ابوي ميگويد: بنازم به اين نعمت و فراواني!
ميگويم: چه شده؟
ميگويد: هيچي! تا ديروز ميگفتيم مهندسين ايراني! متفكران ايراني! كارآفرينان ايراني! متخصصين و...
ميگويم: خب مگر حالا نميگوييم؟ حالا هم روي پاي خودمان ايستادهايم. نديدهاي ماهواره ميفرستيم هوا؟
ميگويد: ببين خبرگزاري ايرنا چه تيتري زده؛هجوم خيل عظيم شركتهاي غربي به تهران!
ميگويم: اينكه بد نيست. آن زمان چينيها بودند حالا اينها. اين به آن در. ربطي به متخصصان ما ندارد. غربيها هم مثل چينيها يك تعداد دسته بيل و سفال و سير و فرش و... ميآورند و ميفروشند و خلاص.
ميگويد: خبر يك چيزي است فراتر از اين حرفها. قصه حمله قوم مغول است. اين تو بميري از آن تو بميريها نيست. ميگويد امريكاييها در ايرانند!
ميگويم: بفرما. سراپا گوشم.
ميگويد: هفتهنامه اشپيگل آلمان از هجوم گسترده شركتهاي غربي به تهران با پيشبيني برداشته شدن تحريمها خبر داد... تهران اكنون جايي است كه معاملاتي به ارزش ميلياردها يورو ميتواند در آن انجام شود... اكنون هواپيماهاي اروپايي پر از ايتالياييهايي است كه مديران شركت عظيم انرژي ايتاليا از آن جمله هستند... فرانسه نيز در تكاپو است، با قراردادي به ارزش ميلياردها يورو، درصدد تجديد قرارداد توليد تحت ليسانس پژو با شركت ايرانخودرو است و بالاخره امريكاييها نيز با شركت اكسون موبيل، شورون و شركتهاي ديگر در تهران حضور دارند... آنها متعهد به احياي تسهيلات قديمي توليد نفت و صنعت پالايش و نيز اكتشاف ميدانهاي جديد نفتي در ايران هستند و اين به معناي ايجاد يك كسب و كار عظيم چندين ميلياردي دلاري است... هجوم به ايران قابل كنترل نخواهد بود زيرا شركتها ميترسند با باز شدن بازارهاي ايران از هم عقب بمانند. ميگويم: چه بگويم. نه به آن بينمكي نه به اين شوري شور. از چه چيز عقب نمانند؟ شايد خبرگزاري دولت خواسته قدري از گشايشهاي اقتصادي حرف بزند نمكش را زياد كرده است. كارشان بخشنامهاي است ديگر. امروز اينطور بنويس، فردا آنطور. گاهي هم براي تست زدن افكار عمومي است. يكهو ميبيني با همين خبرها يكي را ورشكسته ميكنند و يكي را پولدار. خطش را از داخل كابينه ميدهند. حق هم دارند. خبرگزاري دارند، اختيارش را دارند. مخصوصاً كه گفتهاند امريكاييها هم اكنون در ايران حضور دارند؛ بودار است نه؟ كدام امريكايي به ايران سفر كرده كه ما بيخبريم؟
ميگويد: وارد معقولات نميشوم فقط به من بگو اگر انرژي با ايتاليا و خودرو با فرانسه و اكتشاف با امريكا و... خب پس ما اين وسط چكارهايم؟ اينهمه متخصص و طراح و مهندس و... اينهمه پول و سرمايهگذاري روي نيروي انساني همهاش با يك توافق ژنو دود شد و رفت هوا؟
ميگويم: هنوز كشاورزي و دامداريمان كه مانده. بالاخره خدا بزرگ است. در يك حوزه تخصص داشته باشيم هم براي دنياي امروز كافي است.
ابوي ميگويد: پس واقعاً اين تحريمها نعمت بود!
ميگويم: نترس پدر من. حراجي كه نيست. مملكت حساب و كتاب دارد. برنامه و افق دارد. حتماً يكي غير از تو هم پيدا ميشود كه به اين اخبار عكسالعمل نشان بدهد. مجلس داريم. كلي دستگاههاي نظارتي و...
ميگويد: اگر نشد چي؟ اگر زيرميزي گرفتند چي؟ اگر و اگر.
ميگويم: نترس. ما در ستونمان دستشان را رو ميكنيم.
ميگويد: عقبگرد؟
ميگويم: عقبگرد!