اين گزارش حاكي است اكثريت پاسخگويان هيچگونه فعاليتي براي كاهش بحران نداشتهاند و آناني كه براي كاهش بحران فعاليتي را انجام دادهاند، اقدامات آنان شامل تهيه كپسول آتشنشاني و يادگيري چگونگي استفاده از آن، تعيين مكان امنتر در خانه و همچنين تعيين مكانهاي خطرناك در خانه بوده است. با توجه به زلزلهخيز بودن شهر تهران و وجود گسلهاي متعدد و همچنين بافت فرسوده و متراكم شهري و كارهاي انباشته شده و حركت لاكپشتي در نوسازي بافتهاي فرسوده و سازههاي شهري بايد منتظر فاجعه انساني و مالي بود كه تصورش هم لرزه بر اندام آدمي مياندازد.
براساس نتايج اين نظرسنجي بيشتر پاسخگويان معتقدند شهر تهران منطقه زلزلهخيزي است؛ 2/57 درصد از پاسخگويان در طول زندگي خود زلزله را احساس كردهاند و 5/42 درصد از آنها اين تجربه را نداشتهاند. نتايج اين نظرسنجي كه در نشست ارائه دستاوردهاي مطالعات پيمايش اجتماعي با هدف بررسي نتايج كسب شده و بهرهگيري از آن در ارتقاي ظرفيت مديريت بحران كه با حضور نمايندگان سازمانهاي متولي مديريت حوادث و سوانح و كارشناسان آژانس همكاريهاي بينالمللي ژاپن (جايكا) ارائه شد نشان ميدهد 21 درصد از پاسخگويان برخوردار از دانش مديريت بحران نيستند، 5/15 درصد از آنان اين دانش را در حد زياد دارند و 5/63 درصد از پاسخگويان گزينههاي «خيلي كم» و «تا حدي» را انتخاب كردهاند. با توجه به نتايج اين نظرسنجي و همچنين وجود بافتهاي فرسوده و ناپايدار شهري در پايتخت و روند كند نوسازي و احياي بافتهاي فرسوده ميتوان نتيجه گرفت كه شهر تهران با جمعيت 10 ميليون نفري و بافت شهري متراكم آن با كوچكترين زلزله ميتواند با فاجعه بسيار عظيمي روبهرو شود و اين ابرشهر همواره در مقابله با زلزله بيدفاع است و لازم است براي رويارويي با اين خطر طبيعي بالقوه سازماندهي و ساماندهيها توسط تمامي دستگاههاي متولي صورت گيرد تا در فرصت باقي مانده براي پيشگيري، حين وقوع زلزله و پس از آن اقدامات اساسي لازم و ضروري در نظر گرفته شود.
ديگر اخبار مربوط به وقوع زلزله و كشته و زخمي شدن تعداد زيادي از هموطنان به اخبار عادي براي مسئولان و شهروندان تبديل شده است، به گونهاي كه با يك مقايسه معمولي در رابطه با خسارت جاني و مالي ميان كشور ما و ژاپن ميتوان درسهاي عبرتآميز بسياري آموخت.
در حالي كه در زلزلههاي اخير ژاپن كه شديدترين زلزلهها از نظر قدرت به حساب ميآيد، تعداد كشته و زخميها به تعداد انگشتان يك دست هم نميرسد، تعداد كشتهها و زخميهايي زلزله با شدت كمتر و متوسط در مقياس بيشتر در ايران دهها هزار نفر بوده و خسارت مالي فراواني هم به ساختمانها، سازهها و تجهيزات و تأسيسات شهري وارد ميسازد. اين مقايسه آماري از ميزان خسارت جاني و مالي نشان ميدهد همانگونه كه آنان توانستهاند اين راه موفقيت آميز را طي كنند ما هم ميتوانيم اين تجربه را داشته باشيم كه اين امر مستلزم طي راه درازي تا رسيدن به اين نقطه است.
با تمام اين اوصاف سؤال اين است كه ما با توجه به امكانات و سوابقي كه داريم در مقابله با حوادث چه بايد بكنيم؟ نقش شهروندان در اين زمينه چيست؟ و در كل چرا مباحث مربوط به زلزله با توجه به اقدامات صورت گرفته همچنان جدي گرفته نميشود و بايد با وقوع زلزله با شدت كم هم منتظر فاجعه انساني و مالي بالايي باشيم.
چرا آموزش و راهكارهاي مقابله با زلزله جدي گرفته نميشود
برخلاف تصور رايج در ميان عامه شهروندان و مسئولان، مديريت بحران مربوط به زمان حادثه نميشود. در كشور ما مانند بسياري از موارد ديگر هنگامي به حادثه ميپردازيم كه پيش آمده باشد، البته ريشه اين موضوع به مسائل مختلفي بستگي دارد، مانند مسائل فرهنگي، باورهاي ما، جزئينگري و بخشينگري به مسائل، معضلات و مشكلات و عادت كردن ما به وقوع اينگونه حوادث و در كل خود را حذف كردن و انتظار داشتن از ديگران براي ورود به اينگونه مباحث و درس عبرت نگرفتن از حوادث اينچنيني.
اينگونه است كه با وجود صرف هزينههاي بسياري براي آموزش و اجراي مانورهاي مختلف باز هم خطر را در بيخ گوشمان احساس نميكنيم و سرسري از كنار اين مسائل مهم و اساسي عبور ميكنيم، در برنامهريزي و هدفگذاري براي پرداختن به اينگونه حوادث كمكاري ميكنيم و همين موضوع سبب ميشود تا دانشآموزان و ساير گروههاي فعال جامعه به عنوان آيندهسازان كشور، فقط در حد يك يا چند مانور با پديده زلزله و ساير حوادث آشنا ميشوند، گويا فراموش شده كه جلوي ضرر از هر جا گرفته شود، منفعت است.
نبود نگاه علمي و كاربردي به اينگونه حوادث، عدمهمكاري و مشاركت دستگاههاي متولي براي ورود به اين قضايا سبب شده است تا همگان منتظر فاجعه باشيم!
در كتابهاي آموزشي و درسي كمتر تمركز و توجه به حوادث طبيعي همچون زلزله و راهكارهاي مقابله با آن صورت گرفته است، در صورتي كه اين انتظار ميرود با توجه به حادثهخيز بودن كشور، بيشترين زمان و برنامههاي آموزشي و مقابلهاي براي كنترل و مقابله با اينگونه حوادث اختصاص داده شده و به كار گرفته شود.
در اجراي برنامههاي مانور مقابله با حوادثي مانند زلزله فقط به دنبال آن هستيم تا موضوع را از طريق انتشار اخبار و فعاليتها بزرگنمايي كرده و فقط اعلام كنيم كه مانور انجام شده است.
بايد واقعيتها را در زمينه وجود ضعفها و كمبودها در اين بخشها بپذيريم و براي جبران و كاهش آن قدم برداريم نه اينكه شانه از مسئوليت خود در هر مقام و مرتبه و مسئوليتي كه هستيم خالي كنيم كه دود آن در وهله اول به چشم خودمان خواهد رفت.
لزوم خروج مديريت بحران از بحرانزدگي
هرچند در دهه اخير با توجه به وقوع حوادث مختلف به خصوص زلزله در گوشه و كنار كشور تا حدودي مديريت بحران در زمان طلايي براي نجات جان زيرآوارماندگان تلاشهاي ارزندهاي صورت داده اما خروجي مديريت بحران در پيشگيري و پس از وقوع حوادث در زمان بازسازي همچنان نشان از ناكارآمدي و كم كاري بسياري دارد كه به عنوان نمونه ميتوان به فراموشي سپردن ساختوساز و عاديسازي شرايط در نقاط زلزلهزده همچون بم و آذربايجان اشاره كرد. به واقع پيشگيري و كنترل در مباحث ايمني و حوادث مقولهاي است كه برپايه بررسي شرايط موجود و برنامهريزيها شكل ميگيرد، بنابراين لازم است تا همانگونه كه مديريت بحران در سطوح بالا به شكل منظم و منسجم شكل ميگيرد در بخشهاي زيرين نيز داراي كارآمدي مطلوب باشد.
به تجربه ثابت شده است نگاه مديريت بحران از بالا به پايين داراي اشكالات اساسي فراواني است تا آنجايي كه هرچه از زمان وقوع حوادث ميگذرد، نقش مديريت بحران به جاي پررنگتر شدن كمرنگتر ديده ميشود اين امر نشان ميدهد مديريت بحران در كشور ما دچار بحرانزدگي است كه نميتوان واكنش هماهنگ و مؤثر را براي مقابله با پيامدهاي وقايع غيرمترقبه به اجرا درآورد.
به منظور ارتقاي سطح آمادگي در مواجهه با بحرانهاي احتمالي پيش رو از قبيل زلزله و. . . ستاد مديريت بحران شهرداري منطقه يك اقدام به برگزاري مانور فرامنطقهاي آمادگي مديريت بحران در برجهاي بلندمرتبه شمال تهران كرد. كيوان فاتحيمنش، دبير ستاد مديريت بحران شهرداري منطقه يك اظهار داشت: زلزله فرضي 5/6 ريشتري در اثر فعال شدن گسل نياوران اتفاق افتاد كه با توجه به هماهنگيهاي صورت گرفته تمامي سازمانهاي تخصصي و نيروهاي مردمي در قالب گروههاي داوطلب دوام آتشنشان و جمعيت هلال احمر در محل حاضر و براساس سناريوي تنظيم شده اقدام به امدادرساني كردند.
وي با اشاره به مانور زلزله فرضي تصريح كرد: حين اين اقدامات با توجه به حريق ايجاد شده در طبقه 12 و 25 برج، سازمان آتشنشاني با تجهيزات مورد نياز وارد محل مانور شده و در طبقه 12، نردبان 55 متري نجات را مورد استفاده قرار داد و سپس نيروهاي عملياتي افراد گرفتار شده در حريق را به خارج از برج انتقال دادند.
دبير ستاد مديريت بحران شهرداري منطقه يك گفت: سازمان آتشنشاني نيز براي اولين بار به منظور بررسي توانمندي سازماني خود جهت امدادرساني به برجهاي بلندمرتبه اقدام به انتقال شيلنگ آتشنشاني به طبقه 25 و پشت بام نمود و حريق ايجاد شده را در آن طبقه كنترل كرد. فاتحيمنش از اهداف و دستاوردهاي اين مانور به تخليه امن اضطراري برجهاي مجتمع مسكوني آتيساز 2، اسكان اضطراري شهروندان ساكن در برج در فضاي مناسب پيشبيني شده در مجاورت برجها، مانور انسداد معابر و بازگشايي مسيرهاي اضطراري در زمان بروز بحران، حضور تيمهاي عملياتي سازمانهاي تخصصي عضو ستاد مديريت بحران منطقه، پايدارسازي گروههاي دوام با شركت بيش از 30 نفر از اعضاي گروههاي دوام محلات سطح منطقه، حضور پنج ايستگاه آتش نشاني و بيش از 150 نفر از نيروهاي عملياتي و آتش نشانان داوطلب در عمليات اطفاي حريق و نجات مصدومان از طبقات 12 و 25 برج توسط سازمان آتشنشاني اشاره كرد.
نيم ديگر هم اصلا به زلزله فكر نميكنند . چه برسد به آمادگي در برابر آن !!