زوج جواني كه سال پيش زندگي خود را با عشق آغاز و ديروز در حالي كه هركدامشان به رؤياهاي دور و دراز سال گذشته خود هنگام جاري شدن خطبه عقد فكر ميكردند براي هميشه از هم جدا شدند.
قاضي تلاش زيادي كرد تا اين دو نفر از هم جدا نشوند حتي چند بار تاريخ دادگاه را به تعويق انداخت تا شايد مشكل اين زوج جوان حل شود اما مثل اينكه كار بدجوري بيخ پيدا كرده است. بزرگترهاي فاميل هم نتوانستند مانع اين طلاق شوند. فريده پايش را كرده بود توي يك كفش و ميگفت «نميشود؛ نميتوانم؛ چطور كنار كسي زندگي كنم كه اعتمادم به او از بين رفته، نه نميتوانم.»
آنطور كه در پرونده اين زوج آمده است، مسعود جوان 26 ساله تهراني بر اثر ديدن سريالهاي شبكههاي ماهوارهاي ناخواسته با خانم جواني ارتباط برقرار كرده و دور از چشم همسر جوانش كه تازه يك سال بيشتر از آغاز زندگي مشتركشان نميگذرد با او رابطه داشته و بنابر اعترافات خودش تيشه به ريشه زندگيشان زده است.
فريده كه حالا دست مسعود برايش رو شده حاضر به ادامه زندگي با اين مرد نيست و ميگويد: «چطور ميتوانم به زندگي با كسي كه اعتمادم به او را از دست دادهام ادامه دهم. مگر نه اينكه زندگي همهاش احترام متقابل و اعتماد متقابل است. حالا من چطور ميتوانم به مردي كه به راحتي و در كمتر از چند ماه از زمان عقد زير قولش ميزند زندگي كنم.»
آن طور كه در اظهارات فريده در پرونده آمده است، بعد از ازدواج و تشكيل زندگي مشترك، مسعود با كمك يكي از دوستانش آنتن ماهوارهاي را روي پشتبام منزل نصب ميكند كه از همان ابتدا با مخالفت فريده روبهرو ميشود اما به اعتراضات همسرش اعتنايي نميكند.
تمام وقت مسعود بعد از بازگشتن از سر كار پاي ماهواره ميگذشت و سريالهاي شبكههاي مختلف را هر شب دنبال ميكرد.
تأثير سريالهاي ماهوارهاي روز به روز در مسعود بيشتر ميشود. او ابتدا به فريده با نگاهي تشكيكآميز نگاه ميكند و رفتاري توأم با سوءظن به همسر خود دارد كه اين رفتار باعث به وجود آمدن مشكلات بسيار زيادي در ماههاي ابتدايي زندگي مسعود و فريده ميشود.
اما اين تمام مشكلات زندگي اين زوج جوان نيست تا اينكه آن اتفاق ناگوار ميافتد و مسعود كه تحت تأثير سريالهاي شبكههاي ماهوارهاي قرار گرفته است در دام نفس خود گرفتار ميشود و دست به كاري ميزند كه مانند يك آتش به جان زندگياش ميافتد و در مدت كوتاهي همه چيز را خاكستر ميكند. . .
هشداري كه جدي گرفته نميشود
اين تنها يك نمونه از پروندههاي طلاقي است كه در دادگاه خانواده بررسي شده و متأسفانه علت آن تأثيرپذيري يكي از زوجين از سريالها و برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي است.
شبكههايي كه به عقيده بسياري از كارشناسان صد درصد با هدف ضربه زدن به كانون خانوادهها و سبك زندگي ايراني – اسلامي و با بودجهاي كه محل آن كاملاً معلوم است ساخته ميشوند.
در اين ميان هشدارهاي دلسوزان درباره تهاجم فرهنگي و شبيخون فرهنگي دشمن گويا چندان جدي گرفته نميشود.
مقام معظم رهبري سالها پيش براي اولين بار با طرح واژه هايي مانند شبيخون فرهنگي دشمن، تهاجم فرهنگي، جنگ نرم و. . . نسبت به برنامهريزيهاي جهتدار دشمن هشدار دادند. هشداري كه در سالهاي بعد نيز مدام تكرار ميشود.
ايشان سالها پيش با هشدار درباره جنگ نرم دشمن و موضوع مهمي به نام تهاجم فرهنگي به مردم و مسئولان هشدار داده و خواستار يك برنامهريزي منسجم و مناسب براي برخورد با اين پديده شدند.
در اظهارات معظمله در خصوص تهاجم فرهنگي آمده است: «آنچه ما آن را تهاجم فرهنگى دشمن مىناميم و پيوسته مردم هوشيار خود و بيش از همه جوانان را به مجاهدت در برابر آن فرا ميخوانيم، همانا كوشش همه جانبه دشمنان ما با استفاده از همه ابزارهاى تبليغى و خبرى و سياسى و امنيتى براى برانگيختن همين دشمن درونى است.»
ايشان حتي به صورت مستقيم به ماهواره و شبكههاي ماهوارهاي و خطر آن براي جوانان و خانوادهها نيز اشاره كرده و فرمودهاند: «ماهواره واقعاً گنداب فسادي است كه تيرهاي زهرآگين خود را به سمت ملتها و كشورها هدفگيري ميكند.»
شايد اين هشدارها براي دست به كار شدن مسئولان فرهنگي كشور كافي باشد اما آن گونه كه به نظر ميرسد كمكاريها در اين خصوص بسيار زياد است به گونهاي كه روز به روز شاهد افزايش نصب آنتنهاي ماهواره روي پشتبام منازل هستيم.
نكته نگرانكننده اينجاست كه نصب ماهواره از كلان شهر به شهرهاي كوچك و روستاها نيز كشيده شده و باز نگرانكنندهتر اينجاست كه اين «گنداب فساد» به برخي از مناطق عشايري نيز رسوخ كرده و جامعه پاك روستايي و عشايري را نيز هدف قرار داده است.
آگهيهاي نصب آنتن
با اينكه تا چند سال پيش اگر كسي قرار بود نصاب ماهواره پيدا كند بايد به چند نفر از دوستان و آشنايانش سفارش ميكرد كه يك نفر را به او معرفي كنند اما متأسفانه اين روزها آگهيهاي نصب آنتن نه تنها به صورت تراكتهايي بر برخي از در ديوارهاي شهر نصب شده كه در برخي نشريات نيز ميتوان آگهي نصب آنتن را ديد. آگهي هايي كه اگرچه در نگاه اول قصد دارد به مخاطب بقبولاند كه اينها آگهيهاي نصب و تعمير آنتنهاي تلويزيون يا در خصوص فروش و نصب گيرندههاي ديجيتال است اما در تماس با يكي دو شماره درج شده به راحتي ميتوان فهميد كه نصابهاي ماهواره محل امني براي تبليغ فعاليتهاي غير قانوني خود پيدا كردهاند.
براي همين و براي بررسي بيشتر با يكي از شمارهها تماس ميگيرم و او بدون هيچ مقدمهچيني ميرود سر اصل موضوع و ميگويد: البته الان كه وقت ندارم براي هفته آينده ميتوانم بيايم. دستمزد نصب و كاناليابي را هم همان پشت تلفن مشخص ميكند و در آخر هم ميگويد شماره افتاده است هفته ديگر با شما تماس ميگيرم. حال سؤالي كه اينجا مطرح است اين است كه به راستي دليل علاقهمندي افراد به برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي چيست؟ و چرا برخي افراد بدون در نظر گرفتن تأثيرات منفي تماشاي برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي ساعتها پاي اين بشقاب پر از خيانت مينشينند. عليرضا فخار، فوق ليسانس ارتباطات و كارشناس رسانه به اين سؤال پاسخ ميدهد و ميگويد:عدم اطلاع دقيق افراد و خانوادهها از پشت پرده برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي باعث ميشود كه اين افراد جذب برنامههاي شبكههاي مختلف ماهوارهاي شوند.
وي با بيان اينكه بسياري از شبكههاي ماهوارهاي فارسي زبان اعم از شبكههايي كه با موضوع سياسي توليد ميشوند يا شبكههايي كه به پخش فيلم و سريالهايي به زبان فارسي ميپردازند ضربه زدن به ايران و خانوادههاي ايراني است، ادامه ميدهد: به عنوان نمونه فارسي وان يا شبكه من و تو دو شبكهاي هستند كه صددرصد فرهنگ، قداست و اصالت خانوادههاي ايراني را نشانه گرفتهاند.
فخار با بيان اينكه بايد پشت پرده شبكههاي ماهوارهاي براي مردم بازگو شود ادامه ميدهد: بنيانگذار و مالك شبكه فارسي وان يك پيرمرد سرمايهدار به نام رابرت مرداك است كه با حمايت صهيونيستها و با استفاده از نفوذي كه در امريكا دارد توانسته شبكه ماهوارهاي فارسي وان را راهاندازي كند و سريالهاي اين شبكه به صورت كاملاً برنامهريزي شده خانوادههاي ايراني را هدف قرار داده است. وي در ادامه به ديگر فعاليتهاي رابرت مرداك اشاره ميكند و ميگويد: او فردي است كه به غول رسانهاي مشهور شده اما به خاطر اينكه بخش اعظمي از فعاليتهاي رسانهاي وي اعم از رسانههاي مكتوب يا ديداري و شنيداري وي به مسائل بيبند و باري و ترويج فيلمهاي مستهجن معطوف است به وي لقب «سلطان شياطين» نيز دادهاند.
اين كارشناس ميافزايد: متأسفانه افراد بدون در نظر گرفتن چاشني خطرناكي كه در شبكههاي ماهوارهاي نهفته است علاقهمند و مجذوب برنامههاي اين شبكهها شده و زماني متوجه تأثيرات اين شبكهها روي خود يا اعضاي خانواده ميشوند كه ممكن است دير شده و زماني براي جبران باقي نمانده باشد.
اين كارشناس رسانه به نقش رسانههاي كشورمان در جلوگيري از نفوذ شبكههاي ماهوارهاي به محيط خانوادهها اشاره ميكند و ميگويد: رسانهها و خصوصا رسانه ملي در اين خصوص دو وظيفه مهم برعهده دارند اول اينكه با توجه به پشت پرده شبكههاي ماهوارهاي و خوابهايي كه اين شبكهها براي مردم ديدهاند با هشدارهاي لازم و ارائه اطلاعات مطلوب و سازنده مردم را نسبت به خطرات اين شبكههاي ماهوارهاي آگاه سازند. وظيفه دوم رسانهها در ايران كه البته بيشتر منظورمان در اين بخش رسانه ملي است اين است كه با توليد برنامههاي مختلف، متنوع، جذاب و ديدني به رقابت با شبكههاي ماهوارهاي بپردازد به گونهاي كه افراد تمايلشان براي تماشاي برنامههاي رسانه ملي بيشتر از تمايل براي تماشاي برنامههاي شبكههاي مختلف ماهوارهاي باشد.
شروع شيرين، پايان تلخ
هشدارهاي اين كارشناس رسانه در حالي است كه كارشناسان و متخصصان حوزههاي ديگر نيز نسبت به آنچه در شبكههاي ماهوارهاي اتفاق ميافتد و تأثيرات منفي و نامطلوب آن روي خانوادهها هشدارهاي فراواني ميدهند، از كارشناسان مذهبي گرفته تا كارشناسان خانواده و روانشناسان و جامعهشناسان، هر كدام از ديدگاههاي خود به نقد برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي ميپردازند.
در اين ميان شنيدن حرفهاي يك قاضي خانواده نيز خالي از لطف نيست مخصوصا زماني كه اين قاضي در لابهلاي مصاحبه خود خاطراتي از پرونده طلاق زوجيني را يادآور ميشود كه شنيدن دلايل طلاق اين افراد علاوه بر اينكه حائز نكات پندآموز است تاسفبار نيز ميباشد.
اين قاضي دادگاه خانواده ميگويد: متأسفانه پروندههاي زيادي داشتهايم كه زوجين تحت تأثير برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي كارشان به طلاق و جدايي كشيده شده است.
قاضي سيد عليرضا موحد با بيان اينكه شبكههاي ماهوارهاي بنياد خانوادهها را نشانه رفته است ادامه ميدهد: بسياري از زوجهاي جوان را ميشناسم كه اگرچه زندگي خود را با عشق آغاز كردند اما در مدت كوتاهي با نفرت به پايان رسيده كه در ريشهيابي طلاق اين افراد، عامل شبكههاي ماهوارهاي و برنامههاي اين شبكهها به چشم ميخورد. وي ميافزايد: در يكي از اين پروندهها دختر جواني كه كمتر از يك سال از زمان ازدواجش ميگذشت به علت سوءظنهاي مداوم همسرش درخواست طلاق داده است.
وي در تشريح اين پرونده ميگويد: اين خانم جوان در اظهارات خود آورده است متأسفانه از آنجايي كه شوهرم ساعتهاي زيادي به تماشاي برنامههاي شبكههاي مختلف ماهوارهاي از جمله فارسي وان مينشيند با ديدن سريالهاي اين شبكه كه بيشتر آنها مضموني جز خيانت و عدم وفاي به همسر ندارند نسبت به من سوء ظن پيدا كرده به گونهاي كه هر روز بايد پاسخ سؤالات كنجكاوانه او را بدهم يا اينكه گوشي، كيف و وسايل شخصيام مدام از سوي او بررسي ميشود.
به گفته قاضي موحد نكته تاسفبار اين پرونده اينجاست كه اين خانم جوان گفته است سوءظن همسرم به من به اندازهاي است كه گاهي اوقات با چاقو دنبال من ميكند و قصد دارد به من صدمه بزند و از آنجايي كه من در كنار اين مرد احساس امنيت نميكنم تقاضاي جدا شدن از يكديگر را دارم.
اين قاضي خانواده خاطر نشان ميكند: گاهي اوقات زماني كه با برخي از افراد درباره تأثيرات نامطلوب شبكههاي ماهوارهاي و برنامههاي آن روي محيط خانواده صحبت ميكنيم برخي از افراد حرفهاي ما را باور نميكنند و اعتقادي به اين مسئله ندارند، توصيه من به اين افراد اين است كه براي باور كردن گفتههاي ما سري به دادگاههاي خانواده بزنند، آن وقت با ديدن زوجهايي كه براي طلاق به دادگاه مراجعه كردهاند متوجه حقيقت ميشوند.