گريههاي وحشتناك و بيخوابيهاي اين پسر كوچولو چند روز است كه فكرم را به خودش مشغول كرده است. تا جايي كه ميدانم خانواده عرشيا خانواده بسيار آرامي هستند كه پدر و مادرش مدام مراقب رفتارها و گفتارهاي خودشان هستند چون به قول خودشان «ضبط و پخش عرشيا فعال است.» برحسب اتفاق، يكي دو روز پيش در مسير خيابان مادر عرشيا را ديدم، حس كنجكاويام اجازه نداد از كنار بيخوابيها و بيتابيهاي پسرش بيتفاوت رد شوم. بعد از سلام و احوالپرسي گفتم «مشكلي پيش اومده كه چند شبه عرشيا نصفه شب با گريه و فرياد از خواب ميپره؟»
نكته مهم و تقريباً ناديده گرفته شده در عالم فيلمها و برنامههاي ويژه كودكان اين است كه فيلمهايي با مضامين خشونت و زورگويي كه به اصطلاح سياه يا خاكستري ناميده ميشوند بيشتر در جوامع فقير، عقبمانده و جوامع مملو از بزهكاري ساخته ميشود پس طبيعي است كودكاني كه به تماشاي اين نوع فيلمها ميپردازند كج فهم، لجباز، خشن، ترسو، پراسترس، پرخاشگر و افسرده باشند و از مشكلات مربوط به تخريب سيستم عصبى و فكرى بسيار بالا رنج ببرند.
به طور كلي عالم ذهني و تخيلات كودكان در زمان تماشاي يك فيلم مثل يك دنياي چند بعدي عمل ميكند و اين نشأت گرفته از بلوغ حافظه تخيلي و افزايش تأثير آموزش به روش تصويري در ميان كودكان است. كودكان هر فيلمى را كه مى بينند، الگوي رفتاري و گفتاري خود قرار مىدهند. بچهها هر عكسالعملي در فيلم را به مثابه آموزش تلقي ميكنند پس به دقت نگاه كرده و در ذهنشان مرور ميكنند و در نهايت به اجرا درميآورند. به همين دليل است كه ديدن صحنههاى خشن و رفتارهاى پرخاشگرانه باعث بروز اضطراب، ترس و رفتارهاى خشن در كودك مىشود. قدرت تأثيرگذاري خشونت فيلمها و سريالها روي كودكان به اندازهاي قوي است كه حتي كودك آرام با ديدن اين نوع برنامهها هيجانهاى كاذب و ترسهاي ناملموس را تجربه مىكند. متأسفانه يا خوشبختانه قدرت تصور ذهني در دوره سني پنج تا 10 سال بسيار قوي عمل ميكند به همين دليل است كه همه تلاش ميكنند بيشترين حجم آموزهها را در اين رده سني از طريق تصوير انتقال دهند چون كودك در دنياي تصوير خود به راحتي همه چيز را ذهني حل، تكرار و تثبيت ميكند. به همين دليل است كه وقتي كودكي تحتتأثير فيلمى قرار مىگيرد، نسبت به شخصيتهاى فيلم در خيالپردازى هاى خود احساس نزديكى مىكند و آنها را الگوى خود قرار مىدهد. البته در اين بين نبايد از نقش بسيار مهم و اساسي بازىهاى رايانه اى خشن كه از ديگر علايق كودكان در سالهاى اخير است غافل شويم. بچهها در اثناي يك بازي كردن در دنياي تصويري پرتحرك همراه با خشونت نقشى را بر عهده مى گيرند كه موظف است به هر قيمتي ولو اعمال خشونت برنده بازي باشد! كودك هم بر اساس دنياي پرانرژي خود فعالانه وارد اين بازي ميشود. ماجراي تبادل انرژي در زمان اين نوع بازيها هم تا آنجا پيش ميرود كه حسگيرى كودك خيلي قوي شكل ميگيرد و آنچه را در بازى رايانهاى ديده روى خواهر، برادر و حتي همكلاسىاش اجرا كند.
بياييد يك لحظه به گلولههاي انتقال انرژي كه در درس علوم كار كردن با آنها را ياد گرفتهايم فكر كنيم. خاطرتان است وقتي گلوله اول را جدا و به سمت بقيه گلولهها رها ميكرديم به همان اندازه كه از اين سمت گلوله پرتاب شده داشتيم از سوي ديگر گلوله جداشده داشتيم.
بچهها از نظر من درست مثل گلولههاي انتقال انرژي و چه بسا فعالتر عمل ميكنند. چرا؟! مشخص است، ظرف وجودي بچهها مملو از انرژي خنثي است، البته منظورم انرژي ساكن نيست. بچهها به طور معمول حجم برابري از انرژي فعال و غيرفعال را در وجودشان ذخيره دارند. حالا تصور كنيد به اين حجم، انرژي منفي منتقل كنيد، نتيجه چه ميشود؟ مشخص است. چند برابر بيشتر از آنكه شما انرژي منتقل كردهايد از همان كودك انرژي با همان موج ميگيريد.
حالا تصور كنيد ما براي كودك مملو از انرژيمان يك فيلم سينمايي رمانتيك و لطيف بگذاريم. طبيعي است كه انرژي مثبت وجودي كودكان را اضافه ميكنيم و بهترين نشانه صحت اين گفته من تغيير رفتارهاي آرام كودكان بعد از تماشاي چنين فيلمهايي است.
در مرحله بعد تصور كنيد كه شما به فرزندتان اجازه دهيد فيلم خشن و ترسناكي را تماشا كند، هر لحظه بايد منتظر باشيد در نتيجه افزايش انرژي منفي و دروني، كودكتان شروع به زد و خورد و پرخاشگري كند. به همين دليل است كه ما روانشناسان كودك به والديني كه كودكان پرتحرك دارند توصيه ميكنيم هرگز اجازه تماشاي فيلمهاي پر زد و خورد و خشن را به فرزندشان ندهند چون در اين نوع فيلمها، عواطف انسانى و خانوادگى نقشى ندارد و همه چيز قربانى خشونت و زورگويى مىشود. متأسفانه بايد بپذيريم استفاده از امكانات تصويرى مانند تلويزيون و رايانه در اغلب خانوادهها بدون نظارت والدين انجام مىگيرد.
من تصور ميكنم اولين چيزي كه در اين بين ميتواند به عنوان سد بازدارنده در مورد فيلمهاي خشن عمل كند جنسيت كودكان است. در اكثر موارد دختر بچهها با حس لطيف و روحيه ظريفي كه دارند خود به خود از ديدن چنين برنامههاي خشني خودداري ميكنند اما در مقابل تماشاى فيلمها و سريالهاى خشن براى پسران جذابيت ويژهاى دارد چون در زمان ديدن فيلم خودشان را در جايگاه شخصيت اصلي و خشن فيلم تصور و از داشتن چنين جايگاه به اصطلاح قدرتمندي احساس رضايت ميكنند.
نكته بسيار مهم و بد در زمينه تأثيرگذاري فيلمهاي خشن روي كودكان اين است كه اغلب نمود عيني اين تأثيرگذاري تا مدتها مشخص نميشود. معمولاً والديني كه نظارتي بر تماشاي برنامههاي كودكانشان ندارند از ترس زمان خواب، كابوس ديدن، پرخاشگري مزمن، شب ادرارى و ناخن جويدن فرزندشان متوجه استرس و اضطراب ناشي از تماشاي اين فيلمها ميشوند. بدتر از همه اينكه بسيارى از كودكانى كه دچار كابوس يا وحشت خواب مى شوند، مايل نيستند درباره آن صحبت كنند.
وحشتي كه در خواب اتفاق ميافتد ريشه در نگرانىها و اضطرابهايي دارد كه در طول روز اغلب از طريق برنامههاي تلويزيوني در ضمير كودك ثبت ميشوند. كودكي كه به وحشت خواب دچار ميشود نيمههاي شب از خواب بيدار مىشود، از شدت ترس توان حركت ندارد، در رختخوابش مى نشيند و جيغ مى كشد. در حال ترس، ضربان قلب و تعداد تنفس كودك وحشت زده به طور قابل ملاحظهاى بالا مىرود.
كودك وحشتزده گيج و منگ است و ممكن است تا چند ده دقيقه بعد هيچ كدام از اطرافيانش را نشناسد و حتي بعد از گذر از زمان ترس خواب خود را نيز به ياد نياورد و اين مهمترين دليل براي پي نبردن والدين به دليل ترس كودكان است چون اگر كودك از ترس و وحشتش از خواب يا خوابي كه ديده با پدر و مادر صحبت كند ما خيلي زود متوجه ميشويم كه اين رفتارها ناشي از تأثيرگذاري فيلمهاي خشن در ضمير پنهان كودك است.
رسانه و به ويژه تلويزيون مهمترين ابزار تأثيرگذاري در ميان مردم است. از طرفي كودكان نسل فرداي جامعه هستند كه ميشود از تأثيرپذيري آنها بهترين استفاده را كرد. طبيعي است كه با پي بردن به اهميت اين رابطه دو طرفه همه اهالي رسانههاي تصويري تلاش كنند تا بخش مهمي از آموزههايشان را از طريق فيلم به كودكان بياموزند.
اينكه بچهها نبايد فيلمها و برنامههاي خشن را تماشا كنند چون روحيات و رفتارهايشان را تحتتأثير قرار ميدهد حرف كاملاً درستي است اما نكته اين است كه كفه مقصران اين ترازو را نبايد يكطرفه و فقط به سمت رسانهها سنگين كرد. خود من به عنوان كارشناس بارها و بارها شاهد بودهام كه كودك در حضور پدر و مادرش به تماشاي فيلمي نشسته كه هيچ تناسب و ربطي با سن و سالش ندارد. بارها شاهد بودهام به رغم هشدارهاي پيش از نمايش فيلم، خانوادهها و به ويژه مادرها ممانعتي از بابت حضور و تماشاي كودكان ندارند، در حالي كه خود فيلمساز در ابتداي فيلم اين هشدار را ميدهد كه «ممكن است اين فيلم تأثيرات مخربي بر ذهن كودكان بگذارد پس تماشاي آن...».
از همه بدتر اينكه متأسفانه قدرت مديريت اوليا نسبت به تماشاي تلويزيون در كودكان بسيار كم شده است. از يك طرف شبكههاي خارجي ويژه كودكان قابل اعتماد نيستند، از طرف ديگر ما در كشورمان كانال تخصصي ويژه كودكان نداريم، حالا تصور كنيد مدير يك شبكه چند ساعت ميتواند از مجموع برنامههايش را به كودكان اختصاص دهد؟ مطمئناً بخش ناچيزي. نتيجه اين كنش و واكنش چه ميشود؟ مشخص است كودك زمان اضافي خود را به تماشاي برنامهها به ويژه فيلمهاي سينمايي مخصوص بزرگترها مينشيند و پدر و مادرها هم هيچ ممانعتي نميكنند.
خاطرم است ما زمان كودكي تنها اجازه داشتيم در زمان مشخص و به شرط انجام تمام وظايف و برنامههاي درسيمان تلويزيون را روشن كنيم اما آيا الان هم شرايط همين طور است؟ مطمئناً نه! بياغراق بچهها از مدرسه كه به خانه ميآيند اولين كاري كه ميكنند دست گرفتن كنترل تلويزيون و از اين كانال به آن كانال زدن است تا در نهايت يك كانال را انتخاب كنند. در واقع نه تنها والدين هيچ زمانبندي براي روشن ماندن و تماشا كردن تلويزيون ندارند، بلكه حتي والدين هيچ خط قرمزي هم براي انتخاب برنامهها از سوي كودكان تعريف نكردهاند. سه ماهه تعطيلي تابستان و زمان عيد اوج اين رفتارهاي غافلانه بزرگترها در خانه است. نتيجه اين مديريت غلط از سوي بزرگترها بروز رفتارهاي پرخاشگرانه ميشود كه متأسفانه به وفور در بين بچهها شاهد آن هستيم.