پاسداشت ابراهيم حاتميكيا نويسنده و كارگردان برجسته سينماي دفاعمقدس روز گذشته به ميزباني جمعي از فرزندان شهدا در موسسه فرهنگي رسانهاي «اوج»برگزار شد.
به گزارش «جوان»، روز گذشته مراسم پاسداشت يك عمر فعاليت هنري ابراهيم حاتمي كيا با حضور خانوادههاي شهيدان محمدجواد تندگويان، محمدابراهيم همت، محمود كاوه، عباس كريمي، عباس وراميني، مهدي زينالدين، حميد باكري و... در نخلستان اوج برگزار شد. برخي فرزندان شهدا در كليپهاي آماده شده نظرات خود را درباره سينماي حاتميكيا عنوان كردند و از وي خواستند همچنان در اين عرصه فعاليت كند.

«اي كاش شمع روشنتر شود،اي كاش اسپند آتشينتر بسوزد،اي كاش ميناي فيروزهاي ما بيشتر جلوهگري كند،اي كاش كيان ايراني به جمع اصحاب مختار برگردد نه كه آن نرفته كه بازگردد و اما بايد كمي دور بود تا زخمها التيام يابد. اسپند آتش سرختر ميطلبد تا دور شود و بالاتر رود و همهجايي گردد و ميناي فيروزهاي ما را طعنهها نياز است تا بتواند چشمنوازي كند. زماني كه پدر تفنگ را برداشت تو دوربين را برداشتي تا چهرههاي او را در جبهههاي بدر و خيبر به ما نشان دهي. در بازگشت از «از كرخه تا راين» فردا شدي و سرلشكريات را با پوشيدن «بوي پيراهن يوسف» گرفتي. من سيدمحمد جولايي فرزند شهيد همت، باكري، زينالدين، صفوي، تهراني، رودكي، نامجو، رستگار و فرزند همه شهيدان اين سرزمين هستم كه با فيلمهاي «از كرخه تا راين»، «ديدهبان»، «آژانس شيشهاي»، تو گريستم اما با فيلم «چ» هم گريستم و هم به خود باليدم. آقا ابراهيم به اميد روزي كه دهها سرلشكر بسازي، تنها يك آرزو دارم و آن اين است كه پس از ساختن آخرين فيلم خود در 100 سالگي به آرزوي شهادتت برسي».
در ادامه مراسم ابراهيم حاتميكيا سخنان خود را اينگونه آغاز كرد:واقعيت اين است كه در اين فضاي حسي سخن گفتن بسيار سخت است. ميتوانستم كه نوشتهاي را براي سخنراني آماده كنم اما گفتم بايد از همين فضا براي حرف زدن الهام بگيرم.
حاتميكيا در ادامه با اشاره به انتقاداتي كه به ساخت برخي از فيلمهاي او صورت گرفت، گفت: من هم اگر فيلمي مثل «دعوت» و «گزارش يك جشن» ميسازم به خاطر اين است كه ميخواهم طغيان برخي افراد را نسبت به نعمات خداوندي نشان بدهم يا اينكه حرف و درد جوانهاي جامعهاي را كه در آن زندگي ميكنم را به تصوير بكشم. شايد در اين ميان عدهاي از دست من ناراحت شوند ولي نيت من هميشه اصلاح بوده است.
در پايان مراسم كتاب دل نوشتههاي فرزندان شهدا كه محتواي آن درد دل فرزندان شهدا با پدران نديدهشان است به ابراهيم حاتميكيا اهدا شد.
آقا ابراهیم از شهدا و رهروان شهدا فاصله نگیر وقول بده که در بغل روشنفکری بیمار و وازده غش نکنی چون بعضی وقتها دلمون برات لرزیده و نگرانت شدیم
اگرچه دیر هنگام بود ولی یکی از درست ترین امور بود. دست تصمیم گیرندگان آن درد نکند. سپاس گذاری از خادمین جنک باید در الویت قرار گیرد. بویژه در حوزه فرهنگی.باز هم تشکر
خدايا ، شهيدان را راهنما و مرشد هنرمندان ما قرار ده تا آنچه مينويسند، ميگويند، ميخوانند ، ميكشند و مي سازند در مسير اهداف شهدا باشد