يكي از مهمترين مشكلاتي كه باعث ميشود بسياري از خانوادهها مستأصل به دفتر روانشناسان مراجعه كنند درگير شدنهاي فيزيكي و مشاجراتي است كه اغلب در فضاي مهدكودك يا جمع زياد بچهها و از طرف كودك خودشان رخ ميدهد.
همين چند وقت يكي از مراجعان به دفتر من مادري بسيار ناراحت بود كه ميگفت: هر هفته بايد براي توضيح و توجيه رفتارهاي فرزندش كه اغلب كتككاري با دوستانش است به مهد برود در حالي كه خودش هم ريشه اين رفتار را در فرزندش نميداند.
ما بزرگترها بايد اعتراف كنيم كه هر وقت عصباني هستيم و كنترل رفتارمان را از دست ميدهيم نسبت به حرف زدن و حتي درگيريهاي فيزيكيمان هم كنتري نداريم در واقع زمان بحران ترمز خطري نداريم. فارغ از اينكه بچهها در كنار ما بزرگ ميشوند و از تكتك رفتارها و گفتارهاي ما الگوبرداري ميكنند بايد بگويم كه كودك هم درست مثل ما عصباني ميشود، قدرت كنترل خودش را از دست ميدهد و چون در مقايسه با ما بسيار ضعيفتر است پس ممكن است دست به هر كار خشونتآميزي بزند.
علاوه بر اين شرايط محيطي مثل فضاي پر از بچه مهدكودك يا لحن آمرانه و غيرمنطقي مربي هم ميتواند روي اين مسئله تأثير بسزايي داشته باشد.
من اسم رفتارهايي كه كودك را وادار به بروز درگيري فيزيكي ميكند مشكلات هيجاني ميگذارم. به اين باور برسيد كه كودك شما هم مثل هر كودك سالم و معمولي ممكن است مشكلات هيجاني خود را به شكل تخريب، مخالفجويي، عدمتحرك و حتي منفيكاري بروز دهد. بهترين نسخه براي رفع اين مشكلات در بچهها اين است كه با خودتان بينديشيد، دور و برتان جستوجو كنيد و ببينيد چه چيزي يا چه كسي باعث بروز چنين رفتارهايي از سوي او ميشود؟
به خط قرمز خشم رسيده؟!
مهمترين عامل تحريككننده بچهها عصبانيت است كه شايعترين مشكل بچههاست. بچهها وقتي نتوانند ناراحتيشان را بروز دهند يا وقتي نتوانند چيزي كه باعث دلخوريشان ميشود را كنترل كنند عصباني ميشوند و ممكن است اين عصبانيت را در قالب كتككاري نشان دهند.
مهمترين دليل عصبانيت بچهها عدمتوانايي، كوچك و ضعيف بودن آنهاست. تصور كنيد فشار رواني بر خود شما وارد ميشود، اين فشار به شدت شما را ناراحت ميكند تا جايي كه به مرز خشونت ميكشاندتان اما شما قدرت رفع اين فشار يا حتي ايستادگي در مقابل آن را نداريد چه احساسي در آن لحظه به شما دست ميدهد؟ مطمئناً خشم، پرخاشگري و برخوردهاي فيزيكي. بچهها هم با ما فرقي ندارند و تنها تفاوت آنها اين است كه آستانه تحملشان بسيار پايين و قدرت مقابلهشان كم است. همين عوامل باعث ميشود كه آنها بسيار زود عصباني شوند و اين خشم را به هر شكلي بروز دهند. وقتي به اين فكر كنيد كه كودكتان از عاملي بسيار ناراحت است اما توان بروز، بيان و مقابله با اين عامل آزار دهنده را ندارد تازه ميتوانيد تصور كنيد كه چه احساس بدي دارد. درست مثل يك بمب خشم در حال انفجار او وسيله كافي براي ابراز نااميدي ندارد و همين او را بيش از پيش نااميد كرده و از عصبانيت منفجر ميكند. در نهايت هم كودك با تنها روشي كه ميشناسد يعني با كتك زدن به ديگران حمله ميكند.
او نياز به ديده شدن دارد
تمام بچههايي كه دچار مشكل ديده نشدن هستند از مشكلات عديده رفتاري و شخصيتي رنج ميبرند. بچهها فقط دوست دارند كه ديده شوند و در قاب توجه شما قرار بگيرند، براي اين اتفاق دست به هر كاري ميزنند. اول ازكارهاي تحسين برانگيز و خوب شروع ميكنند طبيعتاً وقتي كودكتان يك كار خوب را براي اولين بار انجام دهد شما توجه و ابراز علاقه بيشتري نشان ميدهيد اما با تكرار همان كار رفتهرفته از شدت بروز احساسات شما كم ميشود. همين تغيير رفتار ماست كه به بچهها هشدار ميدهد.
وقتي كودك شما نياز به توجه دارد و متوجه ميشود كه از راههاي مثبت يعني با انجام كارهاي خوب اين توجه ديگر جلب نميشود دست به انجام كارهاي منفي ميزند چون براي او توجه منفي هم بهتر از بيتوجهي است. كودكي كه اغلب مورد غفلت واقع ميشود ممكن است پس از مدتي كشف كند كه اگر جنگ و دعوا راه بيندازد و ديگران را بزند در مركز توجه ديگران قرار ميگيرد.
زبان كلام بهتر از زبان بدن و خشم است
همانطور كه در ابتداي مطلب گفتم يكي از مهمترين عواملي كه باعث ميشود بچهها دست به انجام كارهاي منفي و كتككاري بزنند اين است كه در بيان و بروز احساسات ناراحتكنندهشان دچار مشكل هستند. ميخواهند حرفي بزنند، مخالفتي كنند و رفتاري به نشانه اعتراض انجام دهند اما چون نميتوانند پس دست به دامان كتككاري ميشوند.
براي رفع اين عامل آزاردهنده هم بهتر است شما به كودكتان كمك كنيد و به او ياد بدهيد كه بايد از كلمات براي بيان احساسات منفياش استفاده كند. حتي اگر نميتوانيد به او يادبدهيد كه همه احساسش را مو بهمو و دقيق برايتان بازگو كند از او بخواهيد فقط وقتي عصباني است به شما بگويد. همين گفتن جمله «الان عصباني هستم!» در زمان عصبانيت او ميتواند به شما هشدار بدهد كه يك عامل آزاردهنده در اطراف او است و وظيفه كنترلش بر عهده شماست. اين يعني شما براي بمب خشم و عصبانيت كودكتان يك ضامن و بست هشدار نصب كردهايد. اين ضامن همان جملهاي است كه كودكتان به زبان ميآورد و به شما هشدار انفجار را ميدهد با اين تفاوت كه اين بمب را ميشود حتي با فعال شدن ضامن خنثي كرد.
مهر تأييد بر احساسش را فراموش نكنيد
باز تكرار ميكنم كه كودك كتك ميزند چون نميتواند احساساتش را منتقل كند. فراموش نكنيد در شرايط عصبانيت كودك شما به افعال رد و بازخورد بد از شما واكنش بدتر نشان ميدهد. اگر به شما ميگويد كه از رفتار دوست ديگرش ناراحت است نبايد به او بگوييد «چرا؟! اونكه كاري نكرده! اتفاقاً اون بچه خوبيه اما تو...» بهتر است در اين مواقع هر چند سطحي و كوتاه تلاش كنيد به احساسات كودك آگاه باشيد و آن را تصـديق كنيد، وقتي كودكتان به اين اطمينان برسد كه ميتواند احساس را به شما بگويد و شما هم او را درك ميكنيد ديگر دليلي براي كتك زدن نخواهد داشت.
زبان كلامي بهترين راهگشاي اين مرحله است، از احساس تأييدتان با كودكتان حرف بزنيد. بگوييد كه به او حق ميدهيد، عصبانيتش را درك ميكنيد و ميخواهيد كمكش كنيد.
با اين روش شما به شكل غيرمستقيم مهارت بيان زباني مشكلات را هم به او تفهيم ميكنيد. با بيان جمله به او نشان ميدهيد كه احساس او را درك كردهايد و به او حـق ميدهيد كه احسـاس عصبانيت كند و اين طبيعي است. آنچه ما با اين كار به او ميآموزيم، اين است كه با روشي غير از كتك زدن عصبانيت خود را ابراز كند.
راهنما و جلودار باشيد
كودكان اگر ببينند والدين آنها تنبيه بدني را بهكار ميبرند، بيشتر تمايل به كتك زدن بچههاي ديگر پيدا ميكنند. اگر راجع به رفتار خشن كودك نگران هستيد، نبايد به او اجازه دهيد شما را در حال كتك زدن حتي بهعنوان تنبيه ببيند.