تلاش كشورمان براي نجات مواريث ايراني كه در خطر مصادره كشورهاي همسايه قرار گرفتهاند، در بسياري از موارد به مثابه نوشدارويي پس از مرگ سهراب بوده است اما سازمان ميراث فرهنگي قصد دارد پيشدستي كند و در اسرع وقت ليستي را از مواريث ايراني در معرض خطر ادعاي كشورهاي همسايه به يونسكو ارائه دهد اما كدام ميراث فرهنگي ناملموس كشورمان از اولويت بيشتري نسبت به ساير مواريث برخوردار است؟
كشوري چون جمهوري آذربايجان در سالهاي اخير شرايط خاصي را براي كشورمان رقم زده و باعث به وجود آمدن جوي شده است كه در آن از هر سو خطري براي مواريث و مفاخر فرهنگي و تاريخي كشور احساس ميشود. آنها قصد ثبت جهاني بازي «چوگان» را داشتند كه داراي ريشههاي ايراني است هر چند در نهايت موفق شدند «چوگان» آذري را به نام خود ثبت كنند اما اين براي كشورمان يك موفقيت نيست. تار ايراني، موسيقي عاشقي، فرش آذربايجان، بادگيرهاي ايراني، نظامي گنجوي، بوعلي سينا، مهستي گنجوي و حتي فردوسي از جمله مواريث و مفاخري هستند كه بارها مورد ادعاي كشورهاي همسايه قرار گرفتهاند، بنابراين احساسي كه ميگويد بايد مواريث در معرض خطر كشور را بيش از گذشته مورد محافظت قرار داد و آنها را از تيررس دستبردهاي فرهنگي كشورهاي ديگر مصون نگه داشت حسي بجا است.
شايد به همين خاطر سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور قصد دارد پرونده مواريث ايراني در معرض خطر ادعاي كشورهاي همسايه را تهيه و آن را به يونسكو ارسال كند تا دوستداران ميراث فرهنگي در سالهاي آينده و در روزهاي برگزاري اجلاس سالانه يونسكو با مشاهده به يغما رفتن مواريث ايران ناگهان شوكه نشوند. مسئولان سازمان ميراث فرهنگي ادعا ميكنند كه در صورت ارائه اين پرونده به يونسكو، كشورهاي همسايه ديگر نخواهند توانست به ميراث كشورمان به خصوص ميراث ناملموس دستاندازي كنند. شايد يكي از مواريثي كه در اين پرونده بر ساير مواريث فرهنگي اولويت داشته باشد، نقاشي قهوهخانهاي باشد.
قهوهخانه يا چايخانه جايگاه پر اهميتي در فرهنگ ايراني دارد و به رغم اينكه امروزه كاركرد و جايگاه اين مكان اجتماعي نسبت به گذشته دچار تغيير شده است، اما از دل اين مكان هنرهاي بسياري برون آمده است كه نقاشي قهوهخانهاي يكي از آنها است. با اين حال و با وجود آنكه شناسنامه نقاشي قهوهخانهاي ايراني است و اين هنر زيرشاخه عنوان بزرگ و ريشهدار هنرهاي قهوهخانهاي در كشور محسوب ميشود، ولي باز هم از خطر دستاندازي كشورهاي ديگر مصون باقي نمانده است.
نگرانيهايي وجود دارد كه كشورهايي چون مصر، عراق و حتي پاكستان درباره اينگونه هنر ملي ادعاي مالكيت دارند، چراكه اين هنر در طول سدهها از ايران به كشورهاي ديگر منتقل شده است.
قهوهخانه يا چايخانه در طول 400 سال از تاريخ ايران و در دورههاي مختلف كاركردهاي مختلفي داشته است. چايخانه محلي بوده است كه در آن مردم دور هم جمع ميشدند و اوقات فراغتشان را به شنيدن نقالي و اشعار فردوسي سپري ميكردند. مردم در چايخانهها با يكديگر گرم صحبت ميشدند و ديدگاههايشان را با هم رد وبدل ميكردند و چهرههاي سرشناس و دست و دلباز معروف به لوتيها در همين محيط براي كمك به خانوادههاي فقير با يكديگر قرار ميگذاشتند.
از دل چنين فضايي نقاشان قهوهخانهاي ظهور كردند. اين نقاشان با گوش سپردن به بحثها و داستانهايي كه در قهوهخانه مطرح ميشد، سوژههاي نقاشي خود را انتخاب و سپس هنرشان را روي ديوارها، كاشيها و سنگها پياده ميكردند. گاه نيز صاحبان قهوهخانهها اين نقاشان را براي كشيدن نقاشي برخي داستانهاي فولكلور در اين قهوهخانهها استخدام ميكردند.
نقاشان قهوهخانهاي با نگاه خاص و منحصر به فردي كه در هيچ سبك ديگري ديده نميشود، نمادهايي را بر اساس تصورات و خيالاتشان به تصوير ميكشيدند. موضوع اين نقاشيها داستانهاي اساطيري، سنتها و مذهب بود. حتي زورخانهها هم از چنين شاهكارهاي هنري براي تزئين فضاي خود استفاده ميكردند.
نقاشي قهوهخانهاي بيشك يكي از ارزشمندترين مواريث ناملموس ايران است كه در كنار نقالي و سنت قهوهخانه ريشهاي عميق در فرهنگ كشورمان دارد. خوشبختانه هنر نقالي پيشتر به نام ايران در سازمان جهاني يونسكو ثبت جهاني شده است اما براي ثبت سنت قهوهخانه هنوز از يك تصميم مشخص براي تهيه پرونده ثبت جهاني آن خبري نيست. حالا براي نقاشي قهوهخانهاي كه هنري رو به انقراض بوده و آنچنان كه بايد به نسل جديد منتقل نشده است بايد تدابيري را انديشيد.
ثبت جهاني اين هنر به نام كشورهاي ديگر بدون شك ميتواند اوضاع آن را وخيمتر از گذشته كند و از اين حيث بدون شك نقاشي قهوهخانهاي يكي از مهمترين اولويتها براي قرارگيري در فهرست مواريث در معرض خطر ادعاي كشورهاي ديگر است تا مگر بدين وسيله جايگاه پر اهميت آن در فرهنگ كشورمان تثبيت و تقويت شود.