتر از هزينه چاپ آن كتاب شود هيچ ناشري توانايي پرداخت ندارد. اخيراً شنيدهام مذاكراتي صورت گرفته كه صدا و سيما با رقم پايينتري كتاب را به عنوان يك كالاي فرهنگي مثل فيلمهاي سينمايي معرفي كند. به نظر ميرسد تبصره در نظر گرفته شده براي كتابهاي خاصي در حوزه دفاعمقدس باشد و اگر تلويزيون ديناري بابت تبليغ اين كتابها پول نگيرد باز مجموعاً نظام ارزشي جامعه ضرر نكرده كه هيچ، بلكه سود هم كرده است.
خودتان موتور محركه ادبيات پايداري را چه عامل يا عواملي ميدانيد؟
مهمترين بخش بحث توليدكننده و نويسنده است كه در حوزه دفاعمقدس و به خصوص در دهه 60، 70 نويسندگان خيلي بيشتري داشتهايم كه امروز بسياري از آن نويسندهها ديگر صرفاً در حوزه دفاعمقدس كار نميكنند و اين نگراني وجود داشته و دارد كه نويسندگان نسل جوان را چگونه ميشود متوجه موضوعات دفاعمقدس كرد. نويسندگان باتجربه در سن و سال جواني خود جنگ را از نزديك ديدهاند و خيلي راحت توانستهاند درباره دفاعمقدس بنويسند ولي الان انتظار زيادي از نويسندگان نوقلم نميتوانيم داشته باشيم. مگر اينكه ارگانهايي كه دستاندركار مسئله حفظ ارزشهاي دفاعمقدس هستند براي تشويق و توليد اثر به نويسندهها نزديك شوند و كار كنند. يكي از پيشنهادات من اين است به جاي اينكه اين همه جايزههاي مختلف دولتي و خصوصي به آثار توليد شده بدهيم جايزه را براي قبل از توليد بگذاريم. نمونه بارز اين كار را زندهياد فردي با پايهگذاري داستان انقلاب انجام داد و الان بيشتر كتابهايي كه در حوزه انقلاب نوشته ميشود پروژههايي است كه اين جشنواره توليد ميكند و جشنواره، موتور محركه نويسندگان جواني است كه از آنها ميخواهد درباره انقلاب بنويسند و بهترينها را جايزه ميدهد و بهترين ناشر هم كتاب را چاپ ميكند. اين براي هر نويسندهاي ايجاد انگيزه ميكند.
آيا ادبيات پايداري ايران چه الان و چه در آينده قابليت جهاني شدن دارد؟
ما براي جهاني شدن در همه حوزههاي ادبيات مشكلات عديدهاي داريم. نبودن عامل مؤثري در كشور كه مسئوليت اين كار را بر عهده بگيرد يكي از مشكلات است. زبان ما فارسي است و گستره جغرافيايي محدودي دارد و بايد حتماً اداره و تشكيلاتي وجود داشته باشد كه براي ترجمه و انتقال آثار به آن سوي مرزها اقدام كند و ميبينيم كه هيچ متولي براي اين كار وجود ندارد. ناشرانمان داخلي هستند و براي اين كار به صورت ويژه سرمايهگذاري نميكنند. همه كشورهاي دنيا تشكيلاتي را براي اين كار دارند و شوراي عالي ترجمه كمك ميكند چه آثاري ترجمه شود تا ارگانهاي متولي ديگر آن كتابها را در خارج كشور عرضه كنند. امضا نكردن حق كپي رايت يك مانع ديگر است. وقتي ايران حق كپيرايت را رعايت نميكند و وقتي در خارج كشور ميفهمند ايراني هستيد و كپيرايت را امضا نكردهايد با شما وارد مذاكره نميشوند و حاضر نيستند آثار كشورهايي كه اين معاهده بينالمللي را امضا نكردهاند را به چاپ برسانند.