هلهلهاي بر پاست در ميان خامانديشان نفتي؛ بازار گاز اروپا را نزديكتر از گذشته به ايران ميبينند و تهاتر نفت با روسيه را يكي از دستاوردهاي رويكرد سياست خارجي ميدانند، به طوري كه وزير صنعت، معدن و تجارت با انبوهي از پختگي و حضور در صنعت نفت، در اظهارنظري كاملاً ناپخته ميگويد: «ايران آمادگي دارد به اروپا گاز صادر كند.»
اين نظر آقاي وزير با انتقادات بسياري از سوي كارشناسان مسائل بينالملل و نفتي مواجه شد اما رسانههاي همسو با دولت به اين موضوع ميپردازند و چنان از آينده روشن صادرات نفت و گاز ايران ميگويند كه گويي در اين جهان بسر نميبرند.
همجهت با شعارهاي گذشته مبني بر «مرگ بر روسيه»، پايان حضور تزارهاي نوظهور را جشن ميگيرند و ايران را برنده بازي غرب و شرق ميدانند كه آكنده از خوشخيالي و روياپردازي است كه شايد نشانهاي باشد از علاقه مفرط آنها براي احياي روابط سياسي و اقتصادي با غرب. اين افق در شرايطي طراحي ميشود كه نگاهي گذرا به تحولات سه دهه اخير منطقه با محوريت ايران نشان ميدهد كه «شرق» و «غرب» ماهيتاً تفاوت چنداني با يكديكر ندارند و اگر تفاوتي در ميان باشد در راهكارهاي آنان براي پيشبرد اهداف خود است. «گربه»هايي كه براي خود «موش» شكار ميكنند و منافع ايران براي آنها اندكي اهميت ندارد كه سياستي قابل قبول در عرصه بينالمللي است اما هيچگاه از سوي سياستمداران ايراني دنبال نشد چراكه راضي نگه داشتن غرب و شرق بيش از منافع ملي برايمان ارزش داشته است.
رساندن گاز به اروپا و جايگزيني ايران به جاي روسيه كه هدفي دستنيافتني است كه بارها در اين جريده به صورت كارشناسي به آن اشاره شده است؛ ميماند موضوع تهاتر نفت با روسيه كه بدون ترديد «شويي» بيش نبوده و استراتژي روسها براي همراه كردن ايران با خود است.
روسها كه به خوبي از آزرده خاطر بودن ايرانيها بر سر انداختن «امضا»ي خود پاي تحريمهاي نفتي و بانكي ايران باخبرند و موقعيت خود را در ايران در خطر ميبينند، سعي دارند با تطهير و «سفيدخواني» خود، ايران را با سياستهاي خود همراه سازند تا در آغاز تحريمهاي غرب عليه مسكو، با «ياركشي» منطقهاي خود را تقويت كنند، آن هم در شرايطي كه ايران مذاكرات خود را با گروه 1+5 به پيش ميبرد و قصد دارد روابط خود را با جهان ترميم كند. در چنين بستري آيا ميتوان پذيرفت پيشنهاد تهاتر 500 هزار بشكهاي نفت با ايران جنبه عقلاني داشته و روسها بيش از هر زمان ديگري براي كمك به ايران همقسم شدهاند؟ به طور قطع چنين ادعايي نميتواند پذيرفته باشد زيرا سياستمداران كاركشته و زيرك روسيه به خوبي ميتوانند «دودستماله» برقصند و در فضاي كنوني براي خود پايگاههاي متعددي را ايجاد كنند.
سؤالي كه هيچگاه خوشبينان به آن پاسخ نميدهند اين است كه چرا مسكو در روزهايي كه دولت با محدوديتهاي فراواني روبهرو بود چنين پيشنهادي را ارائه نكرد و پس از توافقهاي اوليه ايران با غرب چنين پيشنهادي را روي ميز ايران گذاشت؟ روسها كه همواره به عنوان يكي از كاسبان تحريم شناخته ميشوند به هيچ عنوان رضايت نميدهند تا روابط ايران و غرب به شكل معقولي درآيد زيرا منافع خود را در خطر ميبينند و با پيشنهاداتي غيرممكن اما وسوسهكننده به سراغ تهران ميآيند.
صادرات از شمال
درباره امكان اجرايي شدن تهاتر نفت با كالاهاي روسيه ابهامات بسياري وجود دارد؛ نخست آنكه پايانه نكا به عنوان اصليترين پايانه نفتي شمال كشور ظرفيت ارسال 500 هزار بشكه نفت خام را ندارد و امكانات لجستيكي آن به هيچ عنوان اجازه نميدهد چنين مهمي عملياتي شود. حتي در صورت وجود پايانهاي بزرگ در شمال كشور كه از دايره وجود خارج است، از چه طريقي نفت را ميتوان از جنوب به شمال انتقال داد؛ اگر بر اين خيالند كه از طريق خط لوله اين موضوع عملياتي ميشود بايد گفت كه با توجه به محدوديتهاي خطوط لوله و مشغول بودن آنها براي انتقال فرآوردههاي نفتي به سراسر ايران، چنين امري هم غيرممكن به نظر ميرسد. آيا امكان ارسال روزانه 500 هزار بشكه نفت به روسيه يا كشور ثالثي وجود دارد يا خير كه پاسخ منفي است. با توجه به بسته بودن درياي خزر و نبود دسترسي به آبهاي آزاد، ورود نفتكشهاي غول پيكر به درياي مازندران منتفي است و اگر قرار است با نفتكشهاي كوچك اين انتقال انجام شود بايد قطار دريايي نفتكشها را به نظاره نشست آن هم به شرط وجود نفتكش در درياي خزر كه تأييد چنين موضوعي «جوك» جالبي است زيرا چنين امكاني وجود ندارد.
تنها راه صادرات نفت به كشورهاي حوزه درياي خزر و به ويژه روسيه احداث خط لوله است كه ساخت اين خط لوله سرمايهگذاري حداقل 8 ميليارد دلاري را ميطلبد كه در صورت تأمين آن كه البته نميشود، ساخت آن به بيش از سه سال زمان نياز است.
فداكاري روسيه؟
با توجه به عدم امكان صادرات نفت به روسيه از طريق درياي خزر، تنها يك راه باقي ميماند و آن هم صادرات نفت از طريق پايانه خارك در جنوب كشور است. در اين سناريو نيز ابهامات بسياري مطرح است؛ روسها كه خود در فروش نفت به مشكل برخوردهاند و به طور مخفيانه در حال كاهش توليد خود هستند چطور ميخواهند نفت ايران را به فروش برسانند؟ كاخ كرملين در فروش نفت خود با مشكلات بسياري دست و پنجه نرم ميكند و بازارهاي آن با توجه به قدرتگيري ساير كشورهاي توليدكننده نفت در خطر بزرگي قرار گرفتهاند، حال چه ميشود كه روسيه با اندكي تخفيف قصد دارد همراه نفت خود نفت ايران را بفروشد؛ نفتي كه خواص فيزيكي و شيميايي خاص خود را دارد و «تابلوي» ايراني بودن آن براي همه پالايشگران مشخص است و با نفت روسيه تفاوت دارد!
نوادگان بلشويكها خود با مشكلات بسياري در عرصه انرژي روبه رو شدهاند و بعيد است كه بخواهند با دلالي نفت ايران، به كسب چند دلار در هر بشكه رضايت دهند چراكه بازار نفت برخلاف ساير بازارهاي اقتصادي، قواعد خاص خود را دارد كه مهمترين ويژگي آن حضور فعال و تعيين بازارهاي هدف است لذا بعيد است مسكو براي كسب چند دلار سود از هر بشكه نفت ايران خود را وارد چالشي ديگر با امريكا كند.
از اين دست ابهامات در اين باره فراوان است كه عملي شدن چنين طرحي را غيرممكن ميسازد مگر آنكه مسئولان راهكاري ديگر در نظر گرفته باشند يا در «گاوبندي» با روسها قصد داشته باشند فضاي رواني را تغيير دهند كه با نظر به سياست خارجي دولت يازدهم، غرب بر شرق ترجيح داشته و چنين احتمالي بعيد به نظر ميرسد.
اين قلم قصد ندارد نسبت به بازي غرب و شرق با جمهوري اسلامي ايران جهتگيري كند اما نبايد فراموش كرد كه اينك وقت آن نيست كه نه به زمين غرب رفت و نه به روسها اطمينان داشت. حقيقت آن چيزي نيست كه گفته ميشود، آني است كه پنهان ميشود. . . !
سلام