سمت تقاضا و عرضه در كشور هر دو با مشكلاتي روبهرو است كه تا حدي با جريان پولي و نقدينگي در ارتباط است. افزايش نقدينگي در كشور طي سالهاي اخير، تصويب بودجه احتياطي براي سال 1393 (تحريك نشدن تقاضا از سوي دولت)، كاهش قدرت خريد مصرفكنندگان و احتمال تغيير تركيب تورم به سوي اقلام خوراكي و ضروري و تأثير آن بر تقاضا براي محصولات صنعتي، ماندگاري آثار تحريمها در سمت توليد، كاهش منابع ارزي و آثار آن بر توسعه زيرساختهاي عرضه، مقياس كوچك توليد در كشور در كنار سختي كارآفريني و نياز آن به منابع مالي، مديريت جريان نقدينگي را در سال آينده با ابهاماتي روبهرو كرده است. واگرايي نرخهاي بازدهي در بخشهاي مختلف در دو سال اخير سبب شد نقدينگي در كشور به اميد كسب سودهاي بيشتر دائم از بخشي به بخش ديگر منتقل شود. اين در حالي است كه سقوط شاخصها در بورس، تناسب نداشتن نرخهاي سود بانكي با تورم، پايين بودن نرخهاي بازدهي در بخش توليد، سيال بودن نقدينگي در سال آينده را افزايش ميدهد. چنانچه جريان نقدينگي مؤثر در كشور مديريت نشود با كاهش يافتن تعداد بازارها براي سرمايهگذاري از يكسو و تلاش دولت براي كنترل بازار سكه، طلا و ارز از سوي ديگر، ايجاد تقاضاي كاذب و فشار براي افزايش قيمت در برخي از بازارها همچون زمين، مستغلات و داراييهاي بادوام افزايش خواهد يافت.
در صورت بيتوجهي مسئولان ميتوان شاهد رشد حبابي قيمتها در برخي از بخشها بود. علاوه بر آن، آسيبهاي ديگر هم ميتواند رخ دهد، بهعنوان مثال افزايش قيمت زمين تهديدي جدي براي امنيت غذايي در كشور است. با افزايش قيمت زمين و فقدان صرفه اقتصادي در كشت محصولات در بخش كشاورزي، كشور با افت انگيزه توليد محصولات كشاورزي روبهرو ميشود و اين امر ميتواند تبعات جبرانناپذيري بههمراه داشته باشد. از آنچه بيان شد ضرورت توجه به مديريت جريان نقدينگي بهعنوان پيششرط مقابله با ركود تورمي به دست ميآيد. براي مقابله با چنين وضعيتي لازم است سياستهايي وضع شود كه مانع از شكلگيري جريانهاي سفتهبازي در بازارهاي مختلف به ويژه در زمين و مستغلات شود.
*
استاديار مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني