کد خبر: 644451
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۵:۰۶
امروز بر همگان روشن است كه «اقتصاد مقاومتي» راهبرد اصلي و محوري كشور براي پيشرفت در عرصه‌هاي اقتصادي است.
سيدسجاد پادام

امري كه رهبر فرزانه انقلاب (حفظه الله) در سال 1389 طرح فرمودند و از چند سال پيش از آن نيز تاكنون شعارهاي سال را عناويني در ارتباط با حوزه اقتصاد انتخاب كرده‌اند. عناويني كه هر كدام بهانه‌اي بودند براي فرهنگ‌سازي و در كنار آن پي‌ريزي و طراحي طرحي نو و بومي در ايران اسلامي تحت عنوان «اقتصاد مقاومتي». اين نوشتار برآن است تا به گوشه‌اي از زواياي «اقتصاد مقاومتي» پرداخته و بر لزوم فرهنگ‌سازي عمومي در اين زمينه تأكيد كند.

لزوم تقليل وابستگي اقتصاد به نفت

يك ضرب‌المثل قديمي وجود دارد كه مي‌گويد، انسان عاقل همه تخم‌مرغ‌هايش را در يك سبد نمي‌گذارد؛ اين ضرب‌المثل در واقع اشاره به تقسيم ريسك دارد. لذا در مجموع اين تقسيم ريسك كاهش خطر براي همه تخم‌مرغ‌ها را در پي خواهد داشت؛ به شرطي كه از همه سبد‌ها و ظرفيت‌هاي موجود براي تقسيم بهينه تخم‌مرغ‌ها استفاده شود.

اماحكايت امروز اقتصاد ما و وابستگي‌اش به نفت حكايت وجود همه تخم‌مرغ‌ها در يك سبد است، و براي رفع اين خطر راهي نيست جز تقسيم ريسك و فعال كردن همه ظرفيت‌هاي كشور كه اين استراتژي بخشي از اقتصاد مقاومتي است و در واقع مي‌توان گفت بهترين تعريف براي اقتصاد مقاومتي بالفعل كردن ظرفيت‌هاي بالقوه است. حال در اين رابطه چند نكته وجود دارد:

يك) اين ظرفيت‌هايي كه باعث شدند ما به اقتصاد مقاومتي برسيم و بايد فعالشان كنيم چه مواردي را شامل مي‌شوند؟

دو) اين ظرفيت‌ها چه حوزه‌هايي را در بر مي‌گيرند و توان فعالسازي دارند؟

سه) و چگونه مي‌توان اين ظرفيت‌ها را فعال كرد؟

ظرفيت‌هاي عظيم كشور؛ پشتوانه اقتصاد مقاومتي

در ابتدا بايد نوع ظرفيت‌ها و وفور آنها را بدانيم و بشناسيم و برايشان اهميت قائل باشيم و در موردشان فكر كنيم تا علم استفاده هر چه بهتر، يعني با بهره‌وري بالاتر را به دست آوريم، تا بتوانند زندگي‌ساز و زندگي‌بخش باشند. اين ظرفيت‌ها ابتدا و مهم‌تر از همه ظرفيت‌ها نيروي انساني ما هستند؛ كه امروز در بهترين حالت خود وجود دارند (البته بايد به تهديد نسل توجه ويژه داشت) براي مثال هم اكنون كشور ما داراي 31درصد نيروي جوان بين 15 تا 29 سال، وجود 10ميليون فارغ‌التحصيل دانشگاهي، 4ميليون دانشجو و حدود 700هزار هيئت علمي در دانشگاه‌ها و... است. ظرفيت ديگر وجود منابع معدني مثل نفت و گاز است كه در مجموع در دنيا اول هستيم ولي بايد توجه كرد كه اول بودن در كميت به تنهايي نه كافي است و نه زيبا. اين زيباست كه بتوانيم با علم متكي به فكر خودمان از مشتقات نفتي خودمان زندگي‌ساز شويم تا بهره‌وري چند برابر شود. اگر از اين ظرفيت‌ها به نحو احسن استفاده شود آنگاه ما اقتصاد مقاومتي را آغاز كرده‌ايم و تهديدهاي اقتصادي اعم از بحران يا تحريم نمي‌تواند تأثير چنداني بر متن اقتصاد و زندگي مردم ما داشته باشد. البته اين موارد و رعايت و اهميت به آنها بيشتر متوجه مسئولان است و مسائل مهمي هم هستند كه توجه و اهميتشان بيشتر متوجه مردم است. براي نمونه اصلاح الگوي مصرف؛ متأسفانه الگوي مصرف مردم ما در حال حاضر بيشتر شامل چشم و همچشمي است. «دوزنبري» به اين اثر در نظريه مصرف خود اشاره مي‌كند و آن را اثر چشم و همچشمي نامگذاري مي‌كند. يعني شخص جايگاه مصرفي خود را نه با توجه به نيازها و سطح درآمد خود بلكه با توجه و تكيه بر سطح زندگي ساير افراد جامعه تنظيم مي‌كند و اين مسئله به نظر نگارنده منجر به بروز يك بيماري در سيستم مصرفي اقتصاد مي­‌شود. نگارنده اين بيماري را گم كردن طبقه زندگي نامگذاري مي‌كند. لذا همين مسئله باعث مي‌شود ما هيچ وقت از سطح زندگي خود راضي نباشيم و هميشه نوعي پريشاني و نارضايتي از شرايط موجود ما را آزار دهد و حتي كار به‌جايي بكشد كه مصرف‌كننده از نيازهاي واقعي خود دست بكشد ولي از نيازهاي كاذب كم نگذارد. براي مثال ما در كشورمان يك چهارم دنيا مصرف شير داريم به عنوان يك نياز واقعي، ولي در مصرف كالاهاي آرايشي به عنوان يك نياز كاذب جزو رتبه اول‌ها هستيم. اما فاجعه جايي است كه ما اين چشم و همچشمي را حتي نسبت به كالاهاي داخلي نداريم. بلكه در نسبت بين كالاي داخلي و خارجي، چشم و همچشمي‌ها متوجه كالاهاي خارجي است. يعني در انتخاب بين كالاي خارجي و داخلي، با هم رقابت مي‌كنيم كه حتماً كالاي خارجي را مصرف كنيم و اين مسئله را به رخ هم مي‌كشانيم. بيت زيباي زير وصف حكايت ما در استفاده بدون اولويت از اجناس خارجي است: حكايتي است نگاه تمسخر چشمت به سرزمين خراسان زعفران‌آور

قوت دروني، راه برون‌رفت از تهديدها

نكته مهمي كه قابل توجه است، اين است كه وقتي كشوري اعلام مي‌كند من نفت ايران را نمي‌خرم اين اعلام جنگ است هر چند ما به بركت اين تحريم‌ها هم درونزايي و هم خودباوري به دست آورده‌ايم ولي بايد بدانيم كه در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه دولت‌ها و اربابان قدرت بر اساس معادلات ماترياليستي با هم رفتار مي‌كنند و اعتقاد دارند: مرگ براي ضعيف امر طبيعي است هر قوي اول ضعيف گشت و سپس مرد لذا لازم است و راهي نيست جز اينكه در چنين شرايطي خودمان را قوي كنيم، زيرا استقلال سياسي بدون استقلال اقتصادي حرفي بيش نيست.

چند نكته مهم پيرامون تحريم‌هاي خصمانه غرب

در مورد تحريم‌ها هم نكاتي مورد توجه است. اولين نكته اين است كه بدانيم تحريم‌ها از 120سال پيش شروع شده و در گذر زمان پيشرفته‌تر است. نكته دوم اين است كه بدانيم روز به روز با پيشرفت علم و تكنولوژي بر پيچيدگي تحريم‌ها افزوده شده و علم تبديل به اسلحه‌اي براي پيشبرد اهداف خصمانه نظام سلطه شده است. و اينجاست كه انسان عمق عبارت حكيمانه «العلم سلطان» از امام علي(ع) را بيشتر متوجه مي‌شود. و حتماً به همين دليل است كه تأكيدات امام خامنه‌اي بر «نهضت توليد علم و جنبش نرم‌افزاري» در دهه‌هاي اخير شدت گرفت و امروز باز هم در اقتصاد، تأكيد ايشان بر اقتصاد دانش‌بنيان است. نكته سوم هم اين است كه بدانيم تحريم‌ها در واقع اثر داشته‌اند ولي به هدف خود نرسيده‌اند زيرا طبق آمارها، تحريم‌ها چهار سال وقت دارند تا به هدف خود برسند و اگر نتوانستند بعد از چهار سال به هدف خود برسند، درونزايي باعث مي‌شود فايده تحريم از هزينه‌هايش بيشتر شود و تحريم‌ها شكست بخورد. نكته ديگري كه بايد بدانيم و مردم‌مان را نسبت به آن آگاه كنيم اين است كه دستگاه‌هاي تبليغاتي دشمن هميشه راه درست را براي ما بد جلوه مي‌دهند. هزينه‌ها را برجسته و فايده‌ها را كوچك جلوه مي‌دهند. و در اين شانتاژها نبايد گيج شويم و زمام رفتارمان را به دست رسانه‌هاي يأس‌پراكن بيگانه بدهيم. بايد با اميد به آينده و با اعتمادبه‌نفس، توليد داخل را حمايت كنيم و اين نكته هم درست است كه ممكن است كالاي داخلي كيفيت كالاي خارجي را نداشته باشد، ولي راه‌حل وجود اين مشكل، استفاده از كالاي خارجي نيست. بلكه به چالش كشيدن و نقد توليد و توليدكننده در محيط‌هاي علمي مي‌تواند بيشتر كارساز باشد. اگر اين شد، توليدكننده براي گام‌هاي بعدي مي‌تواند با انباشت سرمايه بيشتر و اعتماد به نفس بالا‌تر و رعايت اين نكته كه اين بار زير ذره‌بين نقد محيط علمي است مي‌تواند كالاي با كيفيت‌تري توليد كند تا جايي كه توان رقابت با كالاي خارجي را پيدا كند.

لزوم اصلاح فرهنگ مصرف در اقتصاد مقاومتي

پس اصلاح رفتارهاي مصرفي مصرف‌كنندگان و توليدي توليدكنندگان كمك شاياني به پيشبرد اهداف اقتصاد مقاومتي دارد. براي مثال وقتي امريكا به كره و ژاپن فشار سياسي مي‌آورد كه تعرفه‌ها را كاهش دهيد تا بتوانم كالا در بازارتان داشته باشم، كره و ژاپن پاسخ مي‌دهند ما تعرفه را حداقل كرده‌ايم؛ ولي مردم ما خودشان از كالاهاي شما مصرف نمي‌كنند. در واقع مردم ما هم بايد به اين سواد اقتصادي برسند كه بازار ناموس اقتصاد است.

اما اينكه تأكيد ويژه‌اي ابتدا بر اصلاح الگوي مصرف داشتيم به اين دليل است كه مصرف نقطه شروع و در حقيقت جهت‌دهنده توليد است. و نقطه ديگر تأكيد در اقتصاد مقاومتي، متوجه توليد است زيرا توليد تنها واژه‌اي است كه نشان‌دهنده كاركرد حيات اقتصادي يك ملت است؛ و با وجود توليد است كه مي‌توان يك ملت را مولد ناميد. ملت مولد، يعني ملتي كه بالقوه‌ها را بالفعل مي‌كند. و اين توليد صرفاً شامل كالا نيست بلكه شامل خدمات هم مي‌شود؛ و خدمات اتفاقاً شقي از مسئله است كه انسان در آن براي مصرفش محدوديتي ندارد بر عكس كالا از يك حدي به بعد مطلوبيت براي مصرف آن كالا كاهش و بلكه منفي خواهد شد؛ ولي خدمات از اين جنس نيست مثلاً آن بخش از اقتصاد مقاومتي كه به اقتصاد دانش‌بنيان و توليد ثروت از علوم دانش‌بنيان اشاره مي‌كند در همين جهت است. يعني ما اگر بتوانيم جوشش علمي و توليد علم داشته باشيم و فكر‌ها را به ثروت تبديل كنيم و جنبش نرم‌افزاري را تحقق ببخشيم آنگاه هميشه توليد‌كننده خواهيم بود. توليد‌كننده خدماتي كه هيچ كس در هيچ زماني از مصرفش سير نمي‌شود. و اما تأكيد روي اصلاح مصرف كه جهت‌دهنده توليد است و حمايت از توليد به اين دليل است كه اين هر دو خود جهت‌دهنده سرمايه‌گذاري‌اند و سرمايه‌گذاري نشانه پويايي يك سيستم اقتصادي است.

عقاب باش و گرفتار بال‌هاي خودت نه مثل مرغ، اسير جهان نان‌آور

درشماره‌هاي ديگر مطالبي در مورد كليدواژه‌هاي مهم اقتصاد مقاومتي مثل كارآفريني، توليد ملي و توليد داخلي، اصلاح الگوي مصرف و ارتباطش با سبك زندگي و... ارائه خواهيم داد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها