کد خبر: 629624
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۰
اولاد آدم
ابوي مي‌گويد: چند تا روش غير متعارف بشماريد.
اقوام و خويشان كه در مهماني نشسته‌اند ياد حرف تو و حرف‌هاي دوران كودكي خود مي‌افتند و مي‌خندند. آن وقت ابوي من را نشان مي‌دهد و مي‌گويد: حالا كه شما نمي‌توانيد، ببينيد بچه تربيت كرده‌ام، سه سوته، عين بلبل برايتان رديف مي‌كند. بعد با دست اشاره مي‌كند كه بلند شوم و جلو همه بايستم و حرف بزنم. خيلي قبل‌ها، كوچك‌تر كه بودم، ابوي جلو همه مي‌گفت پسرم كلاس فوق‌العاده ژيمناستيك مي‌رود و مجبورم مي‌كرد جلو همه پشتك وارو بزنم و دست آخر، زاويه بين دو پايم را تا 180 درجه باز كنم و... همه هم دست مي‌زدند و. . . اما حالا با اين قد و قواره، ابوي مجبور است به چيز ديگري در وجودم بنازد! (‌كاش روزنامه چي نشده بودم)!
ابوي به ساعتش نگاه مي‌كند و مي‌گويد: تايمت شروع شد، منتظريم!
متفكرانه مي‌گويم: سازمان بنادر و دريانوردي طبق قانون محاسبات عمومي بايد از سال ۶۷ به مؤسسه يا شركت دولتي تغيير مي‌كرد ولي در ۲۵ سال اخير به شكل غيرمتعارف به عنوان مؤسسه انتفاعي وابسته به دولت فعاليت كرده و مبالغ قابل توجهي از فروش كالاها و خدمات و نيز درآمدهاي حاكميتي كسب كرده، هيچ گونه سود سهام و مالياتي نمي‌پردازد و...
همه برايم دست مي‌زنند اما ابوي قرمز شده و مي‌گويد: نه پسرجان اين غير قانوني و كاسبكارانه است، گفتم غير متعارف!
همه ساكت شده‌اند، قدري فكر كرده و مي‌گويم: هم‌اكنون بيش از 31دانشگاه دولتي اقدام به تاسيس پرديس‌هاي بين‌المللي كرده‌اند. طبق قانون دانشگاه‌ها بايد اين واحدها را براي پذيرش دانشجويان خارجي تاسيس كنند اما همه دانشگاه‌ها در اقدامي غير متعارف، با شهريه‌هاي 15 تا 40‌ميليوني در مقطع كارشناسي و 25 تا 70‌ميليوني در مقطع دكترا اقدام به پذيرش دانشجوي ايراني مي‌كنند و آنها را عوض خارجي‌ها جا مي‌زنند...
همه تا مي‌خواهند دست بزنند نگاه ابوي مي‌كنند اما ابوي كه ناراحت است با عصبانيت اشاره مي‌كند كه بنشينم. ابوي به همه مي‌گويد: اين هم غير متعارف نيست. خرجشان را به عوض درآوردن از صنعت و پژوهش، از جيب ملت در مي‌آورند. به اين مي‌گويند خلاف اصل 30 قانون اساسي كه در مملكت غيرمتعارف نيست!
سرم را پايين انداخته‌ام كه ابوي دستي به شانه‌ام زده و مي‌گويد: داشتي نزديك مي‌شدي. عيبي ندارد. حالا دفعه بعد. اين دفعه را خودم مي‌گويم خوب گوش كن تا ياد بگيري. ابوي سرفه‌اي مي‌كند و مثل دايي جان ناپلئون چشم در چشم همه مي‌دوزد و يكدفعه مي‌گويد: بابك زنجاني نتيجه روش‌هاي نامتعارف در تجارت نفت بود! اين هم گفته من نيست، معاون وزير نفت گفته است.
همه براي ابوي دست مي‌زنند. من هم. ابوي كه مي‌بيند حالم گرفته شده، مي‌گويد: خب پسرم حالا كه فهميدي، يك روش غيرمتعارف ديگر را شما بشماريد تا همه برايت دست بزنند.
همانطور نشسته فكر مي‌كنم. خوشحال مي‌شوم و مي‌گويم: آهان!پرتقال شب عيد كيلويي هزار و 500 و سيب كيلويي 3هزار تومان شد.
ابوي مي‌گويد: نگرفتم! همه هم هاج و واج مرا نگاه مي‌كنند.
مي‌گويم رئيس اتحاديه شان گفته اينها را انبار كرده‌اند براي آن موقع. الان ما مصرف كننده‌ها بايد سيب و پرتقال را بين دو برابر تا سه برابر قيمت خريداري كنيم و بخوريم تا اينكه شب عيد ميوه ارزان بخريم و بخوريم و بگوييم عجب دولتي.
ابوي مي‌گويد: اينكه روش متعارفشان است! فكر كرده‌اي براي اين كارها فكر مي‌كنند! همه باز هم براي ابوي دست مي‌زنند. ناراحت بلند مي‌شوم و به حياط مي‌روم. ناگهان شروع مي‌كنم به پشتك و وارو زدن. صداي دست زدن مهمانان كه پشت سرم ايستاده‌اند، مرا به خود مي‌آورد. تعظيم مي‌كنم و ابوي مي‌خندد! اما ديگر نمي‌خواهم پاهايم را 180 درجه باز كنم...
به سمت ابوي رفته و در گوشش مي‌گويم: حالا روش غير متعارف بابك زنجاني چه بود؟
ابوي مي‌گويد: نمي‌دانم. معاون وزير هم چيزي نگفته. راستي تو چرا پاهايت را ديگر...
مي‌گويم: از معاون وزير بپرس!

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
دادرس
|
NETHERLANDS
|
۱۲:۱۷ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۴
0
0
واقعا برای بابک زنجانی چه پسوندی باید انتخاب کرد
بسیجی اقتصادی یا بدهکاری اقتصادی؟
انگار داستان ثروتمند بودن بابک زنجانی هنوز هم برای مردم و مسئولان آنقدر جذابیت دارد که پس از گذشت چند هفته از مصاحبه این تاجر ایرانی با نشریه آسمان و شرح مفصل پستی و بلندی های زندگی خود (بدون هیچ سانسوری) هنوز برخی از خبرگزای های رسمی و غیر رسمی بخشی از آن را روی سایت ها قرار می دهند و متاسفانه آن را به چالش می کشند. زندگینامه ای که می توانست مایه غرور هر ایرانی و تجربه و امیدی باشد برای کسانی که مایوس و ناامید آینده ای غبارآلود را برای خود متصورند اما افسوس که صداقت بابک زنجانی در شرح زندگی خود اکنون دستاویزی شده است برای برخی رسانه های داخلی و خارجی که مغرضانه از این مغز اقتصادی یاد می کنند یا ناآگاهانه و همسو با برخی از جریانات، مشروعیت ثروتش را زیر سوال می برند.

نقص ما یا گناه زنجانی؟
شاید ریشه اینکه برخی افراد حقیقی و حقوقی و رسانه ها ثروت بابک زنجانی را مانند یک گناه کبیره به تصویر می کشند باید در فرهنگی جست و جو شود که نه اسلامی است نه ایرانی و از کودکی، ثروتمندان را افرادی ظالم و فقیران را مردمانی خدایی به تصویر کشیده است! و از سر همین فرهنگ و باور غلط است که وقتی خبر رسید بابک زنجانی ثروتمندترین مرد ایران است در ذهن مسموم برخی از ما پیش از هر چیز دیگر این سوال شکل گرفت: «اگر از راه حلال و عرق جبین می شود چنین پولی کسب کرد پس چرا ما نمی توانیم؟» این سوال که علت شکل گرفتن آن اساسا قابل بررسی و تامل می باشد مانند این سوال است که از یک رئیس جمهور پرسیده شود: «اگر روابطی در میان نبود چرا من رییس جمهور نشدم» و سوالاتی از این جنس عجیب و غریب. و معمولا پس از این احساس تفاوت و حسادت است که قضاوت های بیمارگونه شکل می گیرد و انگ رانت و فساد و اتهاماتی از این دست را بدون اثبات و ارائه هیچ ادله و مدرکی آغاز می کنیم.

جوسازی های مشکوک
شاید این روزها نواقص اخلاقی ما ابزاری در دست سیاست های پشت پرده برای تحقق اهدافی متفاوت شده است. به نظر می رسد دست هایی در پشت پرده تلاش مزبوحانه ای دارند تا یک بدهی مالی را (که البته دلیل این تاخیر در بدهی باید دقیق بررسی شود و اصالت یا جعلی بودن اسناد پرداخت پول نفت توسط زنجانی مورد برسی قرار گیرد) به یک فساد اقتصادی گره بزنند و پرونده ای قطور برای زنجانی تشکیل دهند. و در این میان کافی است به تیترهای برخی رسانه ها با دقت توجه شود. برخی از این تیترها و اظهارات ناپخته منتشر شده را بخوانید:
*داوود احمدی نژاد: «بابک زنجانی قصد برهم زدن نظام مالی کشور را داشت. او هیچ تعهدی به نظام نداشت و فقط به دنبال کسب منافع خود بود. زنجانی در ایران زندگی نمی‌کرد و به کمک عوامل خارجی قصد برهم زدن نظام مالی کشور را داشت.» (این اظهارات هیچ سندیتی ندارد و از نظر حقوقی و کیفری قابل بررسی است)

*عضو شورای مرکزی جبهه پایداری: تاریخ ظهور شهرام جزایری، بابک زنجانی و فاضل خداداد به دوره ای برمی گردد که شعارهای تجمل گرایی مطرح می شد. (در این اظهارات آیا چیزی جز اهداف سیاسی دیده می شود؟ اصلا پرونده بدهی بابک زنجانی هیچ ارتباط و شباهتی به پرونده شهرام جزایری و امثال آن دارد؟


*تیتر برخی رسانه ها هم بسیار قابل تامل است. «بابک زنجانی، آزمون سخت قوه قضاییه است» از این تیتر و متن هایی که آن را همراهی می کنند چیزی بیش از این برنمی آید که دستگاه قضایی کشور را تحت فشار رسانه ای قرار دهد. (آیا دست هایی پشت پرده هست که می خواهد به هر قیمتی زنجانی را مفسد اقتصادی معرفی و دستگاه قضایی را وادار به صدور رای علیه او کند؟)

*"هواپیمای بابک زنجانی گرو گرفته شد"، "تمام پروازهای قشم ایر به ترکیه لغو شد" اینها فقط 2 نمونه از تیترهایی است که تلاش کردند از خبر لغو پرواز قشم ایر به استانبول سوء استفاده کرده و آن را مرتبط کنند به فساد مالی در ترکیه و بابک زنجانی را هم در این پرونده فساد شریک کنند. (در صورتی که این پرواز فقط با چند ساعت تاخیر انجام شد و علت آن هم چیزی جز مشکل بیمه نامه هواپیما نبود و تمام پروازهای بعدی قشم ایر بدون هیچ مشکلی انجام شد. از سوی دیگر برخی روزنامه نگاران ترکیه مانند سفیر ترکیه در ایران اعلام کرده اند که در این پرونده هیچ نامی از زنجانی وجود ندارد)

*تیترهای بسیاری ادعا می کرد "بزرگترین فساد اقتصادی و رانت خواری در کشور" توسط بابک زنجانی رخ داده است در صورتی که هیچ اتهامی ثابت نشده است و هنوز معلوم نیست بابک زنجانی فاسد اقتصادی است یا بسیجی اقتصادی؟

*وقتی یک چهره ورزشی یا سینمایی از زنجانی دفاع و خصوصیات اخلاقی او را تمجید کردند سیلی از همین تیترها متوجه آنها شد تا مبادا حمایت ها و روشنگری ها افزایش پیدا کند. (مانند وقتی که رویانیان از بابک زنجانی به عنوان یک مرد یاد کرد)

*حتی وقتی در برنامه 20:30 شرحی از زندگی بابک زنجانی (نه به نفع او ولی تقریبا بدون قضاوت) مطرح شد برخی خبرگزاری ها به شکل مشکوکی رسانه ملی را هم مورد هجمه قرار دادند و به همکاران خود هم رحم نکردند!!

*حتی رسانه هایی وارد زندگی خصوصی زنجانی شدند و گفتند بابک زنجانی قبلا ازدواج کرده و در دفترخانه فلان از همسرش جدا شده است. حالا سرک کشیدن به زندگی خصوصی او چه ارتباطی با پرونده بدهی نفتی او دارد و چه هدفی را جز تخریب چهره این تاجر موفق در بین اذهان عمومی دنبال می کند معلوم نیست!

* "تصاویری از بابک زنجانی و مهمانداران قشم ایر" این تیتر به نظر نمی رسد هدفی جز جذب مخاطب بیشتر به سایت را دنبال کند چون پس از کلیک روی تیتر چیزی جز مراسم افتتاحیه قشم ایر دیده نمی شود.

*تیتر "حمایت BBC از بابک زنجانی" هم کلیک های زیادی خورد ولی هیچ وقت به هدف خود برای ارتباط دادن بابک زنجانی با آن سوی آب ها دست پیدا نکرد.

* برخی ادعا کردند بابک زنجانی در بورس اقدام به پولشویی کرده است تا اذهان عمومی را از این کانال هم با خود همراه کنند اما "محمود رضا خواجه نصیر" مدیر نظارت بر بورس های سازمان بورس و اوراق بهادار انجام پولشویی توسط بابک زنجانی را در بورس کذب خواند و بلافاصله تکذیب کرد تا آتش این خبر خیلی زود فروکش کند.


*تیتر یکی دیگر از همین نوع رسانه ها را بخوانید "اظهارات تکان دهنده دبیرکل جامعه اصناف درباره بابک زنجانی" این تیتر همه را مشتاق می کند روی آن کلیک کنند ولی در خبر هیچ چیز تکان دهنده ای پیدا نمی شود و در نهایت به این موضوع تکراری می رسیم: دبیرکل جامعه اسلامی اصناف و بازار گفت: کسانی که جیب‌های خود را از مال و پول مردم انباشته کرده‌اند قطعاً مجرم هستند بنابراین مجازات مجرم هم به روشنی در احکام قضایی آمده است.

*جملاتی که عوام در صفحه فیس بوک بابک زنجانی یا هواداران او ثبت می کنند هم بار دیگر فرهنگی را به تصویر می کشد که چند وقت پیش "مسی" فوتبالیست سرشناس جهان را هدف گرفت و چهره ایرانیان را در جهان خدشه دار کرد. وقتی فهمیدیم اشتباه کرده ایم از مسی عذرخواهی کردیم ولی اگر بی گناهی بابک زنجانی اثبات و خدماتش به اقتصاد کشور ثابت شود چطور می خواهیم به خاطر این همه اتهام زنی از او عذرخواهی کنیم؟

*برخی رسانه ها تیتر زده اند که بابک زنجانی در گذشته هم زندانی بوده است! آیا این موضوع همان گفته های صریح خود آقای زنجانی در تشریح زندگی اش با خبرنگاران نیست؟ او به وضوح علت زندانش را بدهی مالی عنوان کرده ولی نوع نگارش و پردازش به این اخبار قدیمی به نظر نمی رسد هیچ هدفی را دنبال کند جز تخریب چهره زنجانی. اما کسانی که دقیق تر به موضوع نگاه می کنند این سوال را از خود می پرسند که اگر بابک زنجانی به جایی وصل بود 2 سال حبس به دلیل بدهی را که تحمل نمی کرد.


بی توجهی به قانون
هنوز هیچ اتهام و ادعایی علیه این تاجر متفکر ایرانی اثبات نشده است و رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) نیز در گذشته به جد همگان را بر حفظ آبروی افراد و خودداری از پیش داوری ها سفارش فرم.ده بودند. بخشی از فرمایشات ایشان را بخوانید: «اسم آوردن از متهمان قبل از اثبات جرم اشکال دارد.» ایشان بر عملکرد رسانه ها در این زمینه نیز انتقادهای جدی داشتند و از جوسازی ها و شایعه پراکنی ها گله مند بودند ولی گویا هنوز این اقدامات حتی از سوی آنهایی که ادعای ولایتمداری دارند ادامه دارد.
در مورد پرونده بابک زنجانی نه تنها به فرمایشات مقام معظم رهبری کم لطفی شده است بلکه به سفارش حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضائیه که موید فرمایشات مقام معظم رهبری بود هم بی توجهی شد. اژه ای پس از هجوم سنگین رسانه ها برای تخریب زنجانی و پیش داوری نسبت به او در نشستی مطبوعاتی به صراحت از عملکرد برخی رسانه ها در اطلاع رسانی انتقاد کرد و با بیان اینکه در هفته های اخیر اخبار غیر واقعی، کذب و بعضاً جعلی و تحریف شده در برخی سایت ها و بولتن ها منتشر شده است گفت: «متاسفانه در مقاطعی و از جمله در هفته های اخیر اخبار غیر واقعی، کذب و بعضا جعلی یا تحریف شده در بعضی بولتن ها، سایت ها، شبکه های اجتماعی یا نشریات منتشر می شود. این موارد هم از لحاظ شرعی و هم از لحاظ قانونی گناه و جرم است و هم موجب التهاب در جامعه می شود. ضمن اینکه این موارد سبب بی اعتمادی یا کم اعتمادی مردم به رسانه ها می شود. لذا خواهش ما این است کسانی که صاحب نشریه یا سایتی هستند عنایت داشته باشند ببینند اخبار را از کجا می گیرند. گاهی پیش می آید یک سایت، خبری را می زند و 10 جای دیگر از آن خبر را نقل می کنند و این موجب دردسر می شود.» اما پس از این نشست مطبوعاتی هنوز هم نام بابک زنجانی در صدر اخبار رسانه ها است.

سخن قانون و اسلام
اصل 22 قانون اساسی که بر اهمیت حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن، شغل اشخاص تاکید دارد و همچنین ماده (697) قانون مجازات اسلامي مصوب 1375 مقرر مي‌دارد: «هر كس به وسيله اوراق چاپي يا خطي يا به وسيله درج در روزنامه و جرائد يا نطق در مجامع يا به هر وسيله ديگر به كسي امري را‌صريحاً نسبت دهد يا آن‌ها را منتشر نمايد كه مطابق قانون آن امر جرم محسوب مي‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نمايد جز در مواردي كه‌موجب حد است به يك ماه تا يك سال حبس و تا (74) ضربه شلاق و يا يكي از آن‌ها حسب مورد محكوم خواهد شد.
قانون مطبوعالت نیز اجازه انتشار چنین مطالبی را به رسانه ها نداده است. طبق ماده 18 هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله سامانه رایانه ای یا مخابراتی اکاذیبی را منتشر نماید، یا در دسترس دیگران قرار دهد یا با همان مقاصد اعمالی را بر خلاف حقیقت، راسا یا به عنوان نقل قول، به شخص حقیقی یا حقوقی به طور صریح یا تلویحی نسبت دهد، اعم از این که از طریق یاد شده به نحوی از انحا ضرر مادی یا معنوی به دیگری وارد شود یا نشود، افزون بر اعاده حیثیت (در صورت امکان) به حبس محکوم خواهد شد."
اما خوب است این موضوع را از نظر دین مبین اسلام هم بررسی کنیم. نظر اسلام را در این زمینه روشن مى سازد: «وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطیئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَریئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا»؛ «و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است.»


چند سوال اساسی
حال باید از خودمان چند سوال اساسی بپرسیم؛ اینکه چرا تمام سفارشات و قوانین را در مورد بابک زنجانی نادیده انگاشتیم؟ آیا جرمی از او ثایت شده بود که او را پیش از دستگاه قضایی متهم کردیم؟ آیا واقعا ولایتمداریم و سفارش ولی امر مسلمین را نادیده می انگاریم؟ آیا قانونمداریم و قانون اساسی را نادیده می گیریم؟ آیا مسلمانیم و سفارش اکید اسلام برای حفظ آبروی افراد را بی توجهیم؟ حتی یک لحظه با خود فکر کرده ایم که اگر ادعای بی گناهی بابک زنجانی اثبات شود چطور می خواهیم از بار گناه این همه اتهامزنی خلاص شویم؟ هیچ فکر کرده ایم که با شایعه سازی هایمان چطور سرمایه داران را از سرمایه گذاری در کشور فراری داده ایم؟ به ضربه اقتصادی که بر پیکر جامعه وارد می کنیم آگاهیم؟ آیا ناخودآگاه بر موج مسموم دست های پشت پرده سوار نشده ایم؟ و... اگر روزی مطلع شویم بانک گرجستانی پولشویی کرده و زنجانی بی گناه است چه عکس العملی نشان می دهیم؟...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار