براي رسيدن به اين هدف توجه ويژه نسبت به تربيت نسل جديد لازم و ضروري است. تربيت صحيح نسل جديد تنها محصول كاركرد يك وزارتخانه يا نهاد فرهنگي خاصي نيست بلكه عوامل متعددي در جامعه در تحقق آن نقش دارند به گونهاي كه كل سيستم در جامعه با آن درگيرند بدين لحاظ ضروري است كه به طور دقيق چالشها، موانع، راهكارها و شيوههاي برونرفت از موانع مورد بررسي قرار گيرد و راهحلهاي مناسب و كم هزينه و در عين حال مطابق با مقتضيات امروزي به عنوان مدل تربيتي صحيح ارائه شود. در ادامه به شماري از مهمترين چالشها در اين زمينه ميپردازيم.
1- تضاد الگوها: يكي از مشكلات اساسي كه روند تربيت را به چالش ميكشد و آسيبهاي فراواني را متوجه فرد ميكند (به ويژه در تربيت ديني و اخلاقي نوجوانان) تضاد الگوهاي رفتاري و گفتاري از ناحيه مربيان است. دوگانگي در گفتار و رفتار ميتواند به صورتهاي گوناگوني ظاهر شود مانند دروغ، خلف وعده، خيانت در امانت و... چنين رفتارهايي در ميان اوليا و مربيان كم نيست و غالباً از روي غفلت صورت ميگيرد اما تأثير خود را ميگذارد و زمينه بياعتمادي، شك و ترديد و تزلزل در رفتارها و باورهاي افراد را پديد ميآورد. به اين معني، روشي كه معلم و مربي در پيش پاي نسل جديد ميگذارد چه بسا با الگوهاي موجود در اجتماع يا با آنچه از سوي والدين او عملاً آموزش داده ميشود تعارض داشته باشند. در عين اينكه نميتوان اثرات بسيار زيانبار اين امر را انكار كرد اما معلم و مربي ديني و كساني كه دست اندركار امور تربيتي نوجوانان هستند بايد با ايجاد آگاهي و بصيرت در ميان نسل جديد و به ويژه با جلب علاقه و توجه آنها، ذهن آنان را نسبت به معايب و ايرادات الگوهاي نادرست روشن سازند تا با ايجاد مقاومت روحي نسبت به اينگونه اعمال ناشايست از آسيبپذيري آنان بكاهند.
2- تلويزيون و ماهواره: با گسترش سينما و استقبال از هنر تصويري زنده، كارشناسان غربي به اين فكر افتادند كه وسيلهاي طراحي كنند تا به جاي آن كه مخاطبان از خانه بيرون آمده و به ديدن آن بروند، در داخل منزل به طور مداوم حضور داشته باشد. بر اين اساس رسانه تلويزيون با الگوبرداري از صنعت تلگراف ساخته شد. با پيشرفت صنعت ارتباطات و گسترش شبكههاي ماهوارهاي اين رسانه روز به روز تأثيرات فرهنگي و سياسي بيشتري بر مخاطبان ميگذارد به گونهاي كه مرزهاي سياسي و جغرافيايي را تهديد، فرهنگهاي كوچك را منهدم و اهداف فرهنگي صاحبان ابر رسانهها را به تحقق نزديك ميكند و در يك جمله جهان را به «دهكده جهاني» كه «مارشال مكلوهان» نظريهپرداز كانادايي آن را پيشبيني كرده نزديك ميسازد.
3- رايانه و اينترنت: يكي از ابزارهاي تهاجم فرهنگي در دنياي مدرن رايانه است. امروزه رايانهها در تمام عرصههاي زندگي انسان وارد شده، بر كردار، رفتار و منش نسل جديد ميتواند تأثيرگذار باشد. بازيهاي رايانهاي، تصويرهاي مبتذل، چت كردن و. . . كه برگرفته از فرهنگ غرب است خطر از خودبيگانگي و بحران هويت را براي نسل جديد، به دنبال دارد لذا مربيان و والدين نبايد از كنار چنين خطرهاي بزرگي با تساهل و تسامح بگذرند.
4- مد و لباس: از جمله ابزار تهاجم فرهنگي استفاده از لباسهاي آرمدار است. لباسهاي آرمدار، لباسهايي هستند كه به نحوي نشانه فرهنگ غرب و بيتوجهي به فرهنگ خودي است. نحوه دوخت، تركيب رنگ، كوتاهي يا بلندي، نوشته و نقشهايي كه روي لباس به كار برده ميشوند گوياي وابستگي به فرهنگ خودي يا بيگانه است. در عصر جديد، كيفيت لباس از جهات مختلف يكي از عوامل مهم تبليغ فرهنگها است. كيفيت پوشيدن لباس زن و مرد، تابع بينش و ارزشهاي حاكم بر افراد آن جامعه است و نوع جهانبيني شخص را معين ميكند. مدلسازان سعي ميكنند از اين طريق وارد دنياي نوجوانان شوند و ضمن عرضه لباسهاي مختلف در مدلهاي متفاوت، فرهنگ غرب را ترويج نمايند و با تحول در ظاهر آنها، باطن، فكر و فرهنگ آنها را به كلي تغيير دهند. بهترين راه براي مقابله در برابر اين تهديد، آموزش افراد خانواده به ويژه والدين است. تحقيقات نشان ميدهد كه آموزش خانواده به مراتب بيش از تنظيم و تصويب قوانين و مقررات در ايجاد نگرش مثبت و تغيير طرز رفتار افراد مؤثر خواهد بود.
5- مهاجرت: گسترش صنايع، شهرها، فراواني كار، امكان به دست آوردن احتمالي نيازمنديهاي زندگي و به روز و جنگهاي داخلي موجب شده كه بسياري از روستانشينان به شهرهاي بزرگ كوچ كنند. شهرهايي كه از لحاظ فرهنگ، اخلاق، رسوم، آداب، پايبندي به نظامهاي سنتي و مذهبي و جهانبيني و... با معتقدات و مقررات روستانشيني متفاوت است. از اين رو، مهاجران و فرزندانشان در شهرها گرفتار سرگرداني و بياعتقادي به نظامها و مقررات اجتماعي شده و به انواع انحرافات كشيده ميشوند. مهاجرتهاي دستهجمعي خانوادهها از روستاها به شهرها موجب آوارگي و سرگرداني روحي و معنوي آنها و فرزندانشان در محيطهاي بزرگ و نامأنوس ميشود. بيشتر مهاجران، مردماني كم بضاعت و تنگدست هستند كه به خاطر كار و به دست آوردن نيازمنديهاي مادي، وابستگيهاي بومي خود را فراموش كرده به شهر روي ميآورند. مناظر تازه و فريبنده شهر تمايلات جديدي را در آنان به وجود ميآورد كه به آساني توانايي خو گرفتن با آنها را ندارند. اين عدمتطبيق، خود باعث انحراف از مقررات اجتماعي ميشود. بررسيهاي انجام شده نشان ميدهد كه انواع جرايم در ميان مهاجران بيش از ديگران است و فقر، بيكاري و نبود تعليم و تربيت صحيح و كافي از عوامل مهم آن است. مهاجرت از منطقهاي كوچك به منطقهاي بزرگ باعث برهم ريختن ارزشها و معيارهاي نوجوانان شده به طوري كه زمان هماهنگ كردن خود با محيط جديد دچار سردرگمي در رفتار ميشوند. لذا مهاجرت ميتواند از عوامل مهم استرس باشد. امروزه استرس به طور گسترده به عنوان يك حالت هيجاني منفي كه در پاسخ به رويدادهايي كه فراتر از منابع توانايي افراد براي مقابله با آنهاست تعريف ميشود. اينكه ما چه واقعهاي را استرسزا بدانيم بستگي به ارزيابي شناختي ما از واقعه و ارزيابي از منابعي دارد كه براي رويارويي با آن رويداد در اختيار داريم.
6- و هويت: يكي از چالشهاي تربيتي در دنياي مدرن، بحران هويت است كه در نوجواني اتفاق ميافتد و در ناسازگاري شخصي، روابط اجتماعي، پيشرفت تحصيلي و طرحريزي شغلي نوجوانان اختلال عمدهاي ايجاد ميكند. هويت، ابعاد مختلفي دارد و شامل هويت شخصي، هويت اجتماعي، هويت جنسي، هويت حرفهاي، هويت سياسي و هويت مذهبي است. نوجوان و جوان به دنبال آن است تا فرديت و استقلال خود را باز يابد. اين هويتهاي گوناگون به طور مسلم تأثيرات خود را بر چگونگي تثبيت ساير جوانب هويت افراد نيز به جاي خواهند گذاشت. به بيان ديگر، وقايع مهم زندگي، شرايطي را كه بر افراد تحميل ميكند همچنين تصميمگيري و انتخاب شخصي جوانان در مسيرهاي معين، باعث تثبيت هويت ويژه هر يك از آنان خواهد شد. اگر در سالهاي كودكي و نوجواني، خانواده بيشترين تأثير را در شكلگيري هويت بر عهده دارد، در دوره نوجواني، محيط زندگي اجتماعي نقش اساسي را در تثبيت هويت ايفا ميكند.