از كوچه پس كوچههاي اين بخش تهران كه رد ميشدم مدام به آدرسي كه در دست داشتم نگاه ميكردم كه با ديدن كوچهاي نامآشنا متوجه شدم كه تا اينجاي مسير را درست آمدهام و حدسم درست بوده است! اينجا منطقهاي است كه محل سكونت اقليتهاي مذهبي است. با ديدن نام شهيد ارمني كه بر اين كوچه گذاشتهاند لحظهاي به اين فكر ميكنم، «زمانهاي بسياري است كه اقليتهاي مذهبي ايران به ويژه ارامنه در سختترين روزهاي دفاع، دوشادوش مسلمانان از ذره ذره خاك اين كشور دفاع كردند و شهداي ارامنه نيز مانند ساير شهدا از جايگاه والايي در ميان ما برخوردار هستند.» گزارش گرفتن از يك ارمني تجربهاي است بسيار متفاوت. اديك آوانسيان پيرمرد 68 ساله ارمني برخلاف شغل سابقش كه كفشفروشي بوده امروز از كارشناسان مطرح در حوزه تشخيص مدالها، اسكناسها و سكههاي ايروان، دورههاي مختلف حكومت ارمنستان و شوروي به شمار ميرود و در هيچ دانشگاهي تحصيل نكرده است. او تمام اطلاعات گرانبهاي خود را در زمينه اشياي عتيقه به وسيله تجربه و بررسي روي نمونههاي ناياب به دست آورده است. در طول مدت مصاحبه متوجه شدم كه بيش از ارمني بودن به ايراني بودنش افتخار ميكند اما نكته قابل توجه آن است كه اين پيرمرد كه مسلمان نيست از جمله واقفان مطرح آستان قدس رضوي به شمار ميرود و دليل اين هديه كردنها به ساحت مقدس امامي كه تصور ميكنيم فقط متعلق به مسلمانان است سبب شده پاي صحبتهاي وي بنشينيم. براي آغاز مصاحبه اجازه ميگيرم و او با آرامشي توأم با احترام باوجود آنكه فارسي صحبت كردن برايش بسيار مشكل است اما بسيار پرحوصله و دوستانه پاسخ سؤالاتم را ميدهد.
چه چيز باعث شد كه نمونههاي نفيس خود را به آستان قدس رضوي اهدا كنيد؟
من دوستان ايراني و مسلمان بسيار صميمي دارم كه در ميان آنها آقاي عبدالحسين زعفراني را بسيار دوست ميدارم و رابطهاي بسيار صميمي با يكديگر داريم. آقاي زعفراني از علاقه من به جمعآوري اشيا و نمونههاي ناياب مطلع بود و سالهاي بسياري در جمعآوري چنين نمونههايي از سراسر جهان به من كمك ميكرد. در مدت دوستيمان متوجه شدم كه گنجينههاي بسيار نفيسي را به آستان قدس رضوي اهدا ميكند. وقتي دليل اين حركت را جويا شدم در جواب من گفت: من ميدانم كه اعضاي خانوادهام علاقهاي به جمعآوري اشياي قديمي ندارند و چون علاقه بسياري به گنجينههايم دارم ترجيح ميدهم در امنترين جاي كشور كه ميدانم از آن به بهترين شكل استفاده و نگهداري ميشود، اهدا كنم. همين گفت وگو انگيزهاي شد كه مجموعهاي از سكههاي ماشيني ضرب شده در ايران، ارمنستان و شوروي را كه سالها براي گردآوري آن زحمت كشيده بودم به موزه آستان قدس رضوي اهدا كنم.
وقف دل بزرگي ميخواهد چطور به اين نقطه رسيديد؟
من شخصاً با اعتقاد و اطميناني كه به دوستان مسلمان خود داشتم پا در اين مسير گذاشتم اما از نظر من انسان ميتواند حتي از عزيزترين و گرانبهاترين داشتههايش در مقابل كسي يا چيزي بگذرد يا به اصطلاح شما وقف كند به ويژه در دين شما مسلمانان كه انگيزههاي بسياري مانند اماكن متبركه براي اين هدف وجود دارد.
آيا اطمينان داريد از نمونههاي وقف شده شما بهترين استفاده ميشود؟
آنطور كه من متوجه شدهام در موزه آستان قدس رضوي علاوه بر اينكه در بهترين شرايط از نمونههاي نفيس نگهداري ميشود، براي انجام تحقيقات نيز در اختيار محققان قرار ميگيرد و به نظر من استفاده علمي از هر چيزي بهترين راه براي حفظ داشتههاست زيرا اگر شيئي بدون استفاده در پيشرفتهترين ويترينها نگهداري شود هيچ سودي ندارد اما براي مثال اگر بر روي همين سكههاي كشور ارمنستان تحقيقات صورت گيرد تاريخچهاي از ضرب سكههاي ارمنستان ميتواند تهيه شود كه مورد استفاده بسياري از مردم قرار گيرد.
آيا در دين شما به موضوع وقف اشارهاي شده است؟
به وقف و اهداي ملك يا هر شيء در دين ما آن طور كه در دين اسلام به روشني به آن اشاره شده است گفتهاي عنوان نشده، اما هميشه در كتب ديني ما و گفتههاي رهبران دينيمان بر اطعام و رسيدگي به كودكان و افراد كهنسال تأكيد شده است. مخصوصاً روزهايي خاص كه گردهم ميآييم، از هيچ كمك يا دادن وجهي براي كمك به افراد مستمند و نيازمند در ميان خود دريغ نميكنيم، اما نگاه به فرهنگ وقف در دين اسلام بسيار ويژه و گسترده است و ابعاد مختلفي را پوشش ميدهد.
چرا ارمنيها بسياري از امامان معصوم شيعيان را دوست دارند؟
تاكنون با ارامنهاي كه شناخت كاملي از امامان شيعيان داشته باشند گفت وگويي نداشتهام اما دليلي براي نبودن شناخت و روابط ميان پيروان دو دين نميبينيم اما ما ارامنه پيروان ديني هستيم كه به گفته پيامبر شما از اديان صاحب كتاب و پيامبر الهي به شمار ميرويم، شما مسلمانان نيز از پيروان كتاب و پيامبر الهي هستيد پس شايد در دستورات ديني تفاوت داشته باشيم اما در هدف يكسان هستيم چون پيامبران هر دو دين فرستاده خداوند هستند. از ديگر دلايل مهم اين همدلي و همفكري در كشور ما نژاد و اصالت ايراني است كه پيروان هر دو دين دارند. ما ارامنه با بسياري از مسلمانان روابط خانوادگي و دوستانه بسيار نزديك داريم و هر دو طرف به عقايد يكديگر به ويژه اعتقادات مذهبيمان احترام ميگذاريم. با تمام گفتههايم ميخواهم به اين نتيجه برسم كه اگر علاقهاي نيز نسبت به امامان شيعيان در ميان ارامنه يا حتي مسيحيان، ارامنه يا كليميها ايجاد شود امري كاملاً طبيعي است زيرا ملك ما و پروردگار ما يكي است. ما ارامنه در دوران جنگ ثابت كرديم كيان ايران به اندازه مسلمانان براي ما ارزشمند است تا آنجا كه حاضريم براي حفظ خاك اين كشور شهيد و جانباز بدهيم. وقتي در كشور مشترك زندگي ميكنيم و سر يك سفره كامل مينشينيم پس دردها، غصهها و حتي شاديهايمان بايد با هم يكي باشد.
نظرتان در مورد ارامنهاي كه مسلمان شدهاند چيست؟
تاكنون برخوردي نداشتهام اما شنيدهام، ولي به هرحال هر كاري با شناخت قابل انجام است به شرط آنكه شناخت سطحي نباشد.
آيا با واقفهاي ديگر نيز در ارتباط هستيد؟
بله در جمع دوستاني كه امروز دارم و همه مسلمان هستند واقفان بزرگي مانند آقاي زعفراني و حقپرست حضور دارند كه اين باعث افتخار من است.
اگر بخواهيد يك اصل مشترك را در ميان واقفان مطرح كنيد آن اصل چيست؟
در ميان مسلمانان يك ارادت و عشق خاص به ساحت مقدس امامان معصومشان (عليهمالسلام) وجود دارد كه همين سبب ايجاد انگيزه براي بزرگترين واقفان بوده است. مطمئناً ايجاد ارتباطهاي قلبي سبب ميشود گنجينهداري كه هزينه بسياري براي گردآوري مجموعه خود هزينه كرده است تنها با يك احساس اين مجموعه را به يك آستان هديه كند. اما دليل وقف كردن من ارتباط و اعتماد بسياري بود كه به دوستانم داشتم و دارم، آنقدر به گفتهها و اعتقاداتشان ايمان دارم كه مجموعه سكههاي خود را به موزه آستان قدس رضوي اهدا كردم. بهترين دوستان من مسلمانان هستند به طوري كه بزرگترين تصميمها را به واسطه راهنماييهاي آنها ميگيرم. مهربانترين دوستان من نيز مسلمانان هستند و بسياري از آنها با دانستن مشكلات جسمي خودم و همسرم چندين بار در ماه براي ديد و بازديد به منزل ما ميآيند.
با يك حساب سرانگشتي تاكنون چه ميزان وقف داشته ايد؟
تاكنون محاسبه نكردهام.
خانوادهتان با اين وقفها موافق هستند؟
فرزندانم مشكلي ندارند و تاكنون نيز مخالفتي نكردهاند. هيچ وقت بدون مشورت با همسرم كاري انجام نميدادم و زماني كه از تصميمم با وي سخن ميگفتم اظهار رضايت ميكرد زيرا او نيز به تصميم من و راهنماييهاي دوستانم اعتماد داشت.