
هر چه بيشتر از جشنواره سي و دوم ميگذريم، بيشتر متوجه اين واقعيت ميشويم كه پاشنه آشيل بخش اجرايي اين جشنواره چگونگي اداره جلسات نقد و بررسي است. چندي قبل كه درباره يكسويه بودن چينش مجريان اين جلسات و وابستگي آنها به گعدههاي سياسي اشاره كرديم، برخي از دوستان قرارگرفته در مركزيت گعده مستقيم يا غيرمستقيم گلايههاي خود را نسبت به اظهارنظر ما اعلام كردند و به دوستان مشترك پيغام دادند كه آنچه ما ميگوييم نادرست است. ما هم آرزو ميكرديم آنچه گفتهايم نادرست باشد چون وابستگي روزنامهنگار جماعت به درگيريهاي سياسي مهمإترين نياز ژورنال كه صراحت است را ميگيرد اما واقعيت ماجرا اين است كه همچنان اين نگاه سياست زده در اداره جلسات نقد و بررسي اعمال ميشود.
كار به جايي رسيده كه با خطكشي رسانهها به خودي و غيرخودي برخي از سؤالات رسانههاي غيرهمسو با گعده هدايت كننده جلسات، با انگهايي نظير شخصي بودن يا غيرمرتبط بودن، حذف ميشود و مجري جلسه به اين سمت ميرود كه جلسه را به گفت و شنود با رسانههايي كه آنها را در خدمت منافع گعده خود ميبيند، بدل كند.
در يك نمونه واضح نشست اثر خوش ساخت «شيار 143» چنين وضعيتي را به خود ديد؛ در حالي كه به واسطه وجه صادقانه فيلم در ارائه تصويري حقيقي از مادران شهيد تقريبا تمامي رسانهها نگاه كارگردان را تصديق كرده بودند اما در اين بين پرسشهايي هم وجود داشت درباره نگاه خاص كارگردان نسبت به مسئله مفقودين و عجب اينكه مجري اين نشست كه بانويي است محترم سعي كرد تا ميتواند سؤالات متفاوتتر را با برچسب شخصي بودن حذف كرده و جلسه را به همان جايي ببرد كه خود ميخواهد! اين نوع برخورد به شدت با ناراحتي چند تن از خبرنگاران حاضر در نشست روبهرو شد و حتي يكي دو نفر از آنها نيز به اعتراض نشست را ترك كردند! اما به نظر ميرسد ديگر دوران از بازي خارج شدن و اجازه دادن به طرف مقابل كه هر فعل اشتباهي را كه خود ميخواهد در بازي پياده كند سپري شده و حالا بايد در تعاملي كاملاً دوطرفه به آسيب شناسي جلسات نقد و بررسي پرداخت.
اين نميشود كه يك گعده چندنفره كه بيشتر از اهداف سينمايي به دنبال اهداف سياسي است از محل بودجه جشنوارهاي دولتي براي پيشبرد منويات خود استفاده كند. دوستان متصل به اين حلقه ميتوانند جشنواره شخصي خويش را برگزار كرده و در آن جشنواره نشستها را هم همان طور كه ميخواهند برگزار كنند اما وقتي سرمايه ملت به جيبشان ميرود اين حق را ندارند در برخورد با نمايندگان ملت يا اصحاب رسانهها به سانسور و حذف روي آورند. اينكه آدمهايي به شدت محافظهكار كه در بزنگاههاي سينمايي جرئت حتي يك اظهارنظر صريح و تبيين موضع خود نسبت به مسائل حاد سينما را ندارند به واسطه نزديكي به فلان حلقه به عنوان منتقد وارد نشستهاي جشنواره فجر ميشوند را كه كنار بگذاريم اينكه اين دوستان وقتي وارد نشست ميشوند درست به مانند مسئولان اداره نظارت و ارزشيابي عمل كرده و به جاي اينكه شرايط ديالوگ را فراهم كنند همه چيز را به سمت مونولوگ ميبرند اقدامي است به شدت ابلهانه كه دودش بيش از هر كس ديگر به چشم روزنامهنگاران ميرود. آخر آدمي كه در سالهاي اخير همه تلاشاش لابيگري براي در اختيار گرفتن بولتن فلان سازمان مرتبط به وزارت نفت بوده يا آن يكي ديگر كه پروپوزال راهاندازي سينماتك پخشكنندهاي شناخته شده را به نام خود ارائه داده چگونه ميتوانند به عنوان منتخب منتقدان به جلسات نقد و بررسي راه يابند. دوستاني كه در طول سال حتي توانايي گرفتن پنج گفتوگوي اختصاصي با پنج چهره شاخص سينمايي را ندارند چگونه ميتوانند به عنوان نماينده منتقدان اداره كننده جلسات نقد و بررسي باشند. دوستاني كه از كار روزنامه نگاري فقط شركت در نشستهاي پرسش و پاسخ فرهنگسراها را آموختهاند چگونه ميتوانند نماينده من روزنامه نگار در نشست مهمترين جشنواره كشورم باشند!
نه، اينها نمايندههاي اصيل جامعه منتقدان نيستند كه اگر بودند به جاي دعوت خبرنگار به سانسور و حذف پرسشهاي چالشبرانگيز، با صراحت به اداره جلسات و طرح تمامي سؤالات ميپرداختند. جالب است كه يكي از همين دوستان حاضر در گعده كه اين روزها سنگ فيلمي دفاع مقدسي را به سينه ميزند وقتي پيش از جشنواره زمزمههايي مبني بر حذف و تعديل برخي نماهاي فيلم به ميان آمد حتي جرئت نگارش يك يادداشت كوتاه پيرامون اين حذف و تعديلها را نداشت و تنها كاري كه كرد اين بود كه با گرتهبرداري از نام فيلم و نگارش مطلبي خنثي به مرور داستان فيلم موردنظر و كيفيت بازي بازيگرانش پرداخت. حالا همين آدم منفعل و به شدت محافظهكار مجري نشستها شده و سؤالات تعدادي از آنها كه با گزارشهاي تند و تيز خود پيرامون دلايل توقيف نادرست برخي فيلمها شرايط بازگشت آنها به جشنواره را فراهم آوردند را به دلخواه خود سانسور ميكند.