انتقاد ممنوع، سازنده و غير سازنده هم ندارد، چراكه هر حرفي زده شود به تريج قباي آقايان بر ميخورد. حتي نبايد گفت بالاي چشمشان ابروست. اهميتي هم ندارد كه چه نتيجهاي ميگيرند، فني يا اخلاقي، هر اندازه هم كه ضعيف باشند، جوابي دارند در آستين و توجيهي كه همه چيز را زير سؤال ببرد. ذرهبين به دست گرفته و لحظه شماري ميكنند براي شكست يك تيم مطرح دنيا كه همان را چماق كرده و بكوبند بر سر منتقدان كه آهاي! ببينيد فقط ما نيستيم كه ميبازيم و باخت در دنيا يك امر طبيعي و عادي است. اما از آنجا كه يك طرفه به قاضي ميروند، در بازگشت بعد از يك گرد و خاك حسابي، خشنود هستند، حتي اگر به روي مبارك نياورده و سعي در حفظ ظاهر داشته باشند. اما مقايسه هايشان هم هميشه مثل نتيجهگيري هايشان يك پايش لنگ ميزند.
شكست تيمهاي بزرگ دنيا را به رخ ميكشند، اما نميگويند مثلاً فلان تيمي كه دارند باختش را در بوق و كرنا ميكنند چندمين بار است كه چنين نتيجهاي را در كارنامهاش ثبت ميكند. يا حتي نميگويند اين باخت بعد از چه نتايج درخشندهاي است كه رقم خورده و مثلاً فلان تيم كه حالا شده مرجع، نتيجهگيريهايش چه تفاوتي با تيمهاي آقايان دارد و بعد از اين باخت چگونه نتيجه ميگيرد. نميگويند همين تيمها وقتي بعد از هفتههاي متمادي يك نتيجه ضعيف كسب ميكنند، از بازيكن تا مربي گرفته سر به زير انداخته و از هوادارانشان عذرخواهي كرده و در صدد جبران برمي آيند. درست برخلاف اينها كه در پي هر باختي كه برايشان شده عادت قيافهاي حق به جانب به خود گرفته و همه را قلع و قمع كرده و اجازه هيچ اعتراض و انتقادي را كه به كسي نميدهند هيچ، دست پيش هم ميگيرند كه پس نيفتند و ميشوند منتقد و از هوادار حاضر و غايب در ورزشگاه گرفته تا اصحاب رسانه و. . . همه را ميكوبند و عامل عدم موفقيت خود ميدانند و خود را به آني مبرا ميكنند از همه اشتباهات. ديوار حاشاست ديگر، آنقدر بلند است كه جايي براي عبور از آن براي كسي باقي نماند. براي خودشان كه مهم نيست، براي ديگران هم نبايد مهم باشد اين نتايج ضعيف كه آبروي همه فوتبال را زير سؤال ميبرد. اما حرف و انتقادي هم نبايد باشد، همه بايد تنها تماشاگر باشند آن هم از نوع صم بكماش و لام تا كام نه حرفي بزنند و نه اعتراضي كنند. همه فوتبال باشگاهي ما شده همين. يك سري نتيجه ضعيف از تيمها و مربيان و بازيكنان مدعي كه در اصل چيزي در چنته ندارند اما آنقدر مدعي هستند كه حتي خود را با برترين تيمهاي دنيا مقايسه كرده و ميخواهند هيچ انتقادي به آنها نشود، چراكه مثلاً به فلان تيم بعد از باختي كه داشته انتقادي نشده است. حال اگر كمي با دقت نگاه كنيم ميبينيم تيمي كه آقايان مثالش را زدهاند، بعد از 10، 20 هفته ياحتي گاه بعد از يكي دو فصل، تنها يك باخت در كارنامهاش ثبت شده و بابت همان يك باخت هم روزها مصاحبههاي عذرخواهي و بيانيههاي پوزش رديف شده تا از دل هوادارانشان در آورند. اما آقاياني كه عادت به باخت دارند و در حساسترين زمان ممكن و در حالي كه يك پاي قهرماني هستند براي دريافت مطالباتشان از حضور در تمرينات سر باز زده و هزار و يك جور ضمانت نامه ميخواهند براي راه رفتن در زمين نه بازي كردن، توقع دارند همان رفتاري با آنها شود كه با برترينهاي فوتبال دنيا ميشود. اما اين يك مورد ديگر شدني نيست. چراكه هر برخوردي در واقع بازتاب همان چيزي است كه خود آنها به نمايش ميگذارند، نه كمتر و نه بيشتر. حتي آن انتقادهايي كه خار ميشود و در چشم آقايان فرو ميرود، در واقع آينهاي از عملكرد خود آنهاست كه طاقت ديدنش را ندارند و به جاي آنكه خود و رفتارشان را درست كنند، ترجيح ميدهند آينه را شكسته و اين صورت و سيرت زشت را نبينند. حال آنكه با شكستن آينه تغييري در واقعيت امر ايجاد نميشود و اين تغيير فقط زماني ايجاد ميشود كه آنها بخواهند كه بعيد است به اين زوديها شاهد چنين مسئلهاي باشيم.