
نعيمي افزود: اختلافات در سطح مسئولان عربستان بود و آمريكاييها نيز تا حدودي آنها را تحت نظر داشتند، در واقع اختلاف آنها با خود آمريكاييها مطرح بود. از زماني كه مطالبات بندر و دخالتهاي آمريكا خيلي بيشتر شده بود، منابع غربي از نوعي سردي در رابطهي مجموعه تندرو عربستان مانند بندربن سلطان با سعودالفيصل سخن گفتند.
وي ادامه داد: از سوي ديگر نوع ارتباط تنگاتنگ و روي آوردن بندر به سمت غربيها هم به شكل جدي مطرح بود و اينكه خواستار دخالت همه در امر سوريه بود. اما بعد از برخي مسائلي كه به نوعي مرتبط با بندر و عربستان بود، به ويژه انفجارهاي اخير در لبنان كه گروه عزام مسئوليت آن را به عهده گرفت، مسئول انفجارها در لبنان بازداشت و جسدش به عربستان پس داده شد. عربستان از افشا شدن نقشهاي مخفيانه و خطرناك بندر بيزار بود و از همان زمان نشانهاي از حضور بندربن سلطان نه در خود عربستان و نه در غرب كه معمولا در اروپا و آمريكا بيشتر ظاهر ميشد، ديده نشد لذا اين ابهام افزايش يافت.
اين كارشناس مسائل سياسي تصريح كرد: بعد از بركناري بندر هيچ رسانهاي نتوانست با او مصاحبه كند و هيچ اظهارنظري در اين خصوص منعكس نشد و حتي رسانههاي عربستان بر اين ابهامات افزود. لذا بندر بن سلطان در مرحله فعلي نه تنها بيانگر و افشاگر يك چالش دروني عربستان بوده بلكه سرنوشت او هم در هالهاي از ابهام فرو رفته است. برخي ميگويند در جايگاهي يك اقامت اجباري دارد و برخي ديگر در خصوص پناهندگي و خارج شدن او از صحنه سياست با حمايت آمريكاييها ميگويند و حتي برخي كارشناسان پا فراتر گذاشته او را قرباني يك تسويه داخلي ميدانند، اما هيچ كدام از اينها قطعي نيست. همه احتمالات هم با توجه به غايب بودن او از صحنه قابل بحث و بررسي است.
وي در پايان خاطرنشان كرد: بحث بركناري بندر در يك سو و بحث غيبتش از صحنه و عدم حضورش از سوي ديگر مطرح است. بعد از عملياتهاي اخير اعزام نقش بندر به شكل روشن و شفاف در عملياتهاي تروريستي در لبنان و سوريه مطرح شد.
رياض بايد پاسخگوي كليه اقدامات تروريستي و صهيونيست پسند عامل اصلي خود يعني بندر بن سلطان باشد و هرگز نمي تواند اين دست آغشته به خون هزاران نفر زن و كودك به ناحق كشته شده را بشويد.