ائتلاف ملي مخالفان طي نشستي در منطقه سيليوري استانبول كه با حضور 75 نفر از ميان 120 عضو برگزار شد با 58 رأي موافق در مقابل 14 رأي مخالف تصميم گرفت در كنفرانس ژنو 2 شركت كند. اين تصميم پس از آن اتخاذ شد كه برخي كشورهاي غربي از جمله امريكا و انگليس تهديد كردند در صورت شركت نكردن در اين كنفرانس به حمايتهاي خود از اين ائتلاف پايان خواهند داد. از اين رو ميتوان گفت كه تصميم به شركت در نشست ژنو2 با زور سرنيزه صورت گرفت، اما اين به مفهوم پايان اختلافنظرها در اين زمينه نيست، چه آنكه مخالفان تصميم به شركت را برخلاف اساسنامه ائتلاف ميدانند كه در آن تصميم به گفتوگو با نظام سوريه و شركت در نشست ژنو 2 به موافقت دو سوم اعضا مشروط شده است كه طبق آن ميبايست 80 عضو با حضور در اين نشست موافقت ميكردند. از اين رو اعلام تصميم به حضور در نشست ژنو2 بدون توجه به اساسنامه داخلي خود به منازعه جديدي در ميان اعضاي ائتلاف تبديل شده و مخالفان، موافقان شركت در نشست را به خيانت و نقض تعهدات گذشته متهم ميكنند.
البته موافقان شركت در نشست ژنو 2 مطالبات حداكثري به خصوص در زمينه كنارهگيري بشار اسد از قدرت را مطرح ميكنند كه اين درخواستها اولاً با مصوبات ژنو 1 مغايرت دارد، چرا كه در آن از آغاز روند انتقال قدرت صحبت شده بدون آنكه به طور روشن مصاديق آن
مشخص شده باشد. دوم آنكه بعد از نشست ژنو 1 تحولات ميداني به نفع دولت و ارتش سوريه رقم خورده است و بنابراين مخالفان و حاميان خارجي آنها در شرايطي نيستند كه بتوانند مصوبات ژنو 1 را به نفع خود تفسير كنند و آن را به كرسي بنشانند. يعني اين شرايط تحولات سوريه و برگشت ورق به نفع دولت اين كشور بوده كه امريكا و ديگر هم ائتلافيهاي واشنگتن را به سمت كنفرانسهاي ژنو 1 و 2 وادار كرد تا حداقل بتوانند جلوي ضرر بيشتر را بگيرند. حتي خود مقامات غربي نيز به اين واقعيت پي بردهاند كه دوره درخواست كنارهگيري بشار اسد از قدرت سپري شده است و لذا آنها توجه و تلاش خود را بر اين متمركز كردهاند كه جلوي شركت بشار را در انتخابات رياست جمهوري بعدي بگيرند و علتش اين است كه براساس تحقيقات ميداني به اين نتيجه رسيدهاند كه محبوبيت بشار اسد همچنان در بين مردم سوريه بالاست و در صورت شركت در انتخابات رياست جمهوري باز هم پيروز خواهد شد. در چنين وضعيتي اظهارات اخير جان كري وزير امور خارجه امريكا مبني بر لزوم كنارهگيري بشار اسد از قدرت، ترفندي براي جلب موافقت مخالفان براي شركت در كنفرانس ژنو 2 بوده است.از طرف ديگر، جدا از اينكه ائتلاف ملي مخالفان با اختلافات و شكافهاي گسترده داخلي مواجهند بين آنها و گروههاي مسلح نيز گسستگي و شكاف گسترده وجود دارد و ضمن اينكه اين گروهها ائتلاف ملي را به عنوان بازوي سياسي خود قبول ندارند، بلكه همديگر را نيز تحمل نميكنند و به حذف يكديگر روي آوردهاند و تنها در جريان درگيريهاي مسلحانه و تسويه حسابهاي خونيني كه بين گروهك خودخوانده امارات اسلامي شام و عراق موسوم به داعش و جبهه اسلامي متشكل از هفت گروه القاعده شامل النصره روي داد نزديك به 1000 نفر از طرفين كشته
شدند كه در ميان آنها اتباعي از مليتهاي مختلف عربي و غربي ديده ميشود. گسست بين جناحهاي سياسي و نظامي مخالفان از اين جهت به نشست ژنو 2 ارتباط پيدا ميكند كه برقراري آتش بس اولين مرحله اجراي توافقنامه ژنو 1 و مقدمه اجراي طرح انتقالي است و در چنين وضعيتي حتي اگر به فرض شركتكنندگان در نشست ژنو 2 تعهداتي در اين زمينه بپذيرند هيچ ساز وكاري براي متقاعد كردن گروههاي مسلح و تروريست به اجراي آتش بس ندارند.در مجموع ميتوان گفت كه هر يك از مخالفان و موافقان با دستور كار ويژه خود و تفسير به رأي كه از مصوبات ژنو 1 دارند به نشست ژنو2 ميروند كه اين امكان به نتيجه رسيدن به توافق در اين نشست را بسيار ضعيف نشان ميدهد. حداكثر نتيجهاي كه ميتوان از اين نشست انتظار داشت اين است كه درباره نشست يا حتي نشستهاي بعدي توافق شود. در چنين شرايطي تحولات ميداني است كه كماكان حرف اول را در عرصه بحران سوريه خواهد زد.