در ادامه ادله بطلان سكولاريسم در اين شماره با بررسي خصوصيات فطرت الهي انسان به يكي ديگر از اين براهين خواهيم پرداخت. مطلب حاضر گزيدهاي از متن كتاب «نسبت دين و دنيا» اثر علامه جوادي آملي است.
انسان فطرتاً متمدن است
انسان بر اساس فطرت خود ـ كه آفرينش او بر اساس آن رقم خورده است«فطره الله الّتي فطر الناس عليها» ـ متمدن است. او بر اساس فطرت الهي خويش با ديگران همكاري ميكند و حقوق آنها را محترم ميشمارد. اين همكاري و تعاون كه ريشه در مدنيت مورد نظر دين دارد در فطرت الهي انسانها موجود است. لذا مدنيت فطري انسان هيچ گاه با غارت و تجاوز به حقوق ديگران سازگار نيست و براي نيل به منافع دنيوي مصالح ديگران را پايمال نميكند. اما بايد توجه داشت كه يكي از ويژگيهاي بارز فطرت انسان اين است كه امري كاملاً آسيبپذير است و براي اثربخشي مطلوب نيازمند مراقبت مستمر و هوشيارانه از سوي صاحب اين وديعه الهي است. از اين روست كه خداوند به انسانها توصيه ميكند كه فطرت خود را با خاك طبع و گرد ميل و غبار غريزه آلوده نكنند، چراكه با چنين كاري به ورطه زياني بزرگ، سقوط خواهند كرد و اگر فطرت با چنين آلودگيهايي متلوّث شد، با جدّ و جهدي بليغ اين آلودگيها رااز بين ببرند تا با بهرهمندي از فطرتي پاك به فلاح دست يابند؛ «قد افلح من زكها و قد خاب من دسيها.»
اوضاع امروز جهان و جهل و غفلت فراگير
با نگاهي به اوضاع امروز جهان درمييابيم كه متأسفانه افراد بشر، بيش از آنكه به فكر فطرت الهي و انساني خود باشند، با پيروي از اميال خود و دنبال كردن جهل علمي و جهالت عملي خويش، به دفن آن وديعه الهي مبادرت كردهاند. آنان غالب جلوههاي فطرت خويش را به ويژه در بخش نمودارهاي اجتماعي، به فراموشي سپردهاند. ايشان پيش از هر چيز تنها به خود ميانديشند و در قالبي مفرطانه بيگانگي بياندازهاي را به ديگران احساس ميكند. بحران در خانواده ـ كه پايههاي مدنيت جامعه را تشكيل ميدهد ـ آن قدر عميق و ريشهدار است كه انديشمندانشان از رفع آن عاجز ماندهاند...
راه رهايي؛ بازگشت به فطرت اصيل الهي
بديهي است براي رفع آلودگيها و بازگشت به فطرت بايد چارهجويي به عمل آورد و اين چارهجويي بدون تكيه به خداوند سبحان ممكن نيست زيرا:
1. تنها مبدئي كه توان بيرون آوردن انسان از تيرگي را دارد خداوندي است كه نور آسمانها و زمين است«الله ولي الذّين امنوا يخرجهم من الظلمات الي النّور»
2. همه تيرگيها و آلودگيها كه منجر به دوري از فطرت انساني ميشود، به نوعي در دوري از خداوند نهفته است و اگر انسانها قرب خود را به خداي تعالي حفظ ميكردند هيچ گاه از مسير فطرت دور نميشدند.
3. بازگشت به فطرت، مستلزم آگاهي نسبت به مقصد نهايي و مسير بازگشت است و اين آگاهي بالذات فقط ازآن آفريننده هستي است و توسط پيام آوران الهي به مردم ابلاغ ميشود.
4. خداوند بنا بر آيه فطرت، شيوه حفظ و نگهداري از فطرت و نيز بازگشت به آن را در تأسي به رسول گرامي اسلام و تمسك به آموزههاي دين مبين وي قرار داده است. لذا آن كس كه ميخواهد از فطرت انساني و الهي خود صيانت كند، بايد با همه ابعاد و تعاليم دين ارتباط وثيقي و محكم ايجاد كند و هيچگاه پاي خود را از شريعت فراتر نگذارد؛ زيرا شريعت و انسانيتي كه در نهاد فطري آدمي وجود دارد از يك منشأ صادر شده و هيچ دوگانگي و تهافتي ميان آنها نيست؛ هيچ آموزهاي از شريعت در تنافي با فطرت نيست و نيز از هيچ بعدي از ابعاد فطرت انسان، در شريعت برحق اسلام غفلت نشده است.
از مقدمات گذشته اين نتيجه به دست ميآيد كه دين و شريعت الهي اسلام، لازم است بعد اجتماعي فطرت انسان، يعني مدنيت او را به صورت كامل و دقيق و نيز همه زواياي آن را طي سامانه و چارچوبي مشخص و واضح بيان كند و اين نتيجه با تفكر سكولاريسم كه از بعد اجتماعي و سياسي دين غافل است، منافات دارد و راه از بين بردن چنين انديشه غافلانهاي غفلتزدايي است.
تنظيم كننده: محمد زند