رسم فوتبال دنيا بر اين است كه تيمها بعد از پايان يك فصل بازي مدتي كوتاه استراحت ميكنند و بعد آماده حضور قدرتمند براي فصل پيشرو ميشوند، برنامهريزي ميكنند، بازيكن جديد جذب ميكنند و اردوهاي آمادهسازي و بازيهاي تداركاتي در نظر ميگيرند.
اين رسم دنياي فوتبال است اما براي استقلال و پرسپوليس اين قاعده و رسم صادق نيست. سالهاست سرخابيهاي پايتخت با پايان فصل اسير تغييرات گسترده ميشوند و تا بيايند خود را با اين تغييرات وفق دهند و اگر سر سلامت از آن بيرون بياورند فصل آمادهسازي و حتي چند بازي اول ليگ را به راحتي از دست ميدهند.
امسال اما اين قصه پررنگتر از قبل ديده ميشود. باشگاه پرسپوليس كه اوضاعي كاملاً آشفته دارد، بدهي چند ده ميلياردي اين تيم، سرخها را تا مرز ورشكستگي پيش برده است موفق نشدن در ليگ و جام حذفي هم مزيد بر علت شده تا پرسپوليس شرايطي كاملاً نااميد كننده داشته باشد. استقلال هم كه حالا بعد از رقيب ديرينه در تيررس بازرسان و حسابرسان وزارت ورزش قرار گرفته اوضاع بهتري نسبت به پرسپوليس ندارد و ديري نيست كه تشت رسوايي مالي عليفتحالله زاده هم مثل محمد رويانيان از بام بيفتد و آن وقت بايد ديد آنها كه حداقل مثل پرسپوليس نتوانستند سهميه ليگ قهرمانان را بگيرند چه سرنوشتي پيدا ميكنند.
اوضاع دو تيم كاملاً به هم ريخته است. اما ديروز خبري روي خروجي خبرگزاريها قرار گرفت كه نگرانيها و آشفتگيها را دو چندان كرد. بحث تغييرات گسترده در هيئت مديره و مديران عامل دو باشگاه كه البته مدنظر وزارت ورزش هم هست. ناگفته پيداست كه وزارت نه علي فتحاللهزاده را براي استقلال ميپسندد و نه علي پروين را براي پرسپوليس، از طرفي هيئت مديره دو تيم را نيز چندان تأييد نميكند، بنابراين براي اينكه همه چيز را تحت كنترل خود داشته باشد دست به تغييرات گسترده ميزند. حالا كه بناست مديران دو تيم تغيير كنند بهتر است افرادي گزينش شوند كه همراه دولت مستقر باشند تا خيال هواداران بابت عدم تغييرات در كادر دو تيم به مدت چهار سال راحت باشد.
انجام اين تغييرات گسترده يعني اينكه بايد منتظر تغيير سرمربي، تغيير كادر فني و حتي تغيير بازيكنان نيز بود و همه اينها باعث ميشود تا دو تيم بهترين زمان آمادهسازي را از دست بدهند، يعني اينكه نه پرسپوليس و نه استقلال نميتوانند به درستي جذب بازيكن كنند، به درستي اردو بر پا كنند و به درستي بازي تداركاتي انجام دهند و آماده ليگ چهاردهم شوند و اين براي پرسپوليسيها كه فصل بعد بايد در آسيا هم حاضر باشند وضعيت را بسيار بدتر ميكند. بگذريم از اينكه استقلال همين حالا درگير اين مسابقات است و با چنين شرايط روحي و روانياي در مديريت، كادر فني و بازيكنان بيترديد راه به جايي نميبرد.
استقلال و پرسپوليس سالهاست كه بازيچه دولت، وزارت ورزش و سازمان خصوصيسازي براي واگذاري سهامشان به بخش خصوصي هستند، بحثي كه قرار بود تا پايان سال 92 به نتيجه برسد اما همانطور كه همه ميدانستند وزارت ورزش به اين راحتيها حاضر به از دست دادن اين دو قلوي پرحاشيه و پرتنش و بدهكار نيست بنابراين بايد فاتحه اين قصه را خواند و منتظر تغييرات اعمال شده از سوي وزارت در بدنه مديريتي سرخابيها بود، تغييراتي كه همانطور كه گفته شد به اين محدود نشده و به كار فني و بازيكنان نيز سرايت ميكند اما آنچه مهم است اينكه پرسپوليس و استقلال چگونه آماده فصل بعد ميشوند، اين روزها همه چشم به تيمملي دارند و بعد جام جهاني و كمتر كسي است كه اوضاع را مثل چند روز و هفته قبل رصد كند بنابراين اتفاقاتي كه براي سرخابيها ميافتد كاملاً در سايه و سكوت رخ ميدهد اينكه خوب باشد يابد بايد منتظر ماند و ديد، منتظر ماند و ديد كه دو تيم پرطرفدار و بزرگ چه سرنوشتي پيدا ميكنند، بايد منتظر ماند و ديد وزارت ورزش چگونه اين دو تيم را براي فصل بعد تجهيز و آماده ميكند.