بايد پذيرفت كه نگراني جامعه نخبگان و دلسوزان از آينده دولت، به صورت تصاعدي در حال افزايش است و ميرود تا به يك دغدغه كلان عمومي در جامعه تبديل شود.
از دور كه نگاه كنيم به خوبي درمييابيم كه دولتمردان در مردابي مخوف كه هر روز بر قدرت مكش آن افزوده ميشود، گرفتار آمدهاند و بيم آن ميرود تا در آيندهاي نزديك نقاط حياتي دولت را در خود غرق كند.
«نفوذ افراطيون در سطوح مختلف دولت»، «تغييرات فلهاي در وزارتخانهها»، «چنددستگي در بين تصميمگيران دولتي»، « پيوند زدن همه مشكلات داخلي و خارجي در ارتباط مستقيم با امريكاييها»، «خوشبيني مفرط از مذاكرات هستهاي با 1+5»، « عدول از اصول و مباني سياست خارجه جمهوري اسلامي ايران در گفتار و عمل توسط ديپلماتهاي خندان»، «پلمب تأسيسات هستهاي و تعليق غنيسازي اورانيوم» بخشي از دلايلي است كه رفته رفته خطر غرق شدن دولت را گوشزد ميكند.
اما در كنار موارد ذكر شده بايد « مواضع تند رئيسجمهور و وزراي دولت » در مواجهه با منتقدان دولت را به عنوان يكي از مهمترين علتهاي شرايط بحراني موجود دولت به شمار آورد آنگونه كه در طول شش ماه گذشته رئيسجمهور به اتفاق برخي از همكارانش چندين بار با عصبيت و تندخويي منتقدان خود را مورد عتاب و خطاب قرار داده است.
تندي و پرخاشگري رئيسجمهور به اساتيد هم رسيد
آخرين باري كه رئيسجمهور با ادبياتي غيرمتعارف به نقدكنندگان دولت اعتراض كرد، روز گذشته در اجلاس رؤساي دانشگاهها و پاركهاي فناوري كه در دانشگاه شهيد بهشتي برگزار شد، خطاب به منتقدان گفت: « شما چكاره هستيد كه خود را متولي ميدانيد. مگر با يك شعار انسان متولي ميشود؟ با يك چهره و قيافه آدم متولي ميشود؟»
وي در ادامه با لحني آميخته با عصبانيت، اساتيد و جامعه دانشگاهي را اينگونه مينوازد: «جا دارد اينجا گلهاي داشته باشم و دوست ندارم من از دانشگاه نقد كنم، بلكه خودتان بايد از دانشگاه نقد كنيد، با طرح اين سؤالها كه چرا دانشگاه خاموش است؟ چرا اساتيد خاموشند؟ ما شهامت سقراطوار ميخواهيم. از چه ميترسيم... چرا حرف نميزنند؟ چرا صحبت نميكنند؟... چرا يك عدهكمسواد بايد حرف بزنند؟ اساتيد دانشمند ما، بزرگان دانشگاهها چرا خصوصي حرف ميزنند؟ چرا نميآيند در ميدان حرف بزنند؟»
ساكت در مقابل دشمن، پرخاشگر در مواجهه با منتقد
رويكرد چند ماهه دولت يازدهم و مسئولان ارشد آن نشان ميدهد كه مسئولان اجرايي دولت تدبير و اميد هر چقدر كه در برابر توهينها و اظهارنظرهاي مقامات خارجي عليه كشورمان، ساكت و بدون واكنش هستند، در داخل ايران كوچكترين انتقادي را هم برنميتابند و سريعاً نسبت به آن واكنش تند و جدي نشان ميدهند، موضوعي كه برخلاف سخنان شخص رئيسجمهور مبني بر استقبال از نقد است.
همه اين هجمهها و واكنشها عليه منتقدين برخي اقدامات حاشيهساز دولت درحالي صورت ميگيرد كه اظهارات مقامات غربي عليه كشورمان در ماههاي گذشته با حداقل واكنشها از سوي دستگاه ديپلماسي كشورمان روبهرو بوده است و در برابر شديدترين توهينها به ملت ايران و حتي تهديد به حمله نظامي از سوي وزير امور خارجه ايالات متحده، مقامات ارشد دولت يازدهم تنها به سكوت و لبخند پرداختند.
به نظر ميرسد با در نظر گرفتن همه موارد فوق، رويكرد اصلي دولت در روزهاي پيش رو را بايد «از ميدان به در كردن منتقدين» با استفاده از عباراتي نظير افراطي و جنگ نديده دانست كه تلاش ميكند تا ضمن فشار به منتقدين، فضا را براي هرگونه انتقاد از عملكردهاي جنجالي احتمالي دولت يازدهم در ماههاي آينده سنگين كند.
پيشينه بيسواد خواندن منتقدان از سوي رئيسجمهور
1- اولين باري كه روحاني رسماً مخالفان خود را بيسواد خواند در جريان تبليغات انتخاباتي خردادماه امسال بود زماني كه وي در گفتوگوي ويژه خبري تاريخ 6 خردادماه مجري برنامه و تمام منتقدان به توافقات هستهاي كاخ سعدآباد سال 82، را بيسواد خطاب كرد، آن هم مذاكرهاي كه ماحصل آن، صدور توافقنامه مشترك ميان سه كشور اروپايي و ايران با محتواي كمسابقهاي بود؛ توافقنامهاي كه حسن روحاني در هنگام قرائتش در حضور خبرنگاران مجبور شد بارها توقف كند تا صداي شعارهاي اعتراضي انبوه دانشجويان از خارج از محوطه كاخ، مزاحم اطلاعرساني وي نشود.
در اين ميان شايد مهمترين بخش توافقنامه مربوط به اين قسمت بود: «به منظور اعتماد بيشتر، ايران به طور داوطلبانه تصميم گرفته است كه برنامه تعليق خود را ادامه و توسعه داده تا شامل تمام فعاليتهاي مربوط به غنيسازي و بازفرآوري و كليه آزمايشها يا توليد در هر تأسيسات تبديل اورانيوم شود، آژانس از اين تعليق مطلع خواهد شد و از آن دعوت خواهد شد كه بر آن نظارت و آن را تأييد كند.»
2- در جريان سفر استاني اخير آقاي روحاني به استان خوزستان هم رئيسجمهور به انتقاداتي كه اخيراً از سوي برخي به هيئت دولت و سياست خارجي آن وارد شده، اشاره ميكند و با «تازهانقلابي» ناميدن آنها، درباره اين منتقدان گفت: «يك نفر پيدا ميشود و حرفي ميزند كه براي چه به غربيها لبخند ميزنيد... گويي عدهاي انقلابي شدهاند! گرچه سوابق آنها را ميدانيم و از حرفهايي كه ميزنند تعجب نميكنيم.»
3- توهين وتحقير به سبك دكتر حسن روحاني بار ديگر 7بهمن در ديدار با مجمع نمايندگان استان هرمزگان اتفاق افتاد كه وي تصريح كرد: «... برخي انقلابيتر از همه شدهاند؛ آنها نه در جنگ و نه در انقلاب بودند و اكنون يكشبه انقلابي شدهاند.»
اگرچه نفس واكنش اينچنيني به اهالي رسانه و منتقدين از اساس مردود است و از آقاي روحاني انتظار ميرود تا ادبيات متفاوتي را براي برقراري مكالمه با منتقدين دولت انتخاب كند، اما به نظر ميرسد در اين مورد خاص، شايد بتوان «دكتر محمدجواد ظريف» را يكي از مصاديق «جنگ نديدههايي كه اكنون انقلابي شدهاند» دانست؛ چراكه وي حتي دوران خدمت سربازي خود براي جمهوري اسلامي ايران را نيز در خاك ايالات متحده انجام داده و پس از سال ۶۷ با هواپيماي اختصاصي به كشورمان بازگشته است.
پارادوكسهاي روحاني از حرف تا عمل
رئيسجمهور كشورمان در حالي امروز در مقابل تهديدات نظامي و تحقيرآميز غربيها سكوت پيشه ميكند و منتقدان را با ادبياتي توهينآميز مينوازد كه در طول ماهها و سالهاي گذشته بارها از برخورد مناسب و آميخته با خرد نسبت به منتقدان گفته و اين يعني پارادوكس رفتاري وگفتاري شخصيتي كه الگويي براي عموم جامعه به حساب ميآيد.
1- اولين سند مكتوبي كه نمايانگر حساسيت ظاهري آقاي روحاني نسبت به حفظ شأن وجايگاه منتقدان است كتاب «امنيت ملي و ديپلماسي هستهاي» است كه در فصل دوم آن، صفحه ۶۹ مينويسد: در جمهوري اسلامي ايران گاهي تصميمات جنبه حيثيتي پيدا ميكند. فكر ميكنيم اعتراف به هرگونه اشتباهي به معناي پذيرش شكست خواهد بود. . .
بايد انتقاد به يك معروف و كار شايسته تبديل شود و انتقاد كننده در انتظار تشويق باشد و نه تنبيه.
2 - اظهارات كنوني رئيسجمهور مبني بر كم سواد خواندن منتقدان توافق ژنو در حالي صورت ميگيرد كه وي پيش از اين يعني 23 دي ماه در مراسم نوزدهمين جشنواره تحقيقاتي علوم پزشكي رازي با تأكيد بر اهميت نقد و پرسش تصريح كرد: « نبايد بگذاريم در جامعه انديشه يا نقدي زيرزميني شود، پرسش و نقد از بين نميرود و اگر نگذاريم انديشه و نقد و پرسش بروز و ظهور پيدا كند، ناچار زيرزميني ميشود و اين به نفع جامعه نخواهد بود.»
3- رئيسجمهور 25 دي نيز در نشست ظرفيتهاي توسعه استان خوزستان با بيان اينكه دولت ميخواهد آرامش سياسي در جامعه حاكم شود و در اين راه همه بايد كمك كنند، اظهار داشت: مردم، فعالان سياسي و تشكلهاي سياسي در كنار قواي ديگر بايد كمك كنند، بايد ياد بگيريم نقد كنيم و رفيق باشيم.
اما بيان چند نكته در مورد بيسواد خواندن منتقدان از سوي رئيس دولت اعتدال ضروري مينمايد؛
1- در حالي رئيسجمهور با تندي از اساتيد دانشگاه ميخواهد كه درباره توافقات هستهاي اعلام موضع كنند كه ايشان دقيقا روشن نكردهاند كه آيا مراد از منتقدين بيسواد، دانشمندان هستهاي منتقد به تعطيلي تاسيسات هستهاي كشور هستند يا اساتيد مبرزي چون امثال دكتر سعيد زيباكلام (دكتراي فلسفه غرب و عضو هيئت علمي دانشگاه) كه اين روزها تمامي پروژههاي علمي خود را به حالت تعليق درآورده و براي روشنگري در قبال اين توافقنامه غيرقابل دفاع، به دانشگاههاي مختلف كشور سفر ميكنند.
2- آقاي روحاني باز هم شفاف نگفتهاند كه منظور از شخصيتهاي علمي و باسواد مدافع توافقنامه ژنو، امثال صادق زيباكلام، سيروس ناصري و حسين موسويان است!؟
چراكه تا كنون شخصيتهاي برجستهاي به جز اين اشخاص حاضر به حمايت از توافقنامه نشده اند و آنگونه كه اخبار مبرهن است برخي مفاد و جزئيات توافقنامه ژنو را بسياري از اساتيد دانشگاه به سود كشور ندانسته و معتقدند كه امتيازات داده شده، مابه ازاي مناسبي از طرف غربي دريافت نكرده است. بر همين اساس انتظار روحاني از اين اساتيد به نظر تا حدودي غير منطقي به نظر ميرسد چراكه اساتيد مجرب هيچ گاه اعتبار علمي خود را به واسطه چنين توافقنامهاي به خطر نمياندازند.
هرچند كه پيشنهاد جوان آن است كه دولت زمينه برگزاري مناظرهاي اخلاق مدارانهاي را بين «موافقان با سواد» و «منتقدان بيسواد» توافق ژنو فراهم كند تا براي حقوقدانان و ديپلماتهاي خندان بسياري از ضعفهاي مندرج در اين توافقنامه مشخص شود تا بلكه دولتيها در مراحل آتي مذاكرات با دقت بيشتري عمل كنند.
و البته اي كاش رئيسجمهور محترم به ياد بياورد كه اكثر انتقادها به توافق نامه ژنو از سوي منتخبان مردم در مجلس و حتي برخي از اعضاي تيم قبلي مذاكرات هستهاي صورت ميگيرد كه ضرورت اين را مطرح ميكند كه رئيسجمهور با خويشتنداري بيشتر و احترام نسبت به منتقدان دلسوز كشور، با فراموش كردن التهابات دوران انتخابات كه منتقدان عملكرد خود را «بي سواد» خطاب ميكرد، تلاش كند تا به معناي واقعي كلمه «رئيسجمهور همه مردم ايران» باشد نه آنكه هر از چندگاهي با برچسبهاي زدنهاي مختلف از جمله «كودكاني كه ميخواهند بزرگي كنند»، «تازه انقلابي شده ها»، «جنگ نرفتهها»، «بيسوادها»، «افراطي ها»، «همسوهاي با اسرائيل» و. . . به جاي پاسخ دادن به اصل نقدها، تلاش كند تا منتقدان را از ميدان نقد به در سازد.
باسلام : آیا باپنهانکاری قراداد ژنو سقراطوارهای باشهامت ما میتوانند ندیده غیب بگویندلذا بیشتر تدبیر کنید
متزوران...جلوی بررسی متن توافق نامه ژنو تو دانشگاه صنعتی شریف و چند دانشگاه دیگه گرذفته شد..بدست خود آقایون..حالا از چی میگن؟!!!اصل حرفشون اینه که رو ... که زدیم ماله بکشین!!!!