با وجود پابرجا ماندن تحريمهاي نفتي و صدور مجوز صادرات يك ميليون بشكهاي نفت ايران، مسئولان نفتي و غيرنفتي به اوپك توصيه ميكنند براي بازگشت ايران در جايگاه دومين صادركننده نفت اين سازمان آماده باشد.
بيژن نامدار زنگنه نخستين فردي بود كه در آخرين نشست اوپك از اعضاي اين سازمان خواست تا جاي ايران را براي حضور قدرتمندانهاش بازگردانند؛ پيامي كه به طور قطع عربستان سعودي و توليدكننده شناور اوپك را مخاطب خود قرار داده است. اوايل اين هفته نيز محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه ايران پيام مشابهي را روي خروجي رسانههاي جهان ارسال كرد تا عربها خود را براي حضور 4 ميليون بشكهاي ايران آماده كنند.
هم اكنون روزانه كمتر از 2 ميليون و 500 هزار بشكه نفت در ايران توليد ميشود كه با به مدار آمدن همه ظرفيتهاي توليدي اين رقم به 4 ميليون بشكه خواهد رسيد اما به طور قطع عربستان و برخي كشورهاي همپيمان آن، كار را كمي سخت ميكنند.
بازي عربستان عليه ايران
با تحريم نفت ايران كشورهاي عضو اوپك و البته كشورهاي غير عضو اين سازمان، آمادگي خود را براي جبران نفت ايران در بازار اعلام كردند به ويژه عربستان سعودي كه در طول حيات اوپك به عنوان «توليدكننده شناور» اين نقش را بر عهده داشته است اما در كنار اين كشور، كويت و امارات هم با افزايش توليد خود سعي در كسب بازارهاي ايران داشته و دارند. عربستان كه در جريان ملي شدن صنعت نفت نقشي انكارناپذير در تنگتر شدن دايره تحريمها داشت يكتنه باعث شد در دوران مصدق توليد صادرات نفت ايران از رقم 660 هزار بشكه به 22 هزار بشكه كاهش يابد. البته نميتوان انتقادي به عربستان وارد كرد چراكه اختلاف فاحش توليد اين كشور نسبت به ساير اعضا موجب شده است تا اين كشور در مواقعي ويژه كه محدود به ايران نبوده است توليد خود را افزايش دهد اما نكته افتراق برخوردهاي دوگانه عربستان با ايران و ساير كشورها در اين است كه عربستان با بازگشت توليد كشورها، سهمشان را بازپس ميداد اما در مورد ايران اين موضوع به راحتي امكانپذير نبود.
سهميهها و نقش عربستان
دكتر فريدون بركشلي، رئيس اسبق امور مجامع اوپك در باره كسب سهميه ايران از سوي عربستان و ساير كشورهاي نفتي گفت: در ساليان نه چندان دور بحثي تحت عنوان «وام سهميه» در سازمان اوپك وجود داشت و كشورهايي كه به هر دليل حضورشان در سازمان و در بازار جهاني دچار وقفه ميشد، بخشي از سهميه غيرعملياتي خود را به عضو ديگري انتقال ميدادند.
وي ادامه ميدهد:«بهطور مثال در اواسط دهه 1980 ميلادي اكوادور به دليل فوران آتشفشان، ناچار به كاهش توليد نفت خود شد يا ليبي به دليل عدم ثبات سياسي از توليد خود كاست و به الجزاير واگذار كرد. زماني كه نظام سهميهبندي شكل گرفت 12 عضو از اين سازمان سهميه گرفتند در حالي كه عربستان به عنوان توليد كننده شناور داراي سهميه آزاد بود؛ دليل اين امر نيز فاصله توليدي عربستان با ديگر اعضا بود لذا مقرر شد عربستان در صورت كمبود نفت در بازار اقدام به عرضه ظرفيت مازاد خود كند. در واقع اين كشور نقش تنظيم كننده بازارهاي نفت جهان را به مدت 10 سال برعهده داشت تا سال 1985 كه رياض خواهان تعيين سهميه براي خود شد.»
وي با ذكر خاطرهاي در اينباره اضافه ميكند: «به ياد دارم زكي يماني، وزير نفت عربستان در يكي از نشستهاي اوپك در سال 1985 روي صندلي رفت و خواسته عربستان مبني بر خودداري از ايفاي نقش تنظيمكننده بازار را اعلام كرد؛ آن سالها يماني در اوج قدرت بود و بدون اجازه وي كلامي منعقد نميشد. عربستان با قدرت رسانهاي خود، چنان فضا را به سوي يماني سوق داده بود كه رسانههاي جهان براي شنيدن صحبتهاي وي به محل برگزاري اجلاسهاي اوپك ميآمدند. قيمت نفت در آن دهه به زير 10 دلار رسيده بود و توليد نفت عربستان به عنوان توليدكننده شناور و تنظيمكننده بازار به زير 2 ميليون بشكه سقوط كرده بود؛ اين شرايط براي پادشاه عربستان قابل قبول نبود و در نهايت يماني را ناگريز به كسب سهميه كرد. عربستان از اين موضوع ضرر كرده بود، هرچند كه اعضا ميگفتند اين عضو زماني در اوج قيمتها درآمدهاي رويايي را كسب كرده است و كاملاً عادلانه و منطقي است كه در زمان كاهش قيمت نفت به همان اندازه ضرر كند. سقوط قيمت جهاني نفت در آن برهه نهايتاً به بركناري يماني از وزارت نفت عربستان منجر شد.»
وي با بيان اينكه عربستان طي سالهاي گذشته كسري توليد كشورهاي ليبي، ايران و عراق را با توليد خود جبران كرده است ميگويد:« البته توليد فعلي عربستان توليد دوپينگي است با اين وجود 80 درصد ظرفيت مازاد اوپك در اختيار عربستان قرار دارد. به همين دليل است كه مخاطب اصلي مواضع جمهوري اسلامي ايران، عربستان است زيرا سهميه بقيه كشورها در سطحي نيست كه بخواهند توليدشان را كاهش دهند. همچنين ميتوان يكي ديگر از مخاطبان صحبتهاي وزير نفت ايران را عراق دانست با اين تفاوت كه اين كشور خود براي دورهاي بسيار طولاني از بازار جهاني نفت محروم بوده است.»
وي درباره موضع وزير نفت ايران در آخرين نشست اوپك نيز تصريح ميكند:« هيئت جمهوري اسلامي ايران در آخرين نشست اوپك با اقتدار و از موضعي بالا به آن دسته از اعضاي سازمان كه بخشي از خلأ مقطعي ايران را در بازار به خود اختصاص داده بودند، هشدار داد كه با توجه به عزم ايران به بازگشت دوباره به سقف توليد سابق خود اوپك بايد ظرفيت 4ميليون بشكهاي ايران را در تصميمگيريهاي خود لحاظ كند. به اعتقاد من اين موضع زيركانه و مقتدرانه بود»
نگاهي گذرا به رخدادهاي اوپك و نقش عربستان در تأمين نفت مورد نياز جهان نشان ميدهد سعوديها به راحتي حاضر نيستند بازار ايران را از دست دهند لذا ميتوان روي سخن مقامات ايران را حاكمان شبهجزيره قلمداد كرد.
اگر دشمنان ايران را درجه بندي كنيم عربستان دشمن درجه يك ايران است بعد اسرائيل غاصب و امريكا من نميدانم چرا مسئولان ايران با توجه به دشمني عربستان چه رسمي و چه غير رسمي چه علني و چه غير علني اين مطلب را درك نميكنند و اقدام لازم انجام نميدهند چرا بايد ما در قبال عربستان منفعلانه كار كنيم تاريخ و تجربه نشان داده هر جا ما جلوي هر دشمني قاطعانه برخورد كرده ايم دشمن عقب نشيني كرده محكم و قاطعانه عمل كردن تندروي و افراط نيست از قديم گفتند بهترين دفاع حمله است چرا ما زهر چشمي از عربستان نميگيريم حداقل كاري كه ميتوانيم بكنيم اين است كه از كسانيكه مخالف نظام عربستان هستند چه داخل عربستان و چه در خارج عربستان حمايت بكنيم حداقل از عربهاي ديگر كشورها مثل عراق - سوريه - لبنان - يمن - بحرين حتي مردم خود عربستان يا همين جيش المختار استفاده كنيم بر عليه عربستان يك نيروي عظيم سازماندهي كنيم بفرستيم داخل عربستان با حكام مستبد جنگ كنند مثل خود عربستان كه در سوريه اينكار را ميكند و هيچ ابائي هم ندارد از عنوان كردنش يا حداقل اين مسئله را به اقاي بشار اسد پيشنهاد و كمكش كنيم به والله اگر چنين كاري عملي شود انوقت ببينيد از سرتاسر دنيا مسلمانان براي مبارزه با ال سعود به عربستان سرازير ميشوند به والله مردم دنيا منتظر يك جرقه در عربستان هستند تا كي بايد منتظر باشيم وهابيت از بين برود ان كسيكه باطل هست شروع به نابود كردن حق كرده انوقت ما كه ادعاي حق بودن داريم ساكت نشسته ايم اقا جان حق گرفتني است نه دادني تا كي بايد به قتل و غارت بنده گان خدا يمنيها و بحرينيها و سوريه و عراق توسط وهابيهاي خبيث به سركردگي بندر بن سلطان جلاد باشيم من فكر ميكنم ما فقط ادعا ميكنيم و نگران سلامتي و خانه و زندگي و مقام و منزلت خودمون هستيم وگرنه با حرف زدن با سران و گروهاي كشورهاي اسلامي و دست خالي فرستادن انها به كشورهاشون براي مبارزه با حاكمان مستبد خودشون راه بجائي نميرسيم فقط بدنام ميشويم كه ما اين سران گروها را تحريك ميكنيم چه بخواهيم و چه نخواهيم اين اتهامات را به ما ميزنند پس چه بهتر با كمك مالي و اموزشي و سازماندهي عملي و عملياتي اين نيروها را تنها و به حال خودشون رها نكنيم تمام اين بي گناهان و ستم ديدگان ديگر كشورهاي اسلامي چشم به ما دوخته اند و با زبان بي زباني حمايت و فرماندهي ما را مي طلبند هيچ فكر كرده ايم چرا اين بيداري اسلامي و اين انقلابهاي مردمي چه مسالمت اميز و چه مسلحانه چرا تا حالا پيروز نشده اند براي اينكه ما تا حالا فقط حمايت معنوي كرده ايم به والله همين مردم بي گناه يمن - بحرين و غيره اگر تسليحات و تجهيزات داشتند از چند سال پيش تمام حكام مستبد تا حالا نابود و منقرض شده بودند و بجاش حكومتهاي اسلامي تاسيس و زمينه هم براي ظهور امام زمان عليه السلام ( عج) فراهم ميشد ما فقط حرف ميزنيم و بس ... انشاء الله منتظر دكتر احمدي نژاد هستيم تا اين كمكها و حمايتها عملي و عملياتي بشود و تمام اين سرزمينها همراه با انقلابهايش به صاحب اصليش همانا صاحب الزمان (عج) و حجت خدا در تمام دنيا تحويل گردد .