اين شهرها هستند كه عامل اصلي آلودگي هوا، آب و خاك به شمار ميروند و بايد گفت در زيست شهري، اين شيوه شهرنشيني است كه آلودگي توليد و صادر ميكند.
در خبرها بسيار آمده است كه كارشناسان نسبت به آلودگي منابع و سفرههاي آبهاي زيرزميني و فاضلابهاي شهري هشدار دادهاند كه با سرازير شدن اين منابع آبي به داخل باغات و زمينهاي كشاورزي آلودگي توليد و را در پي دارد. در اين ميان پسابهاي صنعتي و شهري اولاً تهديد براي آلوده ساختن آبها به شمار ميروند و ثانياً خاك را با آلودگي همراه ميسازند. به واقع آلودگي خاك معمولاً نتيجه عادات غيربهداشتي، فعاليتهاي مختلف كشاورزي و روشهاي غلط دفع مواد زائد و جامد و مايع است. بر اين اساس معمولاً تغيير در خصوصيات و ويژگيهاي اجزاي تشكيلدهنده خاك صورت ميگيرد، به نحوي كه استفاده از آن براي مصارف مختلف غيرممكن ميشود، هرچند خاك به دليل ماهيتهاي متنوع به همراه آب و اكسيژن توانايي جذب و بياثرسازي و تجزيه برخي آلايندههاي مختلف را دارد اما در حال حاضر شدت و شيوههاي آلودگي و آلايندگي خاك به قدري زياد است كه خودپالايشي خاك اثر چنداني بر جا نميگذارد.
ايجاد آلودگي در بستر شهري
شهرها دائماً در تمام جهات جغرافيايي در حال توسعه گسترش هستند. از يكسو گسترش شهرها به دامنه و ارتفاعات كشيده شده و از سوي ديگر به دشتها و حاشيههاي مسطح نيز در حال گسترش است تا آنجا كه با گسترش شهرها، باغها و زمينهاي كشاورزي و حتي بستر رود در درهها نيز از دست ساختوساز در امان نمانده و در هر فضاي خالي كه امكان ساختوساز باشد ساختمانها با آهن، سيمان و مصالح سنگي ساخته ميشوند و سر به فلك ميكشند.
از سوي ديگر نخاله و زبالههاي ساختماني ناشي از گودبرداري، تخريب و نوسازي ساختمانها تهديد ديگري است كه در شهرها ديده ميشود. در شهرها به خصوص كلانشهرها، روزانه به طور متوسط صدها كاميون نخاله ساختماني استحصال شده و براي حمل به بيرون انتقال مييابد. در اكثر مواقع اين نخالههاي ساختماني در اطراف شهرها تخليه ميشود كه به دليل مواد تشكيلدهنده علاوه بر آلودهسازي خاك حاشيه شهرها، منبع آلودگيهاي ديگري نيز به حساب ميآيند. متأسفانه به دليل نبود سيستم جامع بازيافت نخالههاي ساختماني اين مواد به همان شكل كه توليد و به دست ميآيند نيز دفن و در حاشيه شهرها دپو ميشود كه اين موضوع سبب ميشود تا رويش گياهان و حالت طبيعي خاك بر هم بخورد و اكوسيستم موجود از حالت طبيعي خارج شود.
زبالههاي شهري؛ منبع آلودگي آب، هوا و خاك
به طور متوسط هر شهروندي در شبانهروز 700 گرم تا يك كيلوگرم زباله توليد ميكند، اين توليد زباله شهري را بايد به زبالههاي صنعتي و توليدي نيز افزود. زبالههاي شهري به دليل تنوع مواد تشكيلدهنده خيلي سريعتر فاسد شده و توليد آلودگي و آلايندگي بسياري ميكنند، بنابراين با جمعآوري زبالهها و دپوي آن در اطراف شهرها، عملاً آلودگي از يك نقطه به نقطه ديگر شهرها انتقال مييابد.
توليد شيرآبهها بر اثر انباشته شدن زبالههاي شهري
علاوه بر توليد انواع گازها كه سبب آلودگي هوا ميشود، نفوذ شيرآبهها به منابع سفرههاي آبهاي زيرزميني اين منابع را آلوده ميسازند و از سوي ديگر وجود زبالههاي انباشته و مواد غيرقابل بازيافت و ماندگار خود عامل اصلي آلودگي خاك به حساب ميآيد كه برابر برآورد محققان برخي از انواع مواد نفتي و پلاستيكي تا 400 سال به عنوان مواد آلودهكننده باقي ميماند كه خطرات زيستمحيطي بسياري بر جاي ميگذارند كه ميتوان در اين مورد از عناصر سمي، تركيبات معدني، فلزات، آفتكشها، كودهاي معدني، فضولات آلي، عوامل بيماريزا، شويندهها، منابع نفتي و كاغذ نام برد، هر يك از اين عوامل خود يا با تركيب با ساير عوامل سبب آلودگي مختلف خاك ميشوند و زمين پاك را در معرض عوامل آلودگي و آلايندگيهاي خطرناك قرار ميدهند.
تشديد بحران آلودگي با زندگي شهرنشيني
به واقع شهرنشيني و توسعه صنعتي سبب شده جمعيت زيادي كه در مناطق حاشيه شهرها زندگي ميكنند به علت غلظت آلودهكنندهها و آلايندههاي ناشي از فعاليتهاي مختلف شهري و صنعتي دچار اثرات سوء شوند، بر اين اساس شدت و ميزان آلودگي ناشي از عوامل ياد شده به حدي زياد شده است كه بحران آلودگي را با زندگي شهرنشيني به يكديگر گره زده است، هر چند فعاليتهاي شهرنشيني و توسعه آن گسترش مييابد، به همان ميزان هم بر آلودگي و آلاينده هوا، آب و خاك افزوده ميشود و مضرات آن نه در يك زمان كوتاه بلكه در بلندمدت به طور واضح و آشكار به اشكال مختلف نمود پيدا ميكند و اگر براي منابع آلوده و آلاينده چاره اساسي ديده نشود، بايد منتظر فاجعه زيستمحيطي بود كه با آلوده كردن خاك، آب و هوا، گياهان و موجودات زنده به خصوص سلامت و بهداشت شهروندان در معرض خطر و تهديدات مختلف قرار خواهد گرفت.
همه در برابر زمين پاك مسئول هستيم
نقش هر يك از شهروندان در حفظ آب، خاك و هوا بيبديل است تا آنجا كه اگر هر يك از شهروندان اين احساس نياز به زمين پاك را در خود زنده نگه دارند، ميتوان اميدوار بود تلاش براي پاك نگه داشتن زمين صورت گرفته است.
درست مصرف كردن منابع و توجه به كمبود منابع آبي، رعايت الگوهاي مصرف تعريف شده و همت گماردن براي تلاش فردي در كنار تلاشهاي جمعي براي حفظ منابع و جلوگيري از هدر دادن منابع و آلوده ساختن آن ميتواند گامي باشد براي حفظ محيطزيست به خصوص محيطزيست شهري كه بتوان اكوسيستم زندگي شهري را احيا كرد.