کد خبر: 636950
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۱:۴۷
مجيد گودرزي*

اقتصاد در قرن گذشته مولودي به نام «اقتصاد سياسي» به جهان معرفي كرده است كه هدف از آن استفاده سياسي از اقتصاد براي تسلط بر ديگر كشورهاست. با پايان يافتن استعمار كهنه، امروزه استعمار نو در قالب طرح‌هايي چون جهاني‌سازي، تحريم، تقسيم جهان و تعريف يكسويه واژگاني چون دموكراسي و حقوق بشر، به تدريج در حال پياده شدن هستند. تحريم‌هاي يك يا چند‌جانبه تنها يكي از ابزارهاي اقتصاد سياسي است كه در سال‌هاي اخير جاي خود را در معادلات و محاسبات اقتصاد و سياست جهان باز كرده است. نگاهي به تعدد رو به ازدياد استفاده از تحريم‌ها، گوياي برخي حقايق تلخ است. در كنار اين موضوع چند سالي است كه بحث جهاني شدن با آب و تاب فراوان بر سر زبان‌هاست حتي تئوري‌هاي بسياري اين طرح را از نظر فكري در رشته‌هاي مختلف علوم انساني، به پيش مي‌برند. ولي چرا؟ اين نيروهاي عظيم كه كشورهاي صنعتي جهان از اصلي‌ترين آنها به شمار مي‌آيند و به هر تحرك كوچك و بزرگي در سطح جهان به سرعت و با تمام توان واكنش نشان مي‌دهند، چرا جريان جهاني‌سازي را حمايت مي‌كنند و به پيش مي‌برند؟ از آنجايي كه منافع ملي در روابط بين‌الملل حرف اول را مي‌زند، كشورهاي پيشرفته دنيا و استعمارگران دنيا چه منفعتي را در بحث جهاني شدن دنبال مي‌كنند؟ پاسخ به اين سؤال‌ها شايد لايه‌هاي پنهان برخي از اين طرح‌ها را كه بسيار ماهرانه طراحي شده است، بيشتر هويدا كند.

1- تقسيم جهان به كار محور ( Work ـ based )و انديشه محور (Knowledge ـ based ) : بر اساس آمارهاي غير رسمي امريكا به تنهايي بيش از 82 درصد توليد علم جهان را به خود اختصاص داده است. شايد كمي اغراق‌آميز به نظر برسد، به هر حال و بر اين اساس، برنامه‌ريزي‌هاي فراواني در اين كشور از گذشته‌هاي دور صورت گرفته است تا شرايط تحصيل براي نخبگان سرتاسر جهان در اين كشور مهيا شود و علم و دانش را به عنوان سلاحي قدرتمند در اختيار بگيرند و قدرت علمي خود را هر زمان كه بخواهند بر جهانيان تحميل كنند. از طرف ديگر در چنين سيستمي كه نيروهاي انساني يا به قولي «سرمايه‌هاي دانشي‌» بسيار زيادي وجود دارند، هزينه‌هاي توليد كالا براي اين نيروهاي انساني نخبه و متخصصان خبره، غير‌اقتصادي و بسيار بالاست. بنابراين آنها از سال‌ها پيش دنيا را به دو قطب توليد‌كننده علم (كه خودشان هستند ) و توليد‌كننده كالا كه عموماً كشورهاي آسياي جنوب شرقي هستند، تقسيم كرده‌اند و مي‌دانند كه هزينه‌هاي توليد در اين كشورها بسيار پايين است. به منظور جلوگيري از طغيان آنها در برابر طرح‌هاي بعدي، توليد هر كالا را چندين كشور انجام مي‌دهند و به علت معاضدتي كه بين اينها برقرار مي‌شود، نيروهاي خنثي‌كننده همواره وجود دارند. همانند تحريم نفتي ايران كه دشمني‌هاي كوركورانه عربستان باعث جلوگيري از كاهش توليد نفت و بهره بردن اقتصاد ايران و عربستان از گراني قيمت نفت در بازارهاي جهاني شده است.

2 ـ شايستگي اصلي: همه كشورهاي دنيا در توليد يك يا چند محصول خاص قابليت بالايي دارند و در طرح جهاني شدن جايگاه آنها مشخص شده است و براي پايين آوردن هزينه‌ها و افزايش توليد سعي مي‌شود سرمايه‌گذاري‌ها در اين شايستگي اصلي باشد و از توزيع امكانات به بخش‌هاي مختلف كه از كارايي‌هاي آنها مي‌كاهد، جلوگيري به عمل مي‌آيد. از نظر تئوريك نيز مباحثي چون كارايي، اثر بخشي، شايستگي اصلي، شركت‌هاي چند مليتي، كاهش هزينه‌ها و... زمينه‌ها را براي اجراي اين طرح مهيا كرده‌اند. به ظاهر مفاهيم بالا منطقي هستند و طبيعتاً نيروهايي خواهان پيشبرد آنها خواهد شد. اين دقيقاً همان نقطه آغازين سلطه نوين و استعمار نوين است. حاميان اصلي جهاني‌سازي به كشورها كمك مي‌كنند در كالايي كه شايستگي محوري دارند سرمايه‌گذاري كنند و توليد اين محصول با هزينه بسيار پايين تنها در چند كشور محدود انجام مي‌پذيرد و هر گاه كشوري از سياست‌هاي آنها تبعيت نكند، به راحتي تحريم مي‌شود تا به راحتي اهداف خود را به پيش ببرند. كشورهاي جايگزين از اين موقعيت نهايت استفاده رامي‌برند و كمك به طرح‌هاي استعماري در قالب سيستم برد– برد ظاهري به نمايش در مي‌آيد. همانند كشور عربستان و خصوصا كشور قطر كه با ما منابع نفتي و گازي مشترك بيشتري دارند. اين درس بزرگي براي ايران و كشورهاي ديگر دنيا به خصوص كشورهاي در حال توسعه است. تجربه‌اي كه زمزمه نسخه جديد آن براي روسيه نيز شنيده مي‌شود! آنها مي‌خواهند توليد بوئينگ فقط در اختيار خودشان باشد و ما فقط فرش ببافيم و نفت خام و مواد معدني بفروشيم. آنها با خام‌فروشي وفرش بافتن ما مخالفتي نمي‌كنند ولي دستيابي به فناوري‌هاي برتر را براي ما به «‌چاقويي در دست طفل‌» تشبيه مي‌كنند ! اما اگر آنها فرش يا نفت را از كشور ديگري بخرند چه اتفاقي برايشان رخ خواهد داد؟ و اگر به ما هواپيما يا قطعات آن را نفروشند، هنر ما كجاي پيشرفت و توسعه قرار مي‌گيرد؟

3 ـ اخلاق در اقتصاد سياسي جهان: رواج بد اخلاقي در سياست و اقتصاد جهان زنگ خطري است براي كشورهايي كه به استقلال خود مي‌انديشند. در برهه‌اي از زمان كشور ما مجبور به خريد هواپيماهاي جنگنده از كشور روسيه شد و نكته قابل توجه در اين قراردادهاي تجاري، علاوه بر باج‌گيري‌هاي مكرر روس‌ها (‌مثلاً قراردادهاي جديد براي آموزش و.‌.‌.) وابستگي شديدي بود كه اين تجارت غير‌اخلاقي براي ايران به‌وجود آورده بود، چون اين هواپيماها قابليت كانابلايز (استفاده از قطعات هواپيماهاي فرسوده در هواپيماهاي ديگر‌) نداشتند و اگر قطعه‌اي خراب مي‌شد مي‌بايست شماره سريال آن براي سازندگان روسي ارسال، تا قطعه‌ جديد توليد و ارسال شود و اين به معناي اوج ذلت يك ملت و اوج رذالت يك توليد‌كننده بود. البته روس‌ها اين ترفندها را بارها در قضيه ساخت نيروگاه اتمي بوشهر به كار بردند و كاملاً براي ما ايرانيان و نيز جهانيان شناخته شده هستند. در اين ميان اگر ما سهم خود و آيندگان‌مان را طلب مي‌كنيم بايد توان توليد را حتي اگر بي‌كيفيت‌ترين توليدات را داشته باشيم، انجام دهيم و با خريدهايمان از كالاهاي خارجي توليدات داخلي را تضعيف نكنيم. اين نشانه استقلال ما و نسل‌هاي بعدي ما خواهد بود و اگرعده‌اي پرپر مي‌زنند تا به صورت قاچاق هم كه شده توليدات خارجي را وارد بازار ايران كنند و فقط سودهاي زودگذر را طلب مي‌كنند، بايد يادمان باشد كه تيشه بر ريشه استقلال سياسي، فرهنگي و اقتصادي خود زده‌ايم.

4 ـ سلب قدرت سياسي:ساختارهاي سياسي مستعمراتي كه انواع امتيازات را براي چند كشور خاص در نظر مي‌گيرند در قالب سازمان ملل و سازمان‌هاي جهاني مشابه بارها امتحان خود را براي كشورهاي در حال توسعه جهان پس داده‌اند و باعث بي‌اعتباري آنها شده است. اينجاست كه سازمان تجارت جهاني و شركت‌هاي چند‌مليتي از جمله نقش‌آفرينان استعمار نو مي‌شوند. سازمان تجارت جهاني تنها با برداشتن تعرفه‌ها، صدمات زيادي به صنايع كشورهاي در حال توسعه وارد خواهد آمد و هزينه‌هاي توليد بالا، تمامي صنايع نو پاي آنها را از بين خواهد برد. از طرف ديگر نپيوستن كشورهاي مستقل به اين سازمان باعث محدوديت تجارت با آنها مي‌شود و پيوستن به اين سازمان‌ها هم باعث افزايش صادرات كشورهاي توسعه‌يافته به كشورهاي در حال توسعه و عقب مانده مي‌شود و نتيجه سناريوي جهاني سازي محدود كردن دخالت دولت‌ها در امور داخلي و حتي منع برخي امور است و اگر چنين كاري نكنند تعليق و تحريم شوند، چنانچه هم اكنون دولت‌هاي جهان حق دخالت مغاير با اساسنامه‌هاي فدراسيون‌هاي ورزشي خود را ندارند.

ضرورت طرح اقتصاد مقاومتي

رواج بد اخلاقي‌هاي اقتصادي در جهان براي ايجاد وابستگي شديد، رواج تئوري‌هاي علوم انساني كه اهداف موزيانه‌اي در پس خود دارند، رواج تجارت‌هاي ويرانگر با وابستگي‌هاي غير معمول و شديد، گسترش سازمان‌هايي كه هدف‌هاي استعماري را دنبال مي‌كنند و... همگي براي كشورهايي كه به استقلال خود مي‌انديشند، زنگ خطري جدي است.

در اين ميان ارائه طرح اقتصاد مقاومتي طرحي بسيار هوشمندانه براي در امان ماندن از آسيب‌هاي جدي اين سياست‌هاست. كشوري كه منابع عظيمي از نفت و گاز دارد قطعاً مورد طمع كشورهاي ديگر است. اقتصاد مقاومتي اقتصاد ايران را به چشمه‌اي جوشان تبديل مي‌كند كه آلودگي آب‌هاي جهان در آن تأثيري ندارد.

* مدرس مديريت مالي دولتي

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار