ابوي ميگويد: بالاخره معلوم شد كه ريشه يك چيز در دست دشمنان نيست و از خارج آب نميخورد!
ميگويم: نه! مگر ميشود؟ چيست؟ بگو تا در داخل، خودمان ريشهاش را بخشكانيم. كاري ندارد كه. من با اين دستم دو تا سبد كالا ميتوانم بلند كنم. تازه بادي بيلدينگ هم نرفتهام.
ابوي ميگويد: باز دور برداشتهاي. اگر كار من و تو بود كه ما مرد عمل هستيم. كار ما نيست. بعدش هم حالا چه كسي سبد كالايش را به من و تو ميدهد تا بلند كنيم، آن هم سبدي كه قرار بود تعاونيها توزيعش كنند كه وزير مربوط از خواب بيدار شده و ميگويد نصف تعاونيهاي كشور تعطيل شدهاند!
ميگويم: اصلا بيخيال زور بازوي من. بيخيال خواب بين شدن وزير تعاون. شما بفرما زور خارجيها به چه نرسيده تا من برايش برنامهريزي كنم و عكسم برود روي جلد مجله تايم. بعد در داخل هم همان عكس را بزنيم روي يك نشريه و بگوييم با خارجيها برابرتريم.
ابوي ميگويد: برنامهريزي كني؟
ميگويم: مگر نديدهاي مد شده است. همين نوبخت خودمان در شوي تلويزيونياش گفت براي كساني كه ميخواهند از گرفتن يارانه انصراف بدهند، برنامهريزي ميكند! خب حتماً كار به اين آساني كه محتاج برنامهريزي باشد، اين كاري كه شما ميگويي چند برابر برنامهريزي ميطلبد كه من پايهام! اصلا اين روزها پول توي برنامهريزي است.
ابوي ميگويد: نميدانم. هر چند شو چيز خوبي است، اما مال خارجيهاست، شما بگو برنامه پسرم!...اصلا خبرش را ميخوانم اگر تو خواستي با برنامهريزي حلش كني، خب بكن. من كه بخيل نيستم.... رئيس ديوان عدالت اداري با اشاره به اينكه فساد اداري در بخشهاي مختلف ديده ميشود، گفته نبايد ريشه بسياري از مسائل را در مسائل خارجي دانست بلكه بايد ريشه آن را در داخل كشور جستوجو كرد.
ميگويم: خب راست ميگويد. خارجيها تنها چيزي كه ندارند فساد اداري است! آنها فساد اخلاقي دارند كه ما نميبينيم. يعني ميشد از طريق ماهواره و اينترنت ديد كه با فيلتر نميشود، با فيلترشكن چرا. هرچند وزير ارتباطات گفته كه تا چند وقت ديگر ميشود بدون فيلتر هم با دو برابر سرعت ديد.
ابوي ميگويد: اگر خارجيها ندارند، ميخواهي صادرش كنيم يك پولي هم به جيب بزنيم. اسمش را هم ميگذاريم تكنولوژي نانو فساد. رتبه هفتممان در نانو هم شايد اول شد!
ميگويم: باز خام شدي پدر من. ما همين نفتمان را بتوانيم صادر كنيم كار كردهايم. اصلا خود اين ديوان عدالت اداري برنامهاي ندارد؟ بالاخره اينها هم حتماً مثل نوبخت برنامهريزي ميكنند!
ابوي ميگويد: چرا. رئيس ديوان عدالت اداري در ادامه صحبتهايش گفته كه بايد مدير نسبت به شكايت از زيرمجموعه خود حساس بوده و پيگير مسائل باشد.
ميگويم: خب خوب است ديگر. مشكل حل شد احتياجي به برنامهريزي هم نيست. عجب حرف لقمان گونهاي. احسنت.
ابوي ميگويد: خب اگر شكايتي نبود چه؟ مثلاً تو رشوه كه ميدهي شكايت ميكني يا بالعكس كلاهت را مياندازي هوا كه كارت انجام شده؟ پاي كارمند و مدير را هم با هم ميبوسي.
ميگويم: چرا آن طرفش را ميبيني، اين طرفش را ببين. اصل بر برائت است. كسي حرف نميزند پس فسادي نيست!
ابوي ميگويد: اما اينها كه ميگويند هست!
ميگويم: اين را ميگويند كه چشم نخوريم. اگر فردا آمدند و همين خارجيها گفتند كه در اين رشته نفر اول دنياييم كه نميشود اينها بگويند ما خبر نداشتيم. براي همين هر چند وقت يكبار يك چيزي را رو ميكنند. يكي را هم براي شكايت كردن پيدا ميكنند. بدون شاكي خوبيت نداره.
ابوي ميگويد: عجب. پس يعني در اين مورد هم مطابق برنامه پيش ميرويم؟
ميگويم. بله. احتياجي هم به برنامهريزي من نيست...