اظهارات ميشل سليمان رئيسجمهور لبنان در كنفرانس «سرزمين من فردايي اميدواركننده» با واكنش حزبالله مواجه شد و اين حزب با صدور بيانيهاي با بيان اينكه ساكن كاخ بعبدا تفاوت بين «طلا و چوب» را تشخيص نميدهد بر مراقبت ويژه از آن در مدت زمان باقيمانده از رياست جمهوري ميشل سليمان تأكيد كرد. ميشل سليمان در كنفرانس «سرزمين من فردايي اميدوار كننده» معادله سهگانه ارتش- ملت – مقاومت را كه در همه بيانيههاي وزارتي پيشين نيز مورد تصريح و تأكيد قرار گرفته بود به معادله خشك چوبين تشبيه كرده و از معادله جديد «سرزمين من فردايي اميدوار كننده» سخن گفته و از آن به مثلث طلايي دائم تعبير كرده بود.
البته اين واكنشها و اعتراضها تنها به حزب الله محدود نشد و روزنامههاي موسوم به روزنامههاي «پايداري» نيز به طور آشكار در سرمقالههاي خود عليه رئيسجمهوري موضعگيري كردند. روزنامه الاخبار رئيسجمهور را فرد دچار توهم شده در كاخ توصيف كرد. روزنامه السفير نيز در صفحه اول خود در مقالهاي با عنوان «خداحافظ جناب رئيسجمهور» از وي انتقاد كرد و گفت وي سه ماه مانده به پايان دوره رياست جمهوري همه فداكاريها و جانفشانيهاي مقاومت طي سالهاي گذشته را ناديده گرفت. مواضع ميشل سليمان از چند جهت مورد نقد قرار گرفته است. از جمله اينكه معادله ارتش، مقاومت، ملت در همه بيانيههاي وزارتي كه بعد از سال 2005 در لبنان تدوين شده، حتي در زمان هايي كه نخستوزيران از جناح 14 مارس (سعد حريري و فواد سنيوره) بودند مورد تأييد قرار گرفته است و با چنين پيشينهاي اظهارات ميشل سليمان بدعتي جديد به جا ميگذارد كه در نهايت ميتواند به نفع رژيم صهيونيستي تمام شود. زيرا بر كسي پوشيده نيست كه اگر امروزه لبنان توانسته در ميان كشورهاي عربي شجاعانه در برابر رژيم صهيونيستي بايستد و به نوعي موازنه نظامي دست يابد همگي در نتيجه نهادينه شدن راهبرد مقاومت بوده است. جدا از اينكه هنوز بخشهايي از خاك لبنان در مزارع استراتژيك شبعا در زير اشغال رژيم صهيونيستي قرار دارد كه ادامه مقاومت را توجيه ميسازد، بلكه عرصههاي تضاد منافع جديدي بين لبنان و رژيم صهيونيستي به خصوص در زمينه منابع نفت و گاز درياي مديترانه ايجاد شده است كه لبنان جز در سايه حفظ و تقويت مقاومت نميتواند از حقوق خود استفاده كند و به تأمين آن مطمئن باشد.
همچنين به اعتقاد منتقدين انتظاري كه از ميشل سليمان هم به عنوان رئيسجمهور و هم به عنوان كسي كه 8 وزير كابينه جديد تمام سلام نخست وزير جديد را به همراه وليد جنبلاط در اختيار دارد، ميرود اين است كه در اوضاع شكننده حاكم بر لبنان بيطرفانه عمل كند تا بتواند نقش موازنه و تعادل بخشي را در ميان دو حزب رقيب سياسي رقيب يعني جناح 8 و 14 مارس برقرار كند و از اين طريق زمينه فعاليت و موفقيت دولت تمام سلام را فراهم سازد. از اين ديد ميشل سليمان در اظهارات اخير خود نه تنها جانب بيطرفي را رعايت نكرده است، بلكه بر عكس كاملاً به سمت 14 مارس چرخيده است كه موازنه سياسي را به نفع اين جناح تغيير ميدهد و زمينه را براي طرح مطالبات جديد از سوي آن فراهم ميكند. از اين رو، اين ذهنيت در ميان منتقدين ايجاد شده است كه ميشل سليمان بعد از سفر به عربستان و ارائه كمكهاي 3 ميليارد دلاري آن به ارتش به تدريج از نقش تعادل بخشي خود به تدريج دور شده است. در مجموع ميتوان گفت هر چند ورود ميشل سليمان به بحث تدوين بيانيه وزارتي و جانبداري صريح آن از جناح 14 مارس واكنشهاي گستردهاي در لبنان بر پا كرده، اما با توجه به اينكه عمر كابينه جديد سه ماه بيشتر نخواهد بود و مهمترين وظيفه و كاركرد آن تهيه مقدمات انتخابات پارلماني خواهد بود از اين رو بعيد است اختلاف نظرهاي موجود به يك بحران سياسي جديد تبديل شود. از اين رو به نظر ميرسد با وساطت چهرههاي چون نبيه بري به قضيه اين مسئله حل شود.