در نقطهاي از زندگي خيره ميشويم و همين خيرگي نميگذارد به تصويري متوازن از آنچه در برابر ما قرار گرفته، برسيم. سردرد داريم، قرص ميخوريم و درد پنهان ميشود، سردرد را علت ميبينيم غافل از اينكه سردرد، معلول دردهاي ديگري است كه به اين شكل بر ما عارض ميشود. خيلي از ما در طول سال به مطب پزشكان پناه ميبريم، قرصهاي شيميايي را يكي پس از ديگري از روكشهاي آلومينيوميشان احضار ميكنيم بلكه بهبودي و تسكين بيابيم اما بهبودي متاعي نيست كه به اين سادگي فراچنگ آيد. علاج كردن يك انسان كه آميزهاي از روح و جسم است و البته جسم در سيطره ذهن و روان قرار گرفته، بدون در نظر گرفتن سلوك رفتاري، سبك زيستن، نيات و ذهنيت او امكانپذير نيست. اما خوشبختانه اين نگاه متوازن به مجموعه تن و جان در پيشينه طب سنتي ما وجود دارد و كشف درد و علاج با نگاه توأمان به اين دو شدني است. از اين روست كه حكيم، نبض جهنده بيمار را در ارتباط با روان و ذهن او ميداند و موسيقي اين نبض را تا روح و روان او پي ميگيرد. گفتوگوي ما با حجتالاسلام دكتر احمدعلي آقارفيعي، جراح و متخصص طب سنتي به اين بحث ميپردازد.
آقاي دكتر! من پرسشم را از اين نقطه آغاز ميكنم. امامان معصوم(ع) ما شعاع علم حضوريشان را در سلوك زندگي از تغذيه بگيريد تا درمان دخالت ميدادهاند. يعني غذا خوردن امام هم بخشي از سلوك معنوي اوست، امام به واسطه اشرافي كه به مجموعه جسم و روان دارد ميتواند نسخههاي شفابخشي تجويز كند. اتفاقاً بخشي از احاديث ما هم معطوف به تغذيه و درمان است كه از معصومين نقل شده است. نگاه طب سنتي به اين نسخههاي درماني و تغذيهاي چيست؟
ما شايد بيش از صدها نسخه داريم كه فرمول را امام(ع) داده و اطرافيان امام(ع) اجرا كردهاند. حديث صحيح است و علاوه بر اينكه حديث صحيح است و مفهوم كاملي دارد خود روايت هم آخر سر ميگويد فلان شخص استفاده كرد و نتيجه گرفت.
مي دانيد كه ما كتاب «طب النبي» داريم. اولين بار كه مكه رفتم هيچ خريدي نكردم. فقط يك كتاب گرفتم كه دانشگاه الازهر منتشر كرده بود به نام «طب النبي». ميدانيد كه دانشگاه الازهر يك دانشگاه تحقيقاتي است و روي اين مباحث كار ميكنند. من ضمن مطالعاتم از اين كتاب هم استفاده كردم و ديدم خيلي جواب ميدهد. پس اين طب ميتواند در خدمت طب كلاسيك باشد و الان هم كه الحمدلله دانشگاههاي طب سنتي تأسيس شده ما نياز بيشتري داريم. ما نياز داريم مباني طب اسلامي و نظرات امام صادق(ع) و امام رضا(ع) را وارد صحنه كنيم. ما ميدانيم كه امام رضا(ع) رسالهاي دارند. روزي تمام دانشمندان دربار مأمون جمع بودند و از مأمون خواستند درباره طب جلسهاي داشته باشند. اصلاً بنيانگذار اين جلسه مأمون عباسي بود، خب امام در آن جلسه موفق نشده مطالب را ارائه كند. اما امام با خواسته مأمون، رساله جامعي درباره طب مينويسند. رساله «ذهبيه» همان رساله است و چون مأمون با مباحث علمي آشنا بوده آن قدر اين رساله عالي بوده كه دستور داده با طلا بنويسند و در گنجينههاي خود و بين درباريان تقسيم كنند. من يقين دارم اگر كسي با ديد پزشكي اين رساله را مطالعه كند اين رساله قويترين رساله طب در دنيا خواهد بود و ما به عنوان يك ايراني مسلمان و شيعه ميتوانيم اين رساله را به عنوان سند افتخار در جهان معرفي كنيم.
الان رساله «ذهبيه» موجود است؟
بله، ما روي اين رساله كار ميكنيم. ما از رساله ذهبيه در درمان استفاده ميكنيم. شما توجه كنيد كه الان بيش از 100هزار پرونده درماني داريم و حتي از كشورهاي خارجي هم استقبال شده و براي درمان پيش ما ميآيند. ترديدي نداشته باشيد كه از اين نسخ ميتوانيم استفاده كنيم. البته از دانش طب كلاسيك هم بهره ميبريم. مثلاً ما نميتوانيم بگوييم از آنژيوگرافي براي پيگيري و رديابي فلان رگي كه بسته شده استفاده نكنيم. از داپلر بهرهگيري نكنيم. از ليزر و نظاير آن. ما هيچ وقت منكر مباحث تكنولوژيك نبودهايم اما موضوع اينجاست كه مطالعات ما در اين 40، 50 سال نشان ميدهد ما ميتوانيم مباني طب اسلام را در چارچوب و ركن قرار دهيم و ساختمان طب را روي اين شالوده بسازيم و آرام آرام چالشها را حل كنيم.
نقش سياستگذاريهاي كلان و بالادستي را در اين زمينه چطور ميبينيد؟
مسلماً اين سياستها ميتواند هدايتكننده سبك زندگي و ذائقه و تفكر ما درباره تغذيه باشد. اخيراً خبر خوشي شنيدم كه يكي از معاونين وزرا گفته بود حداقل 25درصد از زمينهاي زير كشت را زير كشت ارگانيك خواهند برد. يعني كمتر از مواد شيميايي استفاده ميكنند. خب اگر قرار باشد زاويه ديد ما صرفاً كمي باشد و دوست داشته باشيم فقط شكم مردم را پر كنيم بدون آن كه به كيفيت غذا توجه كنيم دچار همين مشكلاتي ميشويم كه الان در جامعه هست.
من در يك گردهمايي حضور داشتم. يكي از متخصصان كشاورزي ميگفت ما رفته بوديم سر يك زمين، كشاورزي كه زمينش در مجاورت همين زمين بود اعتراض ميكرد كه چرا محصول زمين من كم شده اما محصول زمين مجاور بيشتر است. ميگفت تحقيق كه كرديم ديديم دختر صاحب زمين بغلي كه محصولش بهتر شده ليسانس كشاورزي دارد و خاك را كه بررسي كرده گفته پدر! اصلاً اين خاك نياز به كود شيميايي ندارد. بعد هم با وجود اينكه كود شيميايي به زمين نداده بودند محصول بهتر شده بود. من ميخواهم نشان دهم كه كشاورز ما هم هنوز اسير موج غربي است و نميداند چطور از خاك بهره بگيرد، اينها همان نقاطي است كه كنار هم جمع ميشود و به حوزه سلامت شكل ميدهد.
خب اين مواد شيميايي كه وارد سيستم تغذيه ما ميشود چقدر مخاطرات و بيماري به دنبال دارد. يقين دارم كه برخي از مسئولان ما روي اين موضوع اشراف دارند و آگاهند اما نميتوانند مطرح كنند اما بنده به عنوان يك پزشك، جسارتش را دارم، چون دلم براي بيمارانم ميسوزد. بنابراين براي بعضي از دوستانم در شهرستانها گفتهام كه به جاي كود شيميايي، مرغابي بياورند داخل شاليزار، مرغابي هم كودش براي كشاورزي خوب است و هم خودش از انگلها و آفتها تغذيه ميكند و نتيجتاً محصول اين زمين هم به قيمت بهتري خريداري ميشود.
من پزشك در آلودگي هواي تهران دچار مشكل ميشوم، حالا شما در نظر بگيريد يك مريض شيميايي، يك مريض قلبي، يك طفل هر روز اين هوا را استنشاق ميكند. خب وقتي من اين آلودگي را ميبينم مجبورم حجامتها را تكرار كنم. وقتي مريض حجامت ميشود در حقيقت برخي از سموم شيميايي بدنش از طريق حجامت دفع ميشود. در نتيجه با يك سيستم ديگري مثل بادكش ما تخليه لنف را آغاز ميكنيم، چون ما غير از سيستم «شرياني – وريدي» در بدنمان، سيستم ديگري به نام لنف داريم كه به اصطلاح سادهتر فاضلاب بدن از اين طريق دفع ميشود. يعني ميزان كراتنين، چربي و قند لينف بيش از خون داخل رگ –اي وي – است و علت اينكه حجامت اثرات عالي داشته به خاطر اين است كه سيستم لنف را در بدن فعال ميكند.
پس ميشود گفت تأثيرات حجامت از اين نظر متفاوت از خون دادن است؟
حجامت غير از خون دادن است. خود ما البته گاهي خون دادن در بانك خون را تجويز ميكنيم. اما حجامت يك سري فاكتورها را در بدن فعال ميكند. مثلاً يكي از اين فاكتورها فاكتور رشد است، يكي فاكتور از بين برنده تومور نيكروتايزينگ فاكتور.
آقاي دكتر! احساس من اين است كه حكما و دستاندركاران طب سنتي اسلامي در گذشته براي درمان بيماريها يك نگاه هارمونيك به مجموعه ذهن و روان و جسم و رابطه اينها با هم داشتند، در حالي كه در طبي كه امروز اجرا ميشود چندان به اين رابطهها توجه نميشود كه مثلاً منشأ رواني و ذهني اين سردردها كجاست. ما اينجا بيشتر از شيوه تسكين يا پنهان كردن بيماري استفاده ميكنيم يعني در واقع درد را كهنه ميكنيم اما درد درمان نميشود.
دقيقاً همين طور است. اخيراً من در يك جمعي بودم كه دوست داشتند به مباحث روانشناختي از ديدگاه اسلامي بپردازند. كار آنها اين بود كه به زوار امام رضا(ع) مشاوره روانشناسي ميدادند. يكي از روانپزشكان ما در آن جمع گفت اسلام درباره روان نظري ندارد و در اين باره سكوت كرده است. آنجا من يكي از روايات جالب و قابل تأمل از اميرالمومنين(ع) را خواندم و واقعاً جلسه ساكت شد. شخصي به نام كميل ميآيد خدمت امام و ميگويد من ميخواهم خودم را بشناسم. اين وجود من از چه چيزي تشكيل شده است؟ امام ميگويند كدام نفسات را ميخواهي بشناسي؟ كميل ميپرسد مگر انسان چند نفس دارد؟ امام ميفرمايند: «انسان چهار نفس دارد. دو نفس انسان، مادي است و دو نفس ديگرش معنوي.» يكي از نفسهاي انسان، نفس نامي نباتي است، با نيروهايي مثل جاذبه، دافعه، مربيه - رشد دهنده - هاضمه و ماسكه – نگهدارنده - خاصيتش كم و زياد شدن است، يعني انسان در برههاي از زمان ميگويد غذاي من هضم نميشود يا رشد بچه زيادتر است اما پير ديگر رشد نميكند. ميفرمايد مركز اين نفس، كبد انسان است و اين نفس شبيهترين نفس به حيوانات اهلي مثل گاو و گوسفند است.
انسان نفس ديگري دارد به نام نفس حسيه حيواني، با نيروهايي مثل همان حواس پنجگانه - لامسه، چشايي، بويايي، شنوايي و بينايي- خاصيت آن شهوت و غضب است. اين نفس، شبيهترين نفس به درندگان است، يعني انسان وقتي غضبناك ميشود مثل ببر ميشود، مثل گرگ ميشود، مركز اين نفس در قلب است.
اما انسان دو نفس ديگر هم دارد. يكي نفس ناطقه قدسي، با نيروهايي مثل فكر - تصور كردن - مثلاً شما چند موضوع را يك دفعه در ذهن خود ميپرورانيد، ذكر - يادآوري - علم، حلم و نباهه – هشياري - در ارتباط است. خاصيت آن حكمت و پاكيزگي است. اين نفس مركزي ندارد. يعني هر جاي اين جهان باشيد ميتوانيد فكرتان را به جريان بيندازيد. شما هر جاي اين جهان كه باشيد ميتوانيد ذكر بگوييد، نماز بخوانيد و به ياد معبودتان باشيد، اين نفس شبيهترين نفس به فرشتگان است. اما نفس آخر، نفس كليه الهي است، با نيروهايي مثل بقا در فنا، يعني يك نفري فنا ميشود در راه معبود از جهان ميرود اما اسمش باقي است. عزت در ذلت - يعني وقتي خودش را در برابر خالق ميبيند از همه ذليلتر ميبيند - نعمت در سختي، صبر در بلا، فقر در غنا - فقير است اما وقتي به او ميگويي چيزي نميخواهي ميگويد نه، من چيزي لازم ندارم - خاصيت آن رضا و تسليم است. مركز اين نفس خود پروردگار است: و نفخنا فيه من روحنا / اينكه ميفرمايد ما در انسان روح را دميديم.
ببينيد، بر اساس بينش اسلامي يك بعد انسان روح است، يك بعدش آب، يك بعد نور، يك بعدش هم آتش. بعد حضرت ميفرمايد: عقل در وسط اينهاست، يعني آدم عاقل كسي است كه مجموعه نفس مادي و معنوياش را به تعادل برساند نه آن قدر بخورد كه خوابش ببرد و نتواند مطالعه كند نه آن قدر بيتوجه به جسم باشد كه عملاً به تن خود صدمه بزند.
ما اگر با دقت و پژوهش و تأمل بدون پيشداوري مراجعه كنيم به مباني نظر حكما و معصومين و دانشمندان – چه ايراني و چه خارجي – آن وقت بسياري از حقايق روشن خواهد شد.
چند روز پيش در كتاب «اخلاق ناصري» خواجه نصيرالدين طوسي ميخواندم كه در تربيت اولاد به اين پرداخته بود كه به بچههايتان ياد بدهيد كه غذا براي لذت نيست غذا حكم دارو را دارد. همچنان كه شما فرموديد غذا صرفاً در بيماريها نقش پيشگيرانه ندارد و جنبه درماني هم دارد. نگاه طب سنتي به اين مقوله چيست؟
در سؤالتان نكته ظريفي بود كه شما به آن اشاره نكرديد. خدا خواجهنصير را بيامرزد. هم سياستمدار بزرگ و هم دانشمند پراتيك - عملي - بود. ما درباره نسل سالم حرف داريم. الان طب غربي به ما ميگويد عسل را تا دو سالگي به بچه ندهيد در حالي كه معصومين ما فرمودهاند بچه كه متولد شد كامش را با عسل يا تربت سيدالشهدا(ع) يا با رطب - خرماي تازه - بگيريد. در غرب يك مورد «بوتوليسم» گزارش شده، آن هم معلوم نيست آن ظرف چه بوده، حالا يك گوشهاش عسل بوده، الان ديگر در تمام دنيا بخشنامه كردهاند كه به بچه نبايد عسل داد. آخر اين چه برخوردي با تغذيه و پرورش كودك است؟ بوعلي بخشي را در «قانون» به تربيت كودك اختصاص داده است. چهار، پنج صفحه هم بيشتر نيست. اين دوستان ما كه متخصصين اطفال هستند بروند آن بخش را مطالعه كنند. توصيه ما اين است كه به تغذيه مادر در ارتباط با شير دادن به كودك توجه شود. آخر اين عقل ما خيلي روشن اين را گوشزد ميكند كه اگر مادري غذاي بدي بخورد شيرش هم از آن غذا متأثر ميشود. ما به مادر ميگوييم شما وضو بگير، لباس تميزي تنت كن، آيهاي از قرآن را مطالعه كن حتي وقتي حامله هستي صوت قرآن براي تو و جنين آرامبخش است. اخيراً گزارش كردهاند مادراني كه در تماس با قرآن بودهاند تولد فرزندشان با آرامش بهتري انجام شده و نياز به سزارين كمتر بوده، اگر ما ميگوييم اين مباحث رواني - روحاني و تغذيه را لحاظ كنيد به خاطر نسل سالم است.