در حالي كه طي هفتههاي گذشته عدم استقبال هواداران فوتبال از رقابتهاي ليگ برتر به شدت اين مسابقات را تحت تأثير خود قرار داده است، خبر قطع بودجه و كمك مالي وزارت ورزش به استقلال و پرسپوليس هم مزيد بر علت شد تا حسابي كار و كاسبي ليگ برتر از رونق بيفتد. شايد در نگاه اول اين دو مقوله چندان ارتباطي با هم نداشته باشند اما وقتي به اين مسئله دقت كنيم كه چگونه بودجههاي ميلياردي سر از اين قبيل باشگاهها در ميآورند و به جيب بازيكناني بيكيفيت سرازير ميشوند تا بيايند و در زمين راه بروند آن وقت متوجه ميشويم كه چندان بيربط هم نيستند.
چند سالي ميشود كه فوتبال باشگاهي تماشاگر گذشته را ندارد و اينقدر اين مسئله نمود پيدا كرده كه حالا همه در پي كالبد شكافي و آسيبشناسي قصه هستند، واقعيت اين است كه تماشاگر به ورزشگاه نميرود چون فوتبال نميبيند پس عقل سليم حكم ميكند كه به امور زندگي خود برسد و در نهايت از نتيجه بازي مطلع شود.
بازيكن تيمهايي مثل استقلال و پرسپوليس و باشگاههايي از اين دست مطمئن است كه پولش را ميگيرد، حالا بازي بكند يا نه، گلي بزند يا نه تفاوتي نميكند بنابراين با خيال راحت و بدون توجه به دغدغه تماشاگر فقط در زمين مسابقه راحت ميرود و اين ميشود كه كيفيت ليگ پايين ميآيد. خب تماشاگران با ورزشگاه قهر ميكنند كه اين طبيعي است اما در اين بين اتفاقي ديگر هم ميافتد و آن اينكه وزارت ورزش به ناگاه اعلام ميكند پول نميدهد و اين يعني اينكه سرخابيها بايد خود به دنبال منبع در آمد باشند. هرچند كه وزير ورزش در شروع كار خود هرگونه اظهار نظر و قول و قراري در مورد خصوصيسازي اين دو تيم را رد كرد و هيچ نگفت اما همين مورد پرداخت نكردن پول ميتواند گامي براي خصوصيشدن اين دو تيم پرحاشيه و پرخرج باشد.
تصور كنيد كه سرخابيها خصوصي شوند آن وقت است كه ريال به ريال دريافتي و پرداختي آنها حساب و كتاب پيدا ميكند ديگر فلان بازيكن كه چند صد هزار تومان ميارزد، ميلياردي دريافت نميكند و تازه مجبور است براي دريافت همان چند صد هزار تومان هم از جان و دل مايه بگذارد، تصور كنيد كه فوتبال كسالت بار اين روزها قد علم ميكند و طبيعي است كه تماشاگر به ورزشگاه سرازير ميشود.
اين روزها مديران عامل اين دو باشگاه با ايجاد سر و صدا و حرفهاي هميشگي از استعفا و رفتن فضاي رسانهها و مطبوعات ورزشي را پر كردهاند، آنها و ديگران كه طي سالهاي گذشته ثابت كردهاند كوچكترين هنري در درآمدزايي ندارند و تنها دريافت كننده و خرج كنندههاي خوبي هستند حالا تيغ را درست روي گلوي خود حس ميكنند اما از خود نميپرسند كه علت افت فوتبال آيا مربوط به نوع مديريت و بازيكن سالارياي نيست كه آنها به اين فوتبال تزريق كردهاند.
فوتبال خصوصي و با حساب و كتاب نتيجهاش اين ميشود كه فوتبالي مثل ليگ برتر جزيره چنان پويا و پرهيجان است كه يك بازي بالاي جدول آن 9 گل دارد در حالي كه همزمان بازي كسالت بار تيم مدافع عنوان قهرماني ما با تيمي كه سابق از اين به بازيكن سازي مشهود بود، با يك گل تصادفي در دقايق پاياني به آخر ميرسد.
قطع بودجه بيتالمال استقلال و پرسپوليس را ميتوان به فال نيك گرفت، نيك از اين جهت كه حداقل پول اين مردم زحمتكش بيخود و بيجهت به جيب عدهاي نا بازيكن سرازير نميشود. نيك از اين جهت كه شايد اين كار سرآغاز رشد و پويايي فوتبال افسرده باشگاهيمان باشد.